چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست !
درين ساحل كه من افتاده ام خاموش،
غمم دريا، دلم تنهاست .
وجودم بسته در زنجير خونين تعلق ها ست !
خروش موج، با من مي كند نجوا،
كه : - « هرل كس دل به دريا زد رهائي يافت !
كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت ... »
مرا آن دل كه بر دريا زنم، نيست !
ز پا اين بند خونين بر كنم نيست ،
اميد آنكه جان خسته ام را ،
به آن ناديده ساحل افكنم نيست !
|
خريب چند جايگاه پمپ بنزين در اصفهان سهميهبندي شبانه بنزين در كشور موجب ايجاد اعتراض گسترده مردم شد. مرتضي پهلواننژاد, دبير انجمن صنفي جايگاههاي اختصاصي استان اصفهان با اعلام اين مطلب گفت: در پي اعلام سهميهبندي بنزين مشكلات زيادي براي جايگاههاي سوخت اصفهان ايجاد شد و جمعيت كثيري در جايگاهها تجمع كردند. پهلواننژاد, از تخريب چند جايگاه در اصفهان توسط مردم ناراضي خبر داد و افزود: از نيروي انتظامي درخواست كمك كرديم, ضمن اينكه از جايگاهداران خواستيم در جهت آرام كردن مردم اقدام كنند, تا اين طرح به سلامت بگذرد. وي تاكيد كرد: بنزين مورد نياز هر جايگاه تا صبح امروز تامين شده و تانكرهاي سوخت به نياز سوختي هر جايگاه را به موقع تحويل داده است. دبير انجمن صنفي جايگاههاي اختصاصي استان اصفهان, در خصوص اين ازدحامها اظهارداشت: مسوولان امر بايد اجراي اين طرح را زودتر اعلام ميكردند و يا بدون اعلام وضعيت سهميهبندي را به جايگاهها ابلاغ ميكردند و صبح اين خبر را به طور رسمي اعلام ميكردند تا مشكلات اين چنيني پيش نيايد. | |
دكتر مصطفي معين، كانديداي اصلاحطلبان پيشرو در انتخابات رياست جمهوري نهم، با انتقاد از توقيف روزنامه "همميهن" و لغو امتياز روزنامة "مشاركت"، برخوردهايي از اين دست را در شرايط فعلي كشور، به ضرر منافع ملي خواند.
وي در گفت وگو با خبرنگار نوروز گفت: در شرايطي كه بيش از هر زمان ديگر، به انسجام و همكاري همة نيروها و جريانهاي دلسوز كشور نيازمنديم، توقيف مجدد روزنامه "همميهن" كه اندك زماني از انتشار آن نميگذشت، آن هم با استناداتي كه در نوع خود بديع و منحصر به فرد است، اقدامي بسيار تاسفبار بود. كانديداي اصلاحطلبان پيشرو در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم با اشاره به تاثير گذاري هر يك از اين دو روزنامه در دو مقطع مهم و محروميت جامعه از حق آگاهي كه به تبع ايجاد محدوديت در عرصه اطلاع رساني ايجاد ميگردد، گفت: نيروهايي كه در روزنامه همميهن مشغول فعاليت بودند، از روزنامه نگاران خوشفكر و مستعدي هستند كه در فضاي رسانهاي كشور، با تمام توان رسالت خود را به عنوان ركن چهارم دموكراسي، در جهت آگاهي بخشي به تودههاي مردم انجام ميدادند. وي گفت: توقيف ناگهاني روزنامه و مشكلاتي كه به تبع توقيف براي اين قشر فرهيخته ايجاد ميشود، از مصاديق بارز نقض حقوق شهروندي است و همه گروهها، احزاب و شخصيتهايي كه به پيشبرد دموكراسي و دفاع از حقوق بشر اعتقاد دارند، بايد با همفكري و همكاري يكديگر، از تكرار چنين برخوردهايي كه در چند سال اخير به يك رويّه تبديل شده، جلوگيري نمايند.
دكتر مصطفي معين گفت: اگر از آزادي همة جريانها و گروههايي كه طبق قانون اساسي مجاز به فعاليت هستند، دم ميزنيم، اين آزادي نبايد فقط به زمان انتخابات و رقابتهاي انتخاباتي محدود شود، بلكه آزادي و عادلانه بودن امكان فعاليت در همة زمانها مد نظر است و اقدامهايي از اين دست در سالي كه انتخابات هشتمين دورة مجلس شوراي اسلامي را پيش رو داريم، علائمي از مداخله و اعمال نظرهاي جناحي و سياسي در برگزاري سالم، آزادانه و عادلانه اين انتخابات است. آزادي انتخابات يعني حق برخورداري تمامي احزاب و گروههاي قانوني و شخصيت هاي حقيقي از روزنامه و نشريه و بهره گيري عادلانه از رسانه ملي ، حق برگزاري برنامههاي سخنراني و اجتماعات و استفاده از اماكن و تريبونهاي عمومي مانند مساجد، دانشگاهها و ... .
دكتر مصطفي معين ضمن تأكيد بر ضرورت فراهم ساختن فرصت و فضاي رقابتي عادلانه و برابر براي همة گروهها، افزود: اگر با توقيف مطبوعات جلوي انتشار نظرات منتقدانه را بگيرند و رقيب را از امكانات اطلاع رساني و رسانهاي محروم كرده و آنها را مجبور به تن دادن به شرايط حداقلي كنند، عملا فضايي براي رقابت باقي نميماند و طبيعي است كه حضور افراد توانا و جريانهاي موثر در عرصه رقابت محدود ميشود. چنانكه لغو امتياز روزنامة مشاركت و محروميت اين حزب به عنوان يك حزب فراگير از داشتن ارگان مطبوعاتي، عرصة رقابت را بر اصلاحطلبان تنگتر از هر زماني كرده است.
دكتر مصطفي معين در پايان با ابراز اميدواري نسبت به تجديد نظر در برخوردهاي صورت گرفته با مطبوعات، از مسئولان و دست اندركاران اجرايي و قضايي كشور خواست با جريانهاي سياسي مستقل، منتقد و حتي مخالفان خود در چارچوب قانون اساسي، با سعة صدر،انصاف و عدالت برخورد كنند.
|
| ||
|
«سید محمد خاتمی» در یك سخنرانی مشروح به مطالب منتشره از سوی یکی از ارگان های مکتوب اقتداگراها پاسخ داد.این روزنامه که از بیت المال نیز ارتزاق می کند. اخیرا در یكی از سرمقالههای خود، نیروهای سیاسی را به سه دسته «مذهبی»، «نیمهمذهبی» و «غیرمذهبی» تقسیم كرده بود و اصلاحطلبان را عموما در دسته «نیمهمذهبیها» قرار دادهبود. براساس گزارش سایت امروز به نقل از روابط عمومی بنیاد باران، خاتمی در دیداراعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس دانش آموزی با تاکید بر اهمیت حضور همگان در عرصه های مهمی چون انتخابات، اصلاحات را «حرکتی اصیل در گذشته و حال» دانست که حتی در سطح اخیر باید آن را متجلی در شعارها و برنامههایی به حساب آورد که به معرض رای گذاشته شد ومورد انتخاب قرار گرفت. وی با تاکید بر «نگاه میانهروی در اصلاحات» و«نفی افراط وتفریط» افزود: امروز در برخی محافل گفته میشود که دیگر تعریف چپ و راست و اصلاح طلب و محافظه کار و نظایر آنها معنا ندارد؛ بلکه باید جناحها را به بیدین و بادین و احیانا نیمهمذهبی تقسیم کرد یا مثلا به انقلابی مومن و لیبرال منحرف بیآنکه حتی تعریف درستی از لیبرالیسم بهدست بدهند. خاتمی در ادامه افزود: البته در اصلاحات تاکید بر آزادیهای اساسی در جامعه و حمایت از آن، دفاع از حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود یک اصل اساسی است ومتهم کردن کسانی که دم از آزادی و دفاع از حقوق مردم میزنند، به لیبرال و لیبرالیسم یک انحراف بزرگ است و این در حالیاست که بیشترین و علمیترین نقدها پیرامون مبانی فلسفی لیبرالیسم از طرف بسیاری از اصلاح طلبان از جمله خود من صورت گرفته است؛ همانگونه که مدرنیته نقد شده است. وی در ادامه تصریح كرد: این تعبیرات تازگی ندارد؛ ولی آنچه تازگی دارد و این است كه این مساله در سالهای اخیر بیپروا تر نسبت به بسیاری از نیروهای اصیل جامعه مطرح میشود؛ در حالی که معتقدیم مسائلی که هیچ ربطی به دین ندارد، نام دین و انقلاب مطرح کردن آن، برای بیرون راندن رقیب از صحنه، خیانت به دین است. خاتمی تصریح کرد: ما از موضع دین و دفاع از دین میگوییم باید در جامعه آزادی را پاس داشت و هنگامی که از آزادی سخن گفته میشود، میگویند اینها طرفدار ولنگاری هستند؟ چه کسی از ولنگاری و شکستن هنجارهای دینی واخلاقی دفاع میکند؟ ما میگوییم آزادی های اساسی یعنی حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خود که به صراحت در قانون اساسی هم آمده است. رییس جمهور پیشین ایران افزود: براساس اصلاحاتی که ما میگوییم قدرتی مستقر نمیشود، مگر اینکه متکی بر اراده مردم باشد و هیچ قدرتی مطلوب نیست مگر اینکه تحت نظارت مردم باشد وتنها مردم حق و توانایی جابجایی آن را داشته باشند. وی در ادامه با نفی مبانی لیبرالیسم به لحاظ فلسفی و نیز ناسازگاری آن در کشوری مثل ایران بهلحاظ تاریخی و مقتضیات فرهنگی، اضافه کرد: یکی از مشکلات پاره ای از روشن فکران جامعه ما، این است که تصور کردهاند که نسخه و الگویی که در تاریخ غرب اتفاق افتاده است، عینا در اینجا قابل پیاده شدن است و این امکان ندارد؛ همچنان که یک گیاه گرم سیری را نمی توان در یک منطقه سرد سیر بهعمل آورد. خاتمی همچنین تصریح کرد: تاریخ و شرایط ما با دیگران متفاوت است ، اما این امر به آن معنی نیست که هرچه در غرب تجربه شده است؛ از جمله تکیه بر اصل آزادی و حاکمیت انسان بر سرنوشت خود را نفی کنیم؛ خیر، به عنوان مسلمان روشنبین آن ر ا قبول داریم و به شدت از آن دفاع میکنیم، در عینحال که مبانی فلسفی لیبرالیسم را رد میکنیم. خاتمی در ادامه گفت: ما به خدا اعتقاد داریم و به منبعی ماورای این عالم؛ ما معتقدیم که انسان از طبیعت بزرگتر است و این بزرگی به لحاظ اتصال با آن منبع متعالی است. در غرب نیز اندیشه های متفاوتی وجود دارد، اما آنچه مشهورتر وفراگیرتر است، اینکه آن منبع نفی میشود، مورد غفلت قرار میگیرد وبر عقل خود بنیاد بشر تکیه میشود و بیشتر به جنبههای زمینی انسان اصالت داده میشود و ما در عینحال که جنبه زمینی بشر را اصیل میدانیم،اما علاوه بر آن آدمی را موجودی آسمانی به حساب میآوریم و بر آن ابعاد متعالی تکیه داریم؛ در خیلی نظرات دیگر مبانی فلسفی اسلام با لیبرالیسم متفاوت است، چگونه یک مسلمان واقعی میتواند لیبرال واقعی باشد؟ وی تاکید کرد: آزادی یعنی حق تعیین سرنوشت توسط انسان و ابتكاء قدرت بر خواست آزاد مردم و احترام به آزادی اندیشه و بیان و نظایر آن اموری است که بعنوان مسلمان افتخار میکنیم که به آن پایبندیم؛ امام امیر المومنین با اینکه معصوم و منصوب از طرف خداوند است، پس از رحلت پیامبر در صدد تحمیل حکومت خود بر مردم بر نیامد. من آن اسلام را قبول دارم، اگر این لیبرالیسم است خیلی خوب است. آنچه بد است این است که به نام اسلام، مخالف سلیقه خود را به هر قیمتی از صحنه خارج کنیم. این اسلام نیست؛ فاشیسم است و اسلام واقعی اگر لیبرالیسم را نمیپذیرد، اما به طریق اولی فاشیسم را مردود میداند. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاشهایش در عرصه بین المللی و وظیفهای که در تبیین روح واقعی اسلام بر عهده دارد، تاکید کرد: در جهان امروز، اسلام از دو جهت در معرض تهدیدو خطر است؛ یکی از ناحیه جنگ عظیم روانی، تبلیغاتی و سیاسی که علیه اسلام به راه انداختهاند وآن را دین خشن، ضد حقوق بشر، ناسازگار با امنیت جهانی وبا آزادی، صلح و پیشرفت میدانند، قدرتهای صهیونیستی و توسعهطلب پشت این جریان هستند که نه دلشان برای دموکراسی میسوزد، نه حقوق بشر! بلکه فقط خواستار سلطه هستند و برای توجیه سیاستها و رفتار خود نیازمند یک دشمن هستند و اسلام را همان دشمن میدانند. بخصوص از آن جهت که اسلام هویت بخش قسمت مهم از جامعه بشری آن هم در حساسترین و گرانبهاترین مناطق استراتژیک عالم است. خاتمی افزود: خطر دوم؛ صداهای خشن و ویرانگری است که بهنام اسلام بلند میشود. از یک طرف اسلام در ظواهر خشک که به دور از روح اسلام یعنی روح انسانیت، عدالت، عرفان و کرامت انسان است، خلاصه میشود و به ظواهر خشک تقدس بخشیده میشود و حاضر به تحمل هیچگونه تحولی در فکرشان نیستند و از سوی دیگر فقط خشونت را در پیشبرد کار خود میشناسند. رییس جمهور پیشین ایران تصریح کرد: این دو جریان دشمن اسلام واقعی هستند. اسلامی که از جمله در حرکت دو قرنی این ملت بزرگ ایران نقش ممتازی داشته است و در جریان انقلاب اسلامی پیشنهاد جمهوری اسلامی را داد که مستقرشد؛ چنین اسلامی میتواند در دنیا مطرح باشد و برای کشورهای استبداد زده و استعمار زده وعقبمانده اسلامی نجات بخش باشد و میتواند با دنیا سخن بگوید، با آن داد و ستد داشته باشد؛ من همواره از این اسلام در برابر هیاهوهای اسلام ستیزها و نیز مدعیان اسلامگرایان خشونتطلب دفاع کردهام . خاتمی افزود:ما نمی توانیم از پایگاه فاشیسم از اسلام دفاع کنیم ،اما اسلام هم لیبرالیسم را نقد میکند وهم فاشیسم را رد میکند. انتقاد خاتمی به ممانعت از ورود افراد و گروهها به انتخابات خاتمی در این جلسه همچنین با اشاره به بد اخلاقیهای رایج در جامعه، تصریح كرد: عدهای به صراحت اعلام میکنند که نباید بگذاریم بعضی افراد و گروهها در عرصه انتخابات شرکت کنند و برای تخریب به هر نوع دروغ و تهمت و شانتاژی نیز متوسل میشوند در حالیکه آزموده اند این روشها در جامعه اثر عکس دارد؛ برخی از اینکه جامعه به یک اصلاحطلبی معتدل جلب شود نگرانند و از همین حالا درصدد بدنام کردن و زمینهسازی برای رد صلاحیتها هستند؛ اما به یاری خداوند همه آنان که دلسوز انقلاب، کشور و مردم اند، باید با نشاط فراوان در صحنههای سرنوشت بخصوص انتخابات حضور داشته باشند. وی در بخش پایانی سخنان خود كه به توصیههایش به اعضای ادوار مجلس دانش آموزی، اختصاص داشت، با اشاره به لزوم ایجاد بستر برای حضور جوانان در عرصههای اجتماعی و سیاسی کشور گفت: آنچه بطور کلی در مورد اصلاحات گفته شد، در مورد تشکلهایی مانند مجمع نمایندگان ادواردانش آموزی هم صدق میکند ؛ابتدا باید مشخص کنید که چه كسی هستید و چه میخواهید انجام دهید؛ شما باید مشخص کنید که اسلام را قبول دارید؛ البته این به آن معنی نیست که عزیزانی از اقلیتهای دینی در مجلس دانش آموزی یا مجمع ادوار، نیایند، اما مجمع ادوار در نظام جمهوری اسلامی تلاش می کند و از اسلام هم دفاع میکند و به آن پایبند است. رییس جمهور پیشین ایران در ادامه گفت: از سوی دیگرشدیدا از آزادی و پیشرفت و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و از توسعه همه جانبه هم دفاع میکند؛ شما باید از حضور همه مردم در امر انتخابات بدون محدود و محکوم کردن آنان دفاع کنید، قیم مردم نیستیم که بگوییم مردم چه کنند، بلکه تاکید کننده بر آزادی و حرمت آنها هستیم. وی افزود: در جنبه داخلی میتوانید و باید برای رشد فکری و معنوی و اجتماعی دانش آموزان، دانشجویان و جوانان کار کنید، به تشکل ها روحیه بدهید، در آنها همبستگی را تقویت کنید وآنها را تشویق به حضور درعرصههای اجتماعی کنید و کانال خوبی برای حیات اجتماعی و فعالیت نسل جوان باشید؛ در عرصه بینالمللی هم شما نمایندگان خوبی از ایران و کشورهای اسلامی برای تماس با جوانان کشورهای دیگر هستید. خاتمی در ادامه گفت: در زمینه گفتوگوی تمدنها که بحمدالله مورد استقبال جهانی است؛ هرچند امکانات اندک است ، ایجاد یک نوع ارتباط بین صنفهای مختلف در دنیا مورد توجه بوده است. جوانان ،هنرمندان و سایرین با هم سخن بگویند و برای مسائل جهانی راه حلهای مشترک بیابند. وی افزود:یکی از تشکلهایی که میتوانند در این زمینه فعال باشد تشکل شما است كه از میان همه قشرها برآمده ،همه شما نمایندگی میلیونها جوان را داشتهاید، نوعی مدیریت اجتماعی را تجربه کردهاید و امروز هم دریک سطح بالاتر در دانشگاه یا جامعه حضور فعال دارید، میتوانید دارای شخصیت بین المللی هم باشید. | ||
چند وقتي بود ننوشته بودم. دنبال موضوعي براي نوشتن بودم، بهتر بگم دنبال بهانه اي براي نوشتن! هيچ بهانه اي پيدا نكردم كه بخوام به خاطرش وقت بذارم و چند خطي سياه كنم. داشتم فكر ميكردم اين بهانه چي هست كه همه جا كاربرد داره. از بچگي باهاش بزرگ شديم و برخلاف بزرگ شدن ما بهانه هامون هر روز كوچك تر شدن.
از بچه 2 ساله دنبال اين موجودلاموجود يعني "بهانه" هست تا سران مملكتي ! توي خيابون، مغازه، اداره، مجلس، دولت و .... همه جا هست و نيست !
بچه كه بوديم دلمون بهانه نمكي مي خواست اما حالا نمك زندگي مون بهانه هايي هستن كه هر روز رنگ تازه اي به خود مي گيرن.
بچه كه بوديم به خاطرفلان اسباب بازي و فلان برنامه تلويزيوني و ... بهانه مي گرفتيم، گريه و زاري مي كرديم، قهر مي كرديم، لجبازي مي كرديم و از اينكه كسي خواسته ما رو برآورده نميكرد شاكي مي شديم و حالا كه بزرگ شديم به دنبال بهانه براي زندگي يا مرگ مي گرديم! به دنبال اين هستيم كه بهانه اي براي شكست ها يا پيروزي هاي گذشته و يا حال پيدا كنيم. به دنبال بهانه اي براي يك سلام و يا يك بدرود هستيم. به دنبال بهانه براي بهانه آوردن! به دنبال بهانه اي براي خنديدن، گريه كردن، نفرت، دوست داشتن و حتي عاشق شد! ( آخه سري كه درد نميكنه چرا دستمال مي بنديم !؟ )
بچه كه بوديم دلمون مي خواست اينقدر بزرگ ميشديم ( مثلا اندازه برادر يا خواهر 20 سالمون ) كه هر كاري كه مي خواستيم مي كرديم، اما حالا كه بزرگ شديم نمي دونيم مي خواهيم چه كار كنيم. يك روز سياهيم، يه روز سفيد و يك روز هم راه راه سياه و سفيد!! حالا كه بزرگ شديم و به اون قدرتي كه از بچگي آرزوش رو داشتيم رسيديم هنوز به دنبال بهانه گيري هاي بچگي هامون هستيم و هنوز فكر مي كنيم اين ديگران هستند كه باعث رضايت و يا نارضايتي ما ميشن، اما هنوز هم غافليم كه بهانه اول و آخر زندگي مون، بهانه اول و آخر شكست ها و پيروزي هامون، بهانه خنديدن ها و گريه هامون، بهانه شاديها و غم هامون، چه زماني كه بچه بوديم و چه الان كه بزرگ شديم كسي و چيزي نيست جز خودمون ! نه ديگران !
اين همه گفتم ولي هنوز بهانه اي براي نوشتن پيدا نكردم ... !!! و در آخر ...
آينده بي بهانه منتظر شماست، آن را دريابيد ... !!!
به سادگي و بچگانه بودن بهانه ها لبخند بزنيم ... !!!
شايد دفعه ديگه بهانه اي پيدا كردم كه بنويسم، اين بار كه بهانه ای پیدا نشد !
کارلوس اسلیم فرزند یک لبنانی مسیحی مهاجر به نام یوسف سالم حداد است که در سال 1902 کشورش را به مقصد مکزیک ترک کرد. پدر کارلوس اسلیم ، به واسطه کار سخت و استعدادش در سرمایهگذاری ، به سرعت مدارج ترقی را پیمود ، به طوری که در سال 1910 صاحب یک زمین باارزش در مرکز شهر مکزیکوسیتی شد. وی با دختر یک بازرگان موفق ازدواج کرد و صاحب 6 فرزند شد که کارلوس اسلیم ، کوچکترین آنها بود.

کارلوس اسلیم در 28 ژانویه 1940 در مکزیکوسیتی به دنیا آمد. اسلیم اعتبار زیادی در صنایع ارتباطات مکزیک و آمریکای لاتین دارد. وی ریاست شرکتهای Telmex ، Telcel و América Móvil را به عهده دارد. سه پسر و یک پسرخواندهاش ، وی را در اداره این شرکتها یاری میکنند.
در سوم جولای 2007 ، یک روزنامهنگار اقتصادی مکزیکی گزارش کرد که ثروت اسلیم از میزان دارایی بیل گیتس ، پیشی گرفته است. دارایی فعلی وی 67.8 میلیارد دلار تخمین زده میشود. وی قسمت قابل ملاحظهای از این سرمایه را مدیون سودهایی است که اخیرا از طریق شرکت America Movil به دست آورده است.
گرچه اسلیم بیشتر ثروت خود را از طریق شرکتهای ارتباطی به دست آورده است ولی سرمایهگذاریهای هم در صنایع بیمه ، خردهفروشی ، معدن ، بانک و تنباکو هم داشته است.
گفته میشود نیمی از کل ارزش سهام مکزیک مربوط به شرکتها و سرمایهگذاریهای اسلیم است.در مکزیک از هر 5 خط تلفن سیار 4 خط و از هر 10 خط تلفن ثابت 9 خط از خدمات شرکت ارتباطی اسلیم استفاده میکنند.
در سال 2006 ، اسلیم 1.8 میلیارد دلار به مؤسسههای خیریه کمک کرد ، 95 هزار دوچرخه برای کودکان فقیر خرید تا بتوانند به کمک آنها به مدرسههایشان بروند ، کمک کرد که 700 هزار عینک برای محصلین خریده شود و به 150 هزار دانشجو یاری رساند. او هزاران لپتاپ برای کودکان خریده است و در نظر دارد طی برنامهای در عرض 4 سال آینده ، ده میلیارد دلار به سیستم بهداشت و درمان مکزیک و برنامههای آموزشی کمک کند.
در شرکتهای اسلیم 250 هزار مکزیکی مشغول به کار هستند.
سال گذشته یک روزنامه مکزیکی کاریکاتور جالبی از اسلیم منتشر کرد که زیر آن نوشته شده بود : Billion Dollar Baby!
این یک روی سکه است ، کارشناسان اکانومیست اعتقاد دارند که انحصار اقتصاد مکزیک به وسیله اسلیم و 100 خانواده شناختهشده دیگر مکزیکی ، ضرر و زیانهایی زیادی برای اقتصاد مکزیک دارد ، طوری که درآمد سالیانه مکزیکیها را به زیر 7 هزار دلار رسانده است. شواهد چنین فقری را میتوان در انبوه مهاجرانی که سالیانه برای کار به آمریکا ، مهاجرت میکنند ، جستجو کرد. در واقع 10 درصد جمعیت مکزیک به آمریکا مهاجرت کردهاند

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

مادرم هستی من ز هستی توست
تا هستم و هستی دارمت دوست
مادرم روزت مبارک

يكي از دوستان دفترچه سوالات کنکور امسال رو می دیده و از جالبي متحير شده !
شما هم ببينيد شايد متحير شديد و .....
====================================================
سوال اول ادبیات و زبان فارسی
1- جای خالی را با گزینه مناسب پر کنید.
«بهرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور ........... گرفت»
گزینه ها :
1) شهرام 2) مهرام 3) بهرام 4) آرام
====================================================
سوال اول دینی هم یه چیزی تو همین مایه هاست!
51- جای خالی را با گزینه مناسب پر کنید.
رویاهای صادقانه : هر کدام از ما هنگام .......... رویاهایی را مشاهده می کنیم. این رویاها انواع مختلف دارند.
گزينه ها :
1) دویدن 2) ایستادن 3) خواب 4) نشستن
====================================================
فقط خدا می دونه چند تا سوال دیگه هم به اين سبك بوده و واقعا بايد گفت كنكور ملاك ارزيابي و سنجش بسيار خوبي براي انتخاب راه يافتگان به دانشگاه ها هست !!!!!!!!!
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشهام گپ زدن است
گاه گاهي مينويسم تكليف
ميسپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من ميخواهي
من از او پرسيدم
دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبلهام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجرهها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي ميخوانم
كه خروس ميكشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بيكرنش ميخوانديم
نمره بي خواهش ميآورديم
تا معلم پارازيت ميانداخت
همه غش ميكرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آن روز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در ميگشت
يك نمره قبولي ميخواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك ميزد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ ميگفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مينوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نميخندم اگر دوست من ميافتد
من نميخندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نميخندم اگر موي سرم ميريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب ميدانم استاد
كي كوئيز ميگيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا، نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي ميميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظميها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطاها برويم
روزنامه هم میهن توقیف شد
روزنامه هم میهن توقیف شد. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب عصر روز سهشنبه دادستانی انقلاب تهران طی نامهای از مدیرمسئول روزنامه هممیهن خواست انتشار این روزنامه را متوقف کند.
غلامحسین کرباسچی مدیرمسئول روزنامه هممیهن در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با تأیید خبر توقیف این روزنامه در خصوص دلایل آن گفت: «آنچه به ما گفتهاند این که جریان دادرسی با اشکالاتی مواجه بوده و ایراداتی را به دادگاه وارد دانستهاند. از سویی گفته شده است که یکی از این ایرادات این است که خود من هم در دادگاه حضور نداشتهام».

وی افزود: «ما تابع قانون هستیم. بحث ما بحث قانونی است. ما روزنامه را برخلاف قانون منتشر نکردهایم. دادگاه تشکیل شده و هیأت منصفه حضور داشته و حکم تبرئه را به ما ابلاغ کردند و ما براساس موازین قانونی روزنامه را باز کردیم».
کرباسچی در پایان گفت: «آن روز به ما گفتند تبرئه شدهاید و ما روزنامه را باز کردیم. امروز هم به ما گفتهاند و ابلاغ کردهاند که این کار را نکنید ما هم روزنامه را منتشر نمیکنیم».
روزنامه هممیهن به مدیرمسئولی غلامحسین کرباسچی در جریان توقیف دسته جمعی مطبوعات در اردیبهشت ماه 1379 توقیف شد. پس از آن و بعد از گذشت سالها با برگزاری دادگاه، خبر تبرئه کرباسچی و رفع توقیف از آن روزنامه منتشر شد. کرباسچی مدتی پس از این حکم اعلام کرد که قصد دارد این روزنامه را با تحریریهای جدید منتشر براساس اخبار رسیده در نامه دادستانی به روزنامه هممیهن اشکالاتی که در روند دادرسی و غیبت مدیرمسئول به وجود آمده به عنوان علت اصلی توقیف این روزنامه ذکر شده است.
روزنامه هم میهن پس از انتشار 42 شماره توقیف شد.
اگر سرخم چنان آتش - حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی - نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز - نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که....زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت
تمام غنچه ها تشنه - ومن بی تاب و خشکیده
تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته - به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت - شنیدم سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری - به جان دلبرش - افتاده بود-امّا-
طبیبان گفته بودندش - اگر یک شاخه گل آرد
ازآن نوعی که من بودم - بگیرند ریشه اش را و بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش آندم - شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت - بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را
به دنبال گلش بوده - ویک دم هم نیاسوده
که افتاد چشم او ناگه - به روی من
بدون لحظه ای تردید - شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا - با ریشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد......
واو می رفت و....من در دست او بودم
واو هرلحظه سر را - رو به بالاها -تشکّر از خدا می کرد
پس از چندی - هوا چون کورۀ آتش - زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش - تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت - گفت:اما چه باید کرد
در این صحرا که آبی نیست -به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد -که وای من - برای دلبرم هرگز دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست
خودش هم تشنه بود اما!! نمی فهمید حالش را
چنان می رفت و - من در دست اوبودم
و حالا من..... تمام هست اوبودم
دلم می سوخت - اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب - نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش - تمام جان من می سوخت
که ناگه - روی زانوهای خود خم شد
دگر از صبر اوکم شد - دلش لبریز ماتم شد
کمی اندیشه کرد- آنگه -مرادر گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را - با سنگ خارایی - زهم بشکافت - زهم بشکافت
اما ! آه ! ! - صدای قلب او گویی - جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را - پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود - با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟! - به جای آب خونش رابه من می دادو
بر لب های او فریاد - بمان ای گل - که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل - ومن ماندم - نشان عشق وشیدایی و با این رنگ وزیبایی
و نام من شقایق شد - گل همیشه عاشق شد...

این عکس سال ۸۵ گرفته شده یکی از مناطق شرق تهران
در اين گزارش آمده است: «محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران كاملاً از پاشنه آشيل كشورش آگاه است و براي كاهش وابستگي كشورش به بنزين وارداتي از طريق يك استراتژي در سه محور (كاهش مصرف بنزين، توسعه موثر پالايشگاهي و تامين وارداتي بنزين از كشورهاي دوست و هم پيمان) فعاليت هايي را جهت مقابله با تحريم هاي اقتصادي آمريكا در دست اجرا دارد.»
اين مركز با اشاره به استراتژي احمدي نژاد در مقابله با تحريم ها از آن با عنوان «طرح ايران براي براندازي و واژگون سازي تحريم هاي آمريكا» ياد كرده و آورده است: احمدي نژاد در يكي از مصاحبه هاي اخير خود با شبكه خبر ايران، طرح خود براي استقلال انرژي را توضيح داد. او تاييد كرد كه ايران براي كاهش تاثيرات بنزين با يك برنامه فشرده به دنبال تغيير سوخت خودروها براي حركت با سوخت گاز طبيعي است و براي شروع، كاهش مصرف بنزين را از طريق سهميه بندي كنترل قيمتي و تغيير وضعيت به سمت محصولات غيرنفتي در دستور كار قرار داده است.
مركز بررسي امنيت جهاني آمريكا كه يك مركز مطالعات غيرانتفاعي فعال در حوزه انرژي است، غالباً در مورد موارد ارجاعي از كنگره آمريكا به انجام پژوهش مي پردازد.
مديران و مشاوران اين موسسه از مشاوران ارشد كنگره و دولت ايالات متحده در حوزه هاي مرتبط با انرژي و امنيت جهاني هستند. در سابقه برخي از اين افراد، مشاورت عالي كابينه در بخش هاي وزارت دفاع، انرژي و امور خارجه به چشم مي خورد. افرادي چون جيمز وسلي، رئيس اسبق سازمان اطلاعات آمريكا (سيا)، آن كورين، گال لوفت و... از جمله مديران اين موسسه پژوهشي هستند.
اين مركز با اشاره به طرح هاي وسيع دولت ايران جهت كاهش مصرف بنزين و گاز سوز كردن خودروها تاكيد مي كند، اگر طرح احمدي نژاد براي استقلال انرژي اجرايي شود، ايران مي تواند در طول 5 سال قطعاً در برابر تحريم هاي بين المللي مقاوم شود. در حال حاضر دولت ايران قصد دارد اكثر قريب به اتفاق خودروهايش را تا سال 2015 دوگانه سوز كند.
برهمين اساس، مركز بررسي امنيت جهاني آمريكا پيشنهاد مي كند: چندين گلوگاه در طرح ايراني ها وجود دارد. پياده سازي اين طرح (گازسوز كردن خودروها)، وابستگي بسيار به تامين حداقل 5/1 ميليون مخزن گاز در هر سال دارد. مخازن CNG از مواد فولادي و كامپوزيتي ساخته مي شود و نياز به فرآيند توليد خاص دارد. ايالات متحده مي تواند با هدايت عمليات كارشكني و خرابكارانه در مقابل نقاط بحراني موجود در زيرساخت هاي گاز طبيعي ايران، اين فرآيند را با تاخير مواجه كند.
حملات خرابكارانه عليه كارخانه هاي توليد CNG و كارگاه هاي تبديل، به همراه ايجاد معيارهاي تضمين عليه شركت هاي اروپايي مثل TUV اتريش و AFS مستقر در كلگري كه طرح انرژي ايران را با تامين قطعات و لوازم براي فراهم كردن خدمات ضروري تسهيل مي كنند، مي تواند تاخير قابل توجهي در اجراي برنامه داشته باشد.
مادری دارم بهتر از برگ درخت
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی مرور ۹ ماه خاطرات در او زنده بودن وبا او تپيدن
روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد
روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
و من دلم برای تو تنگ شده . کاش میشد همیشه پیشم بمونی. روزت مبارک مامان مهربون خودم

این عکس را بعد از آن سفر، وقتی کوزه را به تهران آورده شد، انداخته شده تا هیچ خاطره ای از حماسه حضور رئیس جمهور مکتبی در جای جای ایران عزیز، هیچ گاه از خاطرکسی نرود.
چون این نشان از عشق عمیق آن فرد نسبت به دکتر احمدی نژاد داشت. وقتی عشق ملت بر روی کوزه نقاشی می شود ...
به صد اميد مي بستم نگاهي
مگر يك تن از اين ناآشنايان
مرا بخشد به شهر عشق راهي
به هر چشمي به اميدي كه اين اوست
نگاه بي قرارم خيره مي ماند
يكي هم، زين همه نازآفرينان
اميدم را به چشمانم نمي خواند
غريبي بودم و گم كرده راهي
مرا با خود به هر سويي كشاندند
شنيدم بارها از رهگذاران
كه زير لب مرا ديوانه خواندند
ولي من، چشم اميدم نمي خفت
كه مرغي آشيان گم كرده بودم
زهر بام و دري سر مي كشيدم
به هر بوم و بري پر مي گشودم
اميد خسته ام از پاي ننشست
نگاه تشنه ام در جستجو بود
در آن هنگامه ي ديدار و پرهيز
رسيدم عاقبت آن جا كه او بود
"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"
ز خود بيگانه، از هستي رميده
از اين بي درد مردم، رو نهفته
شرنگ نااميدي ها چشيده
دل از بي همزباني ها فسرده
تن از نامهرباني ها فسرده
ز حسرت پاي در دامن كشيده
به خلوت، سر به زير بال برده
به خلوت، سر به زير بال برده
"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"
به خلوتگاه جان، با هم نشستند
زبان بي زباني را گشودند
سكوت جاوداني را شكستند
مپرسيد، اي سبكباران! مپرسيد
كه اين ديوانه ي از خود به در كيست؟
چه گويم! از كه گويم! با كه گويم!
كه اين ديوانه را از خود خبر نيست
به آن لب تشنه مي مانم كه ناگاه
به دريايي درافتد بيكرانه
لبي، از قطره آبي تر نكرده
خورد از موج وحشي تازيانه
مپرسيد، اي سبكباران مپرسيد
مرا با عشق او تنها گذاريد
غريق لطف آن دريا نگاهم
مرا تنها به اين دريا سپاريد






اين هم از توكل:


دفتر آيتالله منتظري پيرامون برنامه پخش شده «مستند روحالله» از سيماي جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 13 خرداد 1386 توضيحاتي را به دفتر خبرگزاري ارسال كرده است.
به گزارش «ايلنا»، متن كامل نامه دفتر آيتالله منتظري، از مراجع شيعه در قم، پيرامون برنامه پخش شده «مستند روحالله» به امضاي «سعيد منتظري» رسيده است، به شرح زير است:
«بسماللهالرحمنالرحيم
با توجه به پرسشهاي مكرر مومنين و علاقهمندان درباره مطالب مطرح شده در برنامهاي به نام «مستند روحالله» كه از شبكه سوم سيماي جمهوري اسلامي به مناسبت سالگرد ارتحال رهبر كبير انقلاب(ره) پخش شد، به اطلاع ميرساند كه پس از بازبيني و دقت در فيلم پخش شده موارد خلاق واقع و قابل خدشه زير در آن مشاهده شده است:
الفـ در اين برنامه آمده است:
«انتخاب ايشان (آيتاللهالعظمي منتظري) قانوني نبوده چون در قانون اساسي انتخاب قائم مقام رهبري نداشتيم».
مطلب فوق ساليان متمادي است كه توسط عدهاي از طرق مختلفي مطرح ميگردد؛ در اين باره بايد گفت:
اولاـ انتخاب آيتاللهالعظمي منتظري براي رهبري آينده انقلاب با يك مصوبه مجلس خبرگان نبوده است تا گفته شود قانوني بوده يا نبوده! بلكه امري كاملا مردمي و خودجوش و منبعث از اقبال قاطبه ملت ايران بوده است و خبرگان ايشان را انتخاب نكردند، بلكه علاقه و خواست مردم را اعلام و تاييد نمودند. اين حقيقت علاوه بر اينكه در رسانههاي آن زمان و اسناد انقلاب اسلامي مشهود است، مورد تصريح مجلس خبرگان رهبري در ماده واحده مربوطه در سال 1364 قرار گرفته است.
و ثانياـ در اعلام رسمي آيتاللهالعظمي منتظري به عنوان رهبري آتي انقلاب توسط مجلس خبرگان رهبري نيز هيچ نشاني از عنوان «قائممقام رهبري» مشاهده نميشود. بلكه خبرگان رهبري براساس اصل 107 قانون اساسي معظمله را كه از سوي مردم متعين بوده است، اعلام و بر انتخاب آنان گواهي دادند.
در اصل 107 ضمن تصريح به اينكه پس از امام خميني تعيين رهبري به عهده خبرگان است، آمده است:
«هرگاه يكي از فقهاي واجد شرايط مذكور در اصل پنجم اين قانون از طرف اكثريت قطع مردم به مرجعيت و رهبري شناخته و پذيرفته شده باشد، همانگونه كه در مورد مرجع عاليقدر و رهبر انقلاب آيتاللهالعظمي خميني چنين شده است، اين رهبر ولايت امر و همه مسووليتهاي ناشي از آن را به عهده دارد. در غير اين صورت نخبگان منتخب مردم درباره همه كساني كه صلاحيت مرجعيت و رهبري را دارند بررسي و مشورت ميكنند. هر گاه يك مرجع را داراي برجستگي خاص براي رهبري بيابند، او را به عنوان رهبر به مردم معرفي مينمايند.»
در اجلاسيه سوم خبرگان درسال 1364 طي چند ماه بحث و بررسي و تشكيل كميسيون براي شناخت مصداق اصل فوق با توجه به تعيين و انتخاب آيتاللهالعظمي منتظري از طرف اكثريت قاطع مردم از سويي، و ارجاعات فقهي و سياسيـمديريتي امام خميني(ره) به معظمله از سوي ديگر اين ماده واحده در خبرگان به تصويب رسيد:
«ماده واحده: حضرتآيتالله منتظري دامت بركاته در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول در اصل 107 قانون اساسي است و مورد پذيرش اكثريت قاطع مردم براي رهبري آينده ميباشد و مجلس خبرگان اين انتخاب را صائب ميداند».
بنابراين ادعاي اينكه آيتالله منتظري برخلاف قانون به قائممقام رهبري انتخاب شدند، از اساس مورد خدشه است. چون خبرگان ضمن اذعان به وجود شرايط رهبري در معظمله، ايشان را مورد پذيرش اكثريت قاطع مردم دانسته و بر آن صحه گذاشتهاند. در حقيقت تصويب ماده واحده از سوي خبرگان ابتكار جديدي نيست، بلكه تاكيد بر همان چيزي است كه مردم بدان اعتقاد داشتند.
همچنين ادعاي اينكه اين انتخاب غيرشرعي يا غيرقانوني بوده، علاوه بر اينكه توهين به اعضاي خبرگان وقت و مسوولان فعلي نظام است ـ كه آن روزها خود از مبتكران طرح اين موضوع در مجلس خبرگان بودند ـ توهين به حضرت امام خميني(ره) نيز به شمار ميآيد؛ زيرا ايشان با اينكه از مذاكرات چند ماهه خبرگان اطلاع كافي داشتند از آن جلوگيري نكردند؛ بلكه براساس برخي اظهارات رضايت خود را نسبت به آن ابراز كردند؛ در حالي كه اگر مخالف بودند حداقل بايستي براي امر به اين مهمي مخالفت خويش را اعلام ميكردند. هنگامي اين رضايت از سوي رهبر فقيد انقلاب بيشتر احساس ميشود كه پس از تصويب اين ماده واحده برخي از شؤون حكومتي و مديريتي ولي فقيه و حاكم از سوي امام خميني(ره) به آيتاللهالعظمي منتظري واگذار گرديد.
در اينجا مناسب است كه به سخنان يكي از اعضاي برجسته مجلس خبرگان وقت كه از سران عالي و فعلي نظام است، توجه كنيم:
«اصل 107 به ما نميگويد كه شما بمانيد تا رهبر قبلي نيا را از وجود شريف خودش خالي بكند، بعدش بياييد به فكر رهبر بعدي باشيد، كجا چنين چيزي را اصل 107 به ما ميگويد. اصل 107 به خبرگان ميگويد آقا شما رهبر معين كنيد؛ خوب اين كار يك مقدمات عقلايي دارد، مشخص است كه ما اگر بخواهيم آن كار را بكنيم، بايد اين كار را انجام بدهيم (...) اين را من يكي از مهمترين كارهايي ميدانم كه در تاريخ انقلاب ما دارد انجام ميگيرد.»(مشروح مذاكرات خبرگان، اجلاسيه سوم، ص 554ـ553)
بـ در فيلم پخش شده تلويحا عامل جنايات وهابيون در عربستان و كشتار بيش از چهارصد حاجي بيپناه در سال 1366 به اقدامات سيدمهدي هاشمي در خارج كشور ـ يعني فعاليت نهضتهاي آزاديبخش ـ نسبت داده شده است.
گذشته از اينكه چنين ادعاي بيربطي اولينبار است كه مطرح ميشود ـ آن هم توسط گزارشگري كه بيرون از مرزهاي ايران به تهيه گزارش از تاريخ معاصر ايران روي آورده است ـ داراي يك اشكال اساسي است و آن اينكه با اين تحليل ارايه شده در فيلم، پليس عربستان كه اقدام به كشتار حاجيان بيپناه در حرم امن الهي كرده تبرئه و خود ايرانيها مسوول اين كشتار شناخته شدهاند. اگر چنين تحليلي مطابق واقعيت بود، ديگر معنا نداشت از سوي مسوولان نظام در گذشته و حال دولت عربستان مسوول اين كشتار شناخته شود و هنوز موضع گيري امام خميني(ره) را فراموش نكردهايم كه: «اگر از آمريكا و اسرائيل هم بگذريم از حجاز نخواهيم گذشت».
يادآوري ميشود سيدمهدي هاشمي و همكاران او در سال 1365 بازداشت و هنگام كشتار حاجيان در سال 1366 در زندان به سر ميبردند.
جـ در فيلم مذكور آمده است:
«آيتالله منتظري پس از دستگيري سيدمهدي هاشمي از خود عكسالعمل نشان داده از جمله درس خود و ملاقاتها را تعطيل كردند.»
چنين مطلبي خلاف واقع است؛ در اين باره آيتالله منتظري ميگويند:
«پس از بازداشت سيدمهدي هاشمي و بازداشتهاي وسيعي كه نسبت به آقايان طلاب و دوستان صورت گرفت، خانوادههاي آنان معترضانه و متوقعانه به خانه من هجوم آوردند و من براي خلاصي از اين مخمصه موقتا ملاقاتهاي خود را به طور كلي قطع كردم ـ البته درس خود را تعطيل نكردم ـ ولي آقايان تعطيلي ملاقاتها را حمل بر اعتراض و مخالفت با امام و نظر ايشان كردند و گفتند آنچه خواستند، و حتي گفتند درس خود را به عنوان اعتراض به امام تعطيل كرده است! در صورتي كه فقط تعطيل ملاقاتها بود و آن هم براي فرار از توقعات خانوادههاي بازداشتشدگان.»(خاطرات، ج1، ص608)
دـ در فيلم ادعا شده است:
«پس از دستگيري سيدمهدي هاشمي, آقاي سيدهادي هاشمي داماد آيتالله منتظري و رئيس دفتر ايشان براي رهايي برادرش و متهم كردن ديگران اطلاعاتي مبني بر مذاكرات سري نزديكان آقاي هاشميرفسنجاني با برخي مقامات آمريكايي درباره خريد اسلحه در اختيار بيبيسي و راديو مونتكارلو والشراع قرار داده است».
اين مطلب كه همراه با تصويب مجعول از حجهالاسلاموالمسلمين سيدهادي هاشمي پخش شده است، غيرواقعي و كذب محض است و كارگردان با كمال بيخبري از واقعيتها و تاريخ, چنين ادعاهايي را مطرح كرده كه متاسفانه از سيماي جمهوري اسلامي هم پخش شده است. لازم به ذكر است در طول حوادث پيش آمده از سال 64 تا به حال سيدهادي هاشمي سه بار مورد بازداشت و بازجوييهاي ممتد و گسترده قرار گرفته كه تا به حال چنين اتهامي از سوي مقامات امنيتي و قضايي به ايشان متوجه نشده و براي اولينبار است كه توسط يك كارگردان خارجي وابسته به حزبالله لبنان مطرح ميگردد! علاوه بر اين ماجراي سفر مكفارلين به ايران و مذاكرات سري آنان با برخي مقامات ايران و ارتباط افشاي آن با دستگيري سيدمهدي هاشمي, خود حديث مفصلي است كه در جاي خود بيان شده است.
هـ ـ در برنامه مذكور ادعا شده است:
«پس از دستگيري سيدمهدي هاشمي موضعگيريهاي آيتالله منتظري در سطح قائممقامي رهبري نبود كه مناسبت با رهبري آينده نظام داشته باشد.»
متاسفانه گوينده اين سخنان كه خود زماني از شاگردان آيتالله منتظري بوده و خود از كم و كيفي قضايا اطلاع دارد در پي آن است كه به مخاطب القاء نمايد پس از دستگيري و اعدام سيدمهدي هاشمي، آيتالله منتظري به همين بهانه با نظام به مخالفت پرداختند، حال آنكه سير مواضع ايشان پس از آن ماجرا مشخص ميكند كه اين گونه نبوده است؛ نگاهي به مواضع معظمله پس از آن حادثه اين واقعيت را بيشتر روشن ميكند از جمله: «پيام معظمله به مردم ايران براي شركت در راه پيمايي عظيم و تجديد بيعت با امام خميني(ره) در روز عيد غدير خم و به دنبال پذيرش قطعنامه 598 از سوي امام(ره)، نامه ايشان به امام خميني براي برنامه ريزي دقيق جهت مبارزه اصولي با آمريكا، جلوگيري از برخي اعدامهاي بيرويه در زندانها، ادامه حمايتهاي مادي ومعنوي از رزمندگان اسلام به دنبال توصيه امام(ره)، تاكيد بر لزوم بازگشت به اصول و شعارهاي اوليه انقلاب, نامه به امام خميني(ره) و ابراز نگراني از تصميم به بازنگري در قانون اساسي.»( به خاطرات معظمله، ج 2 از ص 1241ـ1137 مراجعه شود.)
لازم به ذكر است بخشي از ارجاعات امام خميني(ره) به آيتاللهالعظمي منتظري نيز در همين مقطع تاريخي بوده است.
وـ در فيلم ادعا شده است:
«پس از عمليات مرصاد نسبت به منافقين برخورد جدي تري صورت گرفت، يك نامهاي نوشته بودند به حضرت امام و متاسفانه اين نامه به جاي اينكه به حضرت امام منتقل شود، از جمله راديوي لندن, بيبيسي, چپ و راست و دشمن از آن سوءاستفاده كردند، اين جا امام با قاطعيت برخورد كردند و منتظري را از قائممقامي نظام عزل كردند.»
گوينده خواسته يا ناخواسته در پي آن است كه نامه آيتالله منتظري درباره اعدامها را نسبت به جنايتكاراني قلمداد كند كه در اسلامآباد غرب با حمايت نيروهاي عراقي وارد كشور شده و عدهاي از شهروندان را به شهادت رساندند. حال آنكه واقعيت چيز ديگري است، و آن اينكه: پس از جنايات مجاهدين خلق در غرب كشور حكمي صادر شد كه به موجب آن آنهايي كه از قبل در زندان بوده و سر موضع ماندهاند، اعدام ميشدند. به اين معنا كه بخشي از مجاهدين خلق در اسلامآباد غرب آدمكشي كردند و در عوض افرادي كه در زندانها هستند و قبلا محكوم شده و در حال سپري كردن محكوميت خويشاند، اعدام شوند.
آيتالله منتظري پس از مشاهده متن اين حكم ـ كه توسط برخي قضات مورد اطمينان به ايشان رسيد ـ نامهاي در تاريخ 9/5/67 نوشتهاند كه تنها به دفتر حضرت امام(ره) و شورايعالي قضايي ارسال گرديد.
اين نامه حدود هشت ماه بعد توسط راديو بيبيسي قرائت شد و برخي از سياسيون در تهران آن را دست به دست ميگرداندند، اما اينكه از كداميك از مركز به خارج درز كرده است مشخص نيست و نميتوان كسي را بدون دليل و سند محكم متهم كرد. البته اين مطلب غيرقابل انكار وجود دارد كه با توجه به مخالفت رئيس وقت دفتر آيتالله منتظري و برخي ديگر از نگارش اين نامه و همچنين اطلاع آنها از اينكه ارسال اين نامه قطعا موجب عكسالعمل از سوي حضرت امام (ره) خواهد شد و دلايل ديگر، نميتوان ادعا كرد كه اين نامه از سوي بيت و دفتر آيتالله منتظري افشا شده است. و اين احتمال به نظر ميرسد افرادي در اين جا براي تيره كردن رابطه امام با فقيه عاليقدر نسبت به انتشار اين نامه اقدام كردند تا به اميال سياسي خود دست يابند. و انتشار اين نامه از سوي راديو بيبيسي هم چند ساعت قبل از حوادث فروردين 68 و براي زمينهسازي آن اقدامات صورت پذيرفته است.(براي اطلاع كافي از ماجراي نامه مذكور به خاطرات معظمله، ج 1، ص 646ـ623 مراجعه كنيد.)
زـ در فيلم مذكور قسمتي از سخنراني امام خميني(ره) به نمايش گذاشته ميشود و به گونهاي به مخاطب القا ميشود كه اين سخنراني ارتباط ويزه زماني و محتوايي با بركناري آيتالله منتظري در سال 1368 دارد.
با بررسيهاي صورت گرفته مشخص شد كه اين سخنراني هيچ ربطي به مباحث قائممقامي رهبري و حوادث سال 68 ندارد، زير اين سخنراني در تاريخ 23/12/1365 مصادف با 13 رجب 1407 در حضور جمعي از مسوولان نظام و مقامات كشوري و لشگري ايراد شده و بيش از دو سال با حوادث فروردين 68 فاصله دارد. گذشته از اينكه سخنراني پخش شده از سيما از سه قسمت مجزا تشكيل شده است كه قسمت اول آن در سخنراني 23 اسفند 65 وجود ندارد و بين قسمت دوم و سوم آن هم 31 سطر حذف شده است. بنابراين با شگرد حذف، صدر ذيل و مونتاژ, سازنده اين فيلم درصدد القاي اين مطلب به مخاطب است كه سخنان امام(ره) در رابطه با بركناري آيتاللهالعظمي منتظري است.
در پايان مسوولان محترم صدا و سيما را به سخناني از مرحوم امام درباره اهميت نقش صدا و سيما توجه ميدهيم:
«اين يك دستگاهي است كه در خدمتگزاري ميتواند بهترين دستگاهها باشد و در خيانت ميتواند بالاترين خيانت را بكند(...) اگر اين اصلاح شود يك كشور را ميتواند اصلاح كند و اگر خداي ناخواسته انحراف در اين باشد يك كشور را ميتواند منحرف كند(...) دستگاهي كه تمام قوايي كه درايران هست در او نظر دارند و در او نماينده دارند. اين دستگاه نبايد اين طور باشد كه هر كس هر چه دلش ميخواهد در آنجا بگويد، افراد غيرمسوول يك وقت واقع شوند آنجا مصاحبه بكنند، در مصاحباتشان يك وقت مسائل اعوجاجي باشد. يك جمله ممكن است كه شما را به وضعي مبتلا كنند كه نتوانيد يك سال جبرانش كنيد.»(صحيفه امام، ج16، ص 119ـ118)
والسلام عليكم و رحمهالله و بركاته.
قم ـ تيرماه 1386 ـ دفتر آيتاللهالعظمي منتظري»
ويت و همكارانش مينويسند كه بيماران براي درمان كمردرد مداوم به طور چشمگيري به شيوههاي طب مكمل، به خصوص طب سوزني روي آوردهاند، اما بررسيها در مورد تاثير بخش بودن طب سوزني نتايج متناقضي به دست داده است.
اين محققان براي بررسي اثربخشي و مقرون به صرفه بودن استفاده طب سوزني همراه با مراقبتهاي معمول كمردرد، بيش از يازده هزار فرد مبتلا به كمردرد مداوم را وارد تحقيق خود كردند.
در گروه درماني، بيماران در طول يك دوره ي سه ماهه تا ۱۵ جلسه درمان با طب سوزني را دريافت ميكردند و سه ماه پس از آن مورد پيگيري قرار ميگرفتند.
پس از اين دوره، در بيماراني كه در گروه درمان قرار داشتند، به طور قابل توجهي نسبت به گروه شاهد(گروهي كه تحت درمان با طب سوزني قرار نگرفته بودند)، عملكرد كمر به حال عادي بازگشته بود و درد تسكين پيدا كرده بود.
طب سوزني نسبت به مراقبتهاي معمول براي درمان كمردرد هزينه بيشتري در بر داشت، اما با توجه به افزايش ميزان بهبودي در بيماران، شيوهاي مقرون به صرفه به نظر ميرسيد
این نسخه خطی که "ساعات واردینگتون" نام دارد، در مزایدهای در دسامبر 2006 به یک دلال آلمانی فروخته شده بود.
با این حال "دیوید لمی"، وزیر فرهنگ انگلستان مانع خروج این نسخه خطی از این کشور شد تا فرصتی را برای کتابخانه بریتانیا فراهم کند که بتواند مبلغی را که نسخه خطی فروخته شده بود، جمع آوری کند و با پرداخت آن به دلال آلمانی آن را برای انگلستان حفظ کند.
به گزارش میراث خبر به نقل از بی بی سی، این نسخه خطی 45 صفحهای با برگهای طلایی تزئین شده و قسمتی از داستان مسیح (ع) را مصور ساخته است.
این کتاب خطی روز 28 ژوئن در کتابخانه بریتانیا به نمایش عمومی گذاشته شد.
از تمام کسانی که کلاهشان برای سرشان گشاد است
از تمام کسانی که لباسشان بارکدشان است
از هویت های میز نشان
از بله های از سر اجبار
از طلبه هایی که طالب علم نیستند
از دانشجویانی که دانش جو نیستند
از تمام کرهایی که سمعکهایشان مارک مصلحت خورده
از اندامهای به مزایده گذاشته شده
از انسانهای ارزان قیمت
از اعتقادهای حراجی
از حرفهای مفت
از وعده های سر خرمن
از نادیدنی های دیدنی!
از صورتهایی که بوم نقاشی اند
از متهمانی که شاکی اند
از تمام کسانی که رسالت خون را تنها در رساندن اکسیژن به سلولها می دانند
از تمام خونهایی که رنگین ترند
از آنان که آزادگی را در اسارت بی بند و باری به بند می کشند
از آنان که عشق را به بهای love سه طلاقه کرده اند
از تمام کسانی که در لغت نامه های ذهنشان بین مظلوم و تو سری خور علامت تساوی است
از ولایت ناشناسان ذوب در ولایت
از کوفیانی که دم به ساعت می گویند( این الطالب به دم المقتول به کربلا)
از کوفیانی که اهل کوفه نیستند
از کوفیانی که برای مهدی(عج) نامه می نویسند
از تمام آنان که فکر می کنند کوفیان شاخ داشتند
از تمام آنان که فکر می کنند طلحه یا زبیر یا عمرعاص یا ... دم داشتند
از سیاستمداران بی دین
از متدینین بی سیاست
از تمام آنان که دین و سیاست را از هم جدا می دانند
از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند
از آنان که در هر میدانی دم از استقلال و پیروزی می زنند الا میدان جنگ
از عروسکهای بالماسکه
از وطن دوستان وطن گریز
از زنان مرد صفت
از مردان زن صفت
از همه آنان که شهدا را برای تیراژ می خواهند
از همه آنان که« نون والقلم و ما یسطرون» را نان تفسیر می کنند
از رای های ممتنع
از تمام آنانی که بین نماز و نرمش تفاوتی قائل نیستند
از همه چیز داران بی همه چیز
از امانت داران خائن
از کفهای روی آب
از ناموس داران بی ناموس
از زنگارهای روی آینه
از مسلمانان مسلمان کش
از پشتهایی که همیشه رودر روی خصم اند
از تمام آنان که به تقاضای مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع می گویند
از آنانی که بی حجابند
از آنان که خود حجابند
از بلاهایی که از دماغ فیل نازل شده اند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقویم جستجومی کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!
از آنان که دیروز را دیدند و امروز را در حسرت دیروز به دیروزی تبدیل می کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟
از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند
از آنان که پرچمند اما بیرق و علم نیستند
از آنان که کلفتی گردن خود را بیش از تیزی ذوالفقار می دانند
از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا می دانند
از چشمهایی که در صفین تنها قرآن سر نیزه را دیدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را ندیدند
از آنان که در صفین تنها قرآن سر نیزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را باور نکردند
و از تمام آنان که قرآن را بر نیزه کردند
از من که منم، از تو که تویی، من و تو که ما نیستیم و ما که فنای در او نیستیم...
از خنجرهایی که بر پشت می نشیند
از آنان که نی را به گیتار می فروشند
از آنان که با شنیدن نام « خردل» به یاد چاشنی غذا می افتند
از آنان که با شنیدن نام « موج» تنها به یاد جزایر هاوایی می افتند
از آنان که با شنیدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده می شود نه نام شهیدان
از آنان که نمی بینند و می گذرند و از آنان که می بینند و می گذرند
از آنان که از آب زلال آب می خورند و از آب گل آلود نان
از تمام مجذوبین باغهای سبز که هیچ گاه توی باغ نیستند
از سگهای بی وفا
از اسبهای نانجیب
از خروسهای بی دم
از مورچه های تنبل و بی کار
از زنبورانی که همه چیز دارند الا عسل
از کلاغهای بی حیا
از قلندرانی که از قلندر بودن تنها سر تراشیدنش را بلدند
از اشترانی که از شتر بودن تنها کینه ورزیدنش را یاد گرفته اند
از خرسهایی که از خرس بودن تنها بخل ورزیدنش را فرا گرفته اند
از گاوهایی که هیچ ندارند الا دو شاخ
از شتر مرغها که نه می برند و نه می پرند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که منتظرند محرم گردد یک مو زسر ... و از یاد برده اند
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محمل و سر زینب را دیدند و منبر و منطق او را نه
از آنان که غنایم جنگی را در زمان صلح از شهدا می گیرند
از آنان که حضور همه کس را حس می کنند جز خدا
از آنان که از همه شرم می کنند جز خدا
از تمام شهوترانانی که عجوزه سه طلاقه امیر المومنین را تنگ در آغوش گرفته اند
از آنان که بازی می دهند
از آنان که بازی می خورند
از بازی ها! از بازی ها! از بازی ها!
همميهن، محمدرضا يزدانپناه:اگر شما به عنوان يك روحاني انقلابي و متنفذ، در جايگاه امام جمعه شهر تهران، به بيان سخناني بپردازيد كه بوي موضعگيري سياسي در له يك جناح و عليه جناحي ديگر از آن استشمام شود، ميتوانيد انتقادات به اين «جانبداري» را با يك استدلال كاملا عقلي و در عينحال شرعي پاسخ گوييد: داشتن تفكر سياسي نهتنها جزء بديهيات يك فرد براي برعهدهگيري پست امام جمعه بلكه از ملزومات آن است و نماز جمعه نيز بارزترين نماد و آيين عبادي-سياسي در شرع اسلام است. بنابراين موضعگيري سياسي (حتي اگر شخص يا اشخاصي را خوش نيايد) حق طبيعي و الزامي يك امام جمعه است.
اما اگر شما همزمان با اينكه امام جمعه تهران هستيد، دبيري شوراي نگهبان قانون اساسي كه طبق همين قانون وظيفه بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات مختلف را دارد، برعهده داشتهباشيد و از تريبون نماز جمعه سخناني را بيان كنيد كه بوي «جانبداري» از يك جريان خاص را بدهد، آنگاه بايد منتظر واكنش آن دسته از افرادي باشيد كه از سخنان شما اين احساس بهشان دست داده كه از جايگاه بيطرفي خارج شدهايد و اين خروج از جايگاه در آستانه آماده شدن گروههاي مختلف سياسي براي شركت در يك انتخابات حساس مانند مجلس، به نگرانيشان از برگزاري سلامت انتخابات پيشرو دامن زدهاست.
سخنان اخير «آيتالله جنتي» در خطبههاي نماز جمعه هفته گذشته تهران از اين دست سخنان بود. آنگاه كه دبير شوراي نگهبان طي سخناني با تجليل از «سوم تير»، نتايج آن انتخابات را نشانهاي از «خواست خداوند براي نچرخيدن در بر پاشنه غلط» دانست.
دبير كل حزب اعتمادملي در واكنش به سخنان اخير احمد جنتي گفت: نميتوان حكومت را با خواب اداره كرد بلكه بايد مديريت كرد زيرا هر حكومتي بر اساس مسائل طبيعي مسير خود را سپري ميكند و با خواب و نذر و نياز نميتوان به تصميمگيري در امور حكومتي پرداخت. البته ما توسل به ائمه و توكل به خدا را در جاي خود قبول داريم زيرا خداوند و ائمه در هر شرايطي كمكدهنده به ما هستند.
مهدي كروبي در مقابل گفتههاي خطيب نماز جمعه تهران كه به نقل از يكي از دوستانش گفته بود در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي ميدهي؟ او گفت: نميدانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمده و گفت به احمدينژاد راي بده، كه از اين نمونهها بسيار است، گفت: اگر يك روحاني سادهانديش و درس نخواندهاي در روستايي يا حسينيهاي و مسجدي اينگونه سخن ميگفت يك امر طبيعي بود ولي از اينكه آقاي جنتي به عنوان يك مجتهد، آدم باسواد و تحصيلكردهاي كه كه عضو شوراي نگهبان است آن هم در خطبههاي نماز جمعه تهران كه در سراسر دنيا منعكس ميشود اين حرفها را ميزند من بسيار تعجب ميكنم.
واکنش به سخنان جنتي
وي در حالي كه چنين اظهاراتي را موجب تزلزل جايگاه روحانيت دانست گفت: همواره علما، روحانيون و شخصيتهاي سياسي مراقب هستند كه براي گفتار و اعمال خود در مسائل ديني و اخلاقي، سياسي و اجتماعي استدلال و برهاني منطقي بر پايه دانش و علم داشته باشند و همواره علما و روحانيون در حوزههاي علميه كه كانون تنوير افكار و تعليم و تربيت همه بزرگان بوده به برخورد با اين طرز تفكر ميپرداختند.
ادامه مطلب
بی.بی.سی:آیت الله حسینعلی منتظری، مرجع تقلید شیعه در قم و بلندپایه ترین شخصیت مذهبی منتقد حکومت ایران در پاسخ به پرسشهای بی بی سی انتقاداتی نسبت به برخی سیاستها و عملکردهای نهادهای حکومتی مطرح کرده است.
آیت الله منتظری در عین حال انتقادات خود را متوجه دولتهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد کرده و در واکنش به فشاری که در زمینه فعالیت اتمی ایران به این کشور وارد می شود اعلام کرده است: "به هر حال دستیابی ملت ایران به انرژی هسته ای صلح آمیز حق طبیعی آنان می باشد و دولتهای ذی نفوذ حق ندارند مانع آن شوند و موجبات انزوای ایران را فراهم آورند".
فرانسیس هریسون، خبرنگار بی بی سی در تهران در پرسشهایی که کتباً با آیت الله منتظری مطرح کرده ابتدا نظر وی را در مورد نحوه برخورد پلیس ایران با زنانی که پوششی مغایر با معیارهای دولت جمهوری اسلامی دارند جویا شده که آیت الله منتظری در پاسخ نوشته است:
"هرچند اکثریت مردم، مسلمان و مخالف با بی حجابی و بی بند و باری می باشند و طبعاً نباید حقوق آنان ناديده گرفته شود، اما از طرف دیگر تأمین حقوق اکثریت - علاوه بر اینکه نباید موجب تضییع حقوق اقلیت گردد - باید با روش منطقی و معقول و مفید و مؤثر انجام شود، نه با زور و ارعاب و برخوردهای فیزیکی و خشن، زیرا این گونه روشها اثر منفی دارد و انگیزه بی حجابی را تقویت می کند و از سوی دیگر موجب متهم شدن دین به تأیید و ترویج خشونت می شود و چهره نظام اسلامی را مشوه و خراب می سازد".
آیت الله منتظری ادامه داده: "برخورد با اراذل و اوباش یا هر کس دیگری که سلب امنیت کند و مزاحم نوامیس مردم شود و زورگیری کند، لازم است لکن باید در چهارچوب قانون و با روشهای تحقق عدل و سازنده آنها را از ادامه کارشان بازداشت و هرگونه مجازات و ضرب و شتم قبل از اثبات اتهام در دادگاه صالح، مشروع نیست".
خبرنگار بی بی سی در پرسش دوم خود به معلمان و کارگرانی اشاره کرده که در راستای حرکتهای صنفی بازداشت شده و تحت پیگرد قرار گرفته اند و نظر آیت الله منتظری را در این زمینه پرسیده است.
این مرجع شیعه در پاسخ نوشته است: "خواسته های صنفی معلمان، کارگران و دیگر اصناف باید با گفتگو و مسالمت و در چهارچوب قوانین با رعایت عدل و انصاف پاسخ داده شود و دولت موظف است علل و ریشه های نارضایتی اصناف مختلف را کشف و بر طرف نماید. روشن است که مشکلات با سرکوب و زندان حل و فصل نمی شود. البته ممکن است به طور مقطعی و در کوتاه مدت صدای معترضین خاموش شود اما قطعاً نارضایتیها به صورت عقده در خواهد آمد و برای کشور و دولت خطرآفرین می شود".
خبرنگار بی بی سی سپس به چهار ایرانی پرداخته که تابعیت آمریکایی دارند و در خارج از ایران به فعالیتهای پژوهشی، سیاسی و خبری مشغولند اما ظرف ماههای اخیر هنگام سفر به ایران تحت پیگرد قضائی قرار گرفته و به جاسوسی متهم گردیده و از خروج از ایران منع شده اند، وی از آیت الله منتظری پرسیده که برخورد با این افراد تا چه حد می تواند بر روابط خارجی ایران تأثیر بگذارد و چه پیامی می تواند برای ایرانیان خارج از کشور داشته باشد.
آیت الله منتظری که تا کمتر از سه ماه پیش از درگذشت آیت الله خمینی، جانشین وی برای رهبری ایران بود در پاسخ اعلام کرده: "از ماهیت مورد سؤال مذکور اطلاعی ندارم و قضاوتی نمی کنم اما به طور کلی اعلام مجرمیت قبل از ثبوت جرمی در دادگاه صالح، شرعاً و قانوناً ممنوع است و هر متهمی حقوقی دارد که باید از آن استفاده نماید".
مدیرکل ضدجاسوسی وزارت اطلاعات ایران به دانشگاهیان و پژوهشگران ایرانی هشدار داده که مراقب تماسهایی که تحت عنوان تبادلات علمی با ایشان صورت می گیرد باشند، چراکه ممکن است هدف از این تبادلات، کسب اطلاعاتی برای استفاده علیه ایران باشد.
این هشدار، موضوع سؤال دیگر خبرنگار بی بی سی از آیت الله منتظری بوده که وی در پاسخ نوشته است: "از هدف اطلاعیه مذکور اطلاعی ندارم و قضاوتی نمی کنم اما صرف شرکت در مجالس و کنفرانسهای علمی که موجب تبادل معلومات و کسب تجربیات دیگران می باشد نه تنها ضرری برای کشور و نظام ندارد بلکه موجب رشد سطح علمی کشور نیز خواهد بود".
خبرنگار بی بی سی همچنین به رخدادهایی اشاره کرده که اخیراً در دانشگاه صنعتی امیرکبیر در تهران رخ داده و طی آن برخی از نشریات دانشجویی توقیف شده و شماری از دانشجویان از تحصیل محروم گردیده اند و این موضوع را به موضعگیریهای محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران ربط داده است که از پاکسازی دانشگاهها از استادانی سخن گفته که به عقیده وی، مروج دیدگاههای "لیبرال" و مغایر با ارزشهای نظام جمهوری اسلامی اند.
وی نظر آیت الله منتظری را درباره رخدادهای دانشگاه صنعتی امیرکبیر پرسیده و این سؤالات را مطرح کرده است که آیا دانشگاهها نیازمند دومین انقلاب فرهنگی است و آیا بسیاری از استادان باید از دانشگاهها اخراج شوند؟
آیت الله منتظری چنین پاسخ داده است: "اصولاً آزادی فکری و سیاسی در مراکز علمی و فرهنگی نباید محدود گردد مگر اینکه مخل به آزادی و حقوق دیگران باشد. به جای این محدودیتها باید زمینه پاسخ به شبهات دانشگاهیان را فراهم نمود. همچنین محروم ساختن دانشگاه از اساتید متبحر به خاطر اختلافات فکری و سیاسی، ظلم به دانشگاه و محیطهای علمی و خلاف شرع و عقل سلیم است".
خبرنگار بی بی سی در ادامه به سیاستهای اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد و انتقاد 57 اقتصاددان از این سیاستها پرداخته و از آیت الله منتظری پرسیده که از نظر وی، فقرا در چه وضعیتی اند و آیا فاصله فقیر و غنی در ایران زیاد شده است؟
آیت الله منتظری در پاسخ نوشته: "فضاوت نهایی و صحیح در این موضوع با مردم است، شما می توانید با یک نظرسنجی مردمی و بدون سانسور از وضعیت اقتصادی مردم و فقرا اطلاع دقیق پیدا کنید".
پرسشهای بعدی خبرنگار بی بی سی در مورد اعمال محدودیت به مطبوعات بوده که به عقیده آگاهان، از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد بر شدت آن افزوده شده است.
خبرنگار بی بی سی پرسیده که آیا از نظر آیت الله منتظری، دولت اجازه دارد از روزنامه نگاران بخواهد درباره اوضاع اقتصادی یا حقوق بشر سخن نگویند و آیا اعمال محدودیت بر مطبوعات شرایط سیاسی ایران را حادتر نمی کند؟
آیت الله منتظری پاسخ داده که: "منع روزنامه نگاران از سخن گفتن درباره حقوق بشر و اوضاع اقتصادی در افکار عمومی تأثیری ندارد، بالاخره معیار، رضایت عامه مردم است، مردم از اوضاع خودشان بهتر از هر کسی دیگر آگاه هستند. تلقی معمولی از منع مذکور، سلب آزادی بیان است و این عنوان برای چهره حاکمیت دینی ضرر خواهد داشت".
در شرایطی که بیش از هشت ماه به انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی نمانده، خبرنگار بی بی سی از آیت الله منتظری پرسیده که با توجه به اینکه در انتخابات پیشین بسیاری از اصلاح طلبان از ورود به مجلس و حتی نامزدی برای انتخابات بازداشته شدند نگران آن نیست که اين اتفاق بار دیگر تکرار شود؟
آیت الله منتظری در پاسخ نوشته: "پیشتر در بیانیه های متعدد راجع به رد صلاحیتهایی که از سوی شورای نگهبان انجام شده است اظهارنظر کرده ام" و افزوده: "این اشتباهات و نظایر آن که در سالهای گذشته مشاهده شد آسیبهای فراوانی به چهره حاکمیت در بین مردم و در جهان وارد نمود".
خبرنگار بی بی سی در پایان نظر آیت الله منتظری را در مورد تحریمهایی پرسیده که شورای امنیت سازمان ملل متحد به منظور محدود ساختن فعالیت اتمی ایران بر این کشور اعمال کرده و سؤال کرده که آیا هزینه ای که ایران برای انرژی هسته ای می دهد به انزوای بین المللی ایران در جامعه جهانی می ارزد؟آیت الله منتظری پاسخ داده است:
"تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران کاری است ظالمانه و هرگز با شعارهای حقوق بشری دولتهای ذی نفوذ در آن سازمان جهانی تناسبی ندارد. البته دولت ایران نیز نباید بهانه و سوژه به دست قدرتمندان بدهد. امیدوارم فشارهای غرب بهانه ای برای سرکوب بیشتر آزادیهای مشروع نباشد. به هر حال دستیابی ملت ایران به انرژی هسته ای صلح آمیز حق آنان می باشد و دولتهای ذی نفوذ حق ندارند مانع آن شوند".
همون خانومه: من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت، تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگهاي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم:
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الان در خانه لازم الاجرا ميباشد:
قانون شماره 1:
هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم ميشوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار (كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم ميمونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نميتوني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفهات است هر روز انجام ميدي!
قانون شماره 2:
اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي ميكنم:
1- قهر ميكنم ميرم خونه مامانم اينا و بعد از ده روز و پس از يه عالمه منتكشي برميگردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت ميكنم.
تبصره: خودت ميدوني من از اين سوسول بازيها خوشم نميآد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقهها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم ميآد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنهها براي بچههاي زير 12 سال مناسب نيست، اين گزينه رو هم نميتوني انتخاب كني، پس فقط ميمونه گزينه دوم!
قانون شماره 3:
در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، ميتوني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نميتوني انتخابش كني، چون ميترسم بدعادت بشي و تنبل و تن پرور بار بياي!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!
«با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت!»
خبرنگار: خوب بعد چه اتفاقي افتاد؟
بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه!
اِ اِ، آقا شما هم كه بوي سيگار ميدي، شماره خونه تون رو بده يه تماسي با خانومت بگيرم و يه كم راهنمايياش كنم!
گفتني است، پس از انجام اين گزارش همكارمان هر روز با سري بانداژ شده در سر كار حاضر ميشود و اين روزها هم كلي چك برگشت خورده دارد، البته در عوض ديگه سيگار كشيدن رو ترك كرده!
|
مدتي پيش اعلام شد که تهران يکي از ده شهر نامطلوب جهان براي سکونت شناخته شد. ما همچنان اعتقاد داريم كه اين حربه جديد اجنبي است كه به مملكت ما لطمه وارد كند چون بر خلاف گفته آنان، تهران جذابيتهاي منحصر بفردي دارد که در هيچ جاي دنيا نظير ندارد: 1- تهران تنها شهري است که در آن ميتوانيد وسط خيابانهاي آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکنهاي لباسهاي مدل جديد برويد، در تاکسي نظرات سياسيتان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد. 2- تهران تنها شهري است که در آن دو نفر روي دوچرخه مينشينند، چهار نفر روي موتورسيکلت مينشينند، شش نفر توي ماشين مينشينند، 50 نفر توي مينيبوس مينشينند و 500 نفر سوار اتوبوس ميشوند. 3- تهران تنها شهري است در دنيا که پيادهها حتما از وسط خيابان رد ميشوند، اتومبيلها حتما روي خط عابر پياده توقف ميکنند و موتورسيکلتها حتما از پياده رو عبور ميکنند. 4- تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور ميکند. 5- در تهران از همه جاي ماشينها صدا در ميآيد، جز از ضبط صوت آن. 6- در تهران هيچ جاي زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايي که ديده نميشود نگاه ميکنند. 7- همه در خيابانها و پارکها با صداي بلند با هم حرف ميزنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند. 8- تهران تنها شهري است در دنيا که همه صحنههاي فيلمهاي بزن بزن را در خيابانهاي شهر ميتوانيد ببينيد، اما تماشاي اين فيلمها در سينما ممنوع است. 9- مردم وقتي سوار تاکسي ميشوند طرفدار براندازي هستند، وقتي به مهماني ميروند اصلاح طلب ميشوند و وقتي راهپيمايي ميکنند محافظه کارند و وقتي سوار موتورسيکلت هستند راست افراطي ميشوند. 10- رانندگي در تهران مثل سياست ايران است، هرکسي هر کاري دلش بخواهد ميکند، اما همه چيز به کندي پيش ميرود. 11- ماشينها در کوچههاي تنگ با سرعت 90 کيلومتر حرکت ميکنند، در خيابانها با سرعت 20 کيلومتر حرکت ميکنند و در بزرگراهها پارک ميکنند تا راه باز شود. 12- در شمال شهر تهران مردم در سال 2020 ميلادي زندگي ميکنند و در جنوب شهر در سال 94 هجري قمري. |

کاش اینقدر بزرگ نشویم که فراموش کنیم که بودیم

ایتنا - در حالی که دانش مردم در مورد اینترنت و کامپیوتر افزایش یافته، اما هدف بیشتر کاربران از به کارگیری پایگاههای اینترنتی،ارسال پستهای الکترونیکی و مراجعه به سایتهاي تفریحی و سرگرمی است.
نتایج یک بررسی جامع نشان میدهد، تفریح مهمترین هدفی است که کاربران از گشتوگذار در پایگاههای اینترنتی دنبال میکنند.
این بررسیها که توسط مرکز Pew Internet و American Life انجام شده نشان داد در حالی که دانش مردم در مورد اینترنت و کامپیوتر نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است، هدف بیشتر کاربران از بهکارگیری پایگاههای اینترنتی، ارسال پستهای الکترونیکی و مراجعه به سایتهاي تفریحی و سرگرمی است.
طبق آمارهای جدید منتشر شده، دوسوم افرادی که به اینترنت مراجعه میکنند این ابزار مجازی را تنها برای تفریح و سرگرمی به کار میبرند.
مدیر شرکت مطالعاتی Pew در این باره گفت: «افزایش خطوط پهنباند و بالا رفتن قابل ملاحظه تعداد پایگاههای اینترنتی موجب شده است تا هر شخص در هرکجای دنیا بهآسانی بتواند از مزایای دنیای آنلاین بهرهمند شود که در این میان بیشتر کاربران اینترنت را برای گذران وقت بهکار میبرند و از آن استفاده چشمگیری نمیکنند.»
کارشناسان میگویند اینترنت باعث شده است تا عادات روزانه مردم تغییر کند و آنها به این ابزار مجازی اعتیاد پیدا کنند.
این امر که میتواند در برخی مواقع خطرناک باشد باعث خواهد شد تا دولتها بتوانند صرفهجوییهای اقتصادی فراوانی را برای خود ایجاد کنند.
هدف شما از گشت و گذارهای اینترنتی چیست ؟
تفریح ؟
ارتباط با دوستان و همکلاسان ؟
تحقیق و پژوهش ؟
گفتگوهای اینترنتی ؟
اخبار ؟
یا هیچ هدف خاصی ندارید و ناغافل معتاد شدید ؟!!!!!!!!! ![]()


.

ادامه مطلب
ترجمه خسرو ناقد
آن که با شعر فارسی و يا عرفان اسلامی آشناست، تضاد ميان عشق و عقل را میشناسد؛ تحقيری را می شناسد که سرايندگان عشق ناسوتی و لاهوتی در اسلام با آن از عقل سخن میگويند. اين سنتی است کهن که تجربه آموزی و نظرپردازی در آن به هم پيوند خورده اند. افلاطون در «فايدروس»1 عشق را «جنونی الهی» می نامد، و سرودی که پولسِ رسول در نخستين نامه اش به قرنتيان در ستايش عشق می خواند، به تعبيری معنوی، جهتی مشابه را نشان می دهد.2
در شعر عربی - تقريباً از همان آغاز - با مقوله جنون عشق روبروئيم. مجنون در سرتاسر شعر عاشقانه ی اسلامی به شخصيتی اسطوره ای و به يکی از رموز کليدی تبديل می گردد. عرفان اسلامی که قالب زبانی شعر غنايی را تقريباً به طور کامل از آن خود ساخته است، ديوانگی عشاق را نيز می شناسد. برای نمونه اين بيت از مولانا جلال الدين که می فرمايد:
دور بادا عاقلان از عاشقان / دور بادا بوی گلخن از صبا
مولانا در شعری ديگر ديوانگی را همچون راه رسيدن عاشقان به رستگاری چنين می ستايد:
چاره ای کو بهتر از ديوانگی؟! / بُسکلدصد لنگر از ديوانگی
ای بسا کافر شده از عقل خويش / هيچ ديدی کافر از ديوانگی؟!
رنج فربه شد، برو ديوانه شو / رنج گردد لاغر از ديوانگی
در خراباتی که مجنونان روند / زور بِستان لاغر از ديوانگی
اه چه محرومند و چه بی بهره ان؟! / کيقباد و سنجر از ديوانگی
شاد و منصورند و بس با دولتند / فارِسانِ لشکر از ديوانگی
بر رَوی بر آسمان همچون مسيح / گر تو را باشد پَر از ديوانگی
شمس تبريزی! برای عشق تو / برگشادم صد در از ديوانگی
به اين ترتيب، حافظ نيز با ابراز نظرهائی مشابه که درباره ی عشق و عقل دارد، متکی به سنتی کهن با شاخه هايی گوناگون است. منظور از توضيحاتی که در پی می آيد نيز روشنتر نمودن نظرگاه حافظ است در اين زمينه. در اين گفتار ما با اشارات تلويحی گوناگونی که با اين مضمون مرکزی شعر او ملازمت دارد، آشنا خواهيم شد تا احتمالاً در آخر کار به رهنمودهايی برای تفسير غزليات حافظ ذست يابيم.
ادامه مطلب
همه اعضای مجلس در حال نهادینه سازی ورزش قایم باشک... برای روز مبادا، یا بهرحال رأی گیری

آقای احمدی نژاد هم در دیدار با المپیکی فیزیکی ها نگران بودند.

نه! یعنی هیچی اختراع نکردین؟ حتی بنزین؟!
دیدار احمدی نژاد با مردم

مادر بیا ماچ ات کنم
احمدی نژاد: نه تو رو قرآن دستکش تنم نیست، اینا جنبه ندارن...همون با فوت بفرستی امنیت اش هم بیشتره
در گوشه انوری عده ای هم با سنگ جادو... که حتی در صورت خوابیدن کاندیداها از آراء حفاظت می کند!

همین طوری وزرا رو سنجیدید! که امروز وزیر اطلاعات دنبال گرونی مسکنه دیگه، والله!
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز به كار كرد سپس به تهران آمد آموزگار شد و در این شهر و پیرامون آن به تدریس پرداخت . وی در اولین فرصت مقتضی به تهران میرفت و تازههای كتاب را تهیه میكرد. این سرآغاز آشنایی اخوان با ادبیات و شعر نو بود كه درنهایت، بهدلیل زمینه مساعدی كه در وی وجود داشت، او را به شاعری همیشه جاوید مبدل كرد.
اخوان ثالث، از سال 1327 به نشر شعرهای خود پرداخت.
در سال 1329 ازدواج كرد و در 1330 نخستین مجموعه شعر او با نام “ارغنون“ در تهران انتشار یافت، در سال 1333 برای بار چندم به اتهام سیاسی زندانی شد ، در سال 1335 مجموعهای دیگر از آثار او با نام زمستان انتشار یافت در 1336 به كار در رادیو پرداخت؛ در آن جا نگارش برخی برنامههای ادبی و نیز نظارت بر برخی از برنامههای شعری، بر عهدهی او بود و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد و در سال 1338 “آخر شاهنامه” را كه سومین مجموعه شعر او بود، منتشر كرد. در سال 1345 مجموعهی “از این اوستا” از او انتشار یافت و پس از این مجموعه، منظومهی شكار را در سال 1345 و مجموعهی در حیاط كوچك پاییز در زندان را به سال 1348 منتشر كرد. همچنین دو مجموعهی منتخب از شعرهای او با نام “عاشقانهها و كبود” و ”بهترین امید” در سال 1348 منتشر شده است او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مجموعهی ”ترا ای كهن بوم و بر دوست دارم” را منتشر كرد. ”سواحلی” ـ مجموعهای از شعرهای تاكنون منتشر نشدهی او ـ نیز بهتازگی انتشار یافته است.
در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو وتلویزیون ملی ایران به كار پرداخت در سال 1356 در دانشگاه های تهران ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد در سال 1360 بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته شد در سال 1369 به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ 4 تا 7 آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در 4 شهریور 1369 جان سپرد وی در توس در كنار آرامگاه فردوسی با سنگ قبری نه شایسته یك شاعر ایرانی به خاك سپرده شد.
از او 4 فرزند به یادگار مانده است.
منبع كلوب م. اميد


زندگینامه
صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملك) فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملك) و مادرش خانم عذری- زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد كه در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد كه از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا كرد.
در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیك اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیك در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می كرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل كردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودكشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همین سال در بانك ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همین سال از بانك ملی استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.
در سال 1312 سفری به شیراز كرد و مدتی در خانه عمویش دكتر كریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامی كل ساختمان مشغول به كار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انكل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملی ایران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاری با مجله موسیقی را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهای زیبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322 همكاری با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاری با مجله پیام نور را آغاز كرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شركت در كنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشكلات اداری نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودكشی زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدری زندگی كرد.
سالشمار تفصیلی آثار
ادامه مطلب
ساعت 12 نیمه شب است. همه خوابیده اند! آرام و بی سر و صدا وارد حیاط می شوم! هوا سرد است. از سمت شمال باد ملایمی می وزد. به آسمان نگاه می كنم. آسمان پر است از میخ هایی بلورین كه سقف آسمان را نگاه داشته اند. میخ هایی ریز و درشت. اما در نزدیكی افق، نور قهوه ای و آزار دهنده ای وجود دارد. نوری كه انسان، این موجود تخریب كننده طبیعت، برای رفاه خود به وجود آورده است. دست به کار می شوم ، چراغ قوه خود را كه قبلا به فیلتر قرمز مجهز شده روشن كرده و روی نقشه آسمان می اندازم. جبار !! آسمان را برای یافتن این صورت فلكی آغاز می كنم. چیزی نیست ... نقشه را بر عكس می كنم ....... اما باز هم هیچ!! كم كم به این نتیجه می رسم كه نقشه ام خیلی ناقص است و با آسمان جور در نمی آید. از این كه یك هفته كامل را دنبال این نقشه در تمام كتاب خانه های شهر گشته، پشیمان هستم. از این كه در شهرم هیچ مرجعی برای نجوم نیست دلخور می شوم. به ساعتم نگاه می كنم، عقربه ساعت شمار عدد 3 را نشان می دهد!! احساس می كنم تا مغز استخوانم منجمد شده!! با ناراحتی به داخل خانه بر می گردم. دستانم قدرت باز كردن درب را ندارند و بینی ام از شدت سرما بی شباهت به چراغ قوه قرمز نیست!! در رختخواب دراز می كشم و با فكر این كه آیا ممكن است روزی در شهرم یك مركز نجوم قوی تاسیس شود به خواب می روم.
این داستان واقعی یك منجم است كه اكنون خود مسئولیت یك مركز نجوم را در دست دارد. سوال این است كه آیا تمام علاقه مندان به نجوم مثل او پیگیر كار می شوند تا آنجا كه خود یك مركز نجوم را تاسیس نمایند؟ یا اینكه از نجوم زده می شوند و ... .متاسفانه احتمال دوم بسیار بیشتر است، سالانه تعداد زیادی از علاقه مندان به نجوم در سطح كشور به دلیل كم توجهی ما و ( ....؟) دست از علاقه خود می شویند و نجوم را به دست فراموشی می سپارند!! اما چه باید كرد؟
می خواهم منجم شوم سعی دارد جوابی هر چند کوچک به این سوال بدهد. البته باید از زحمات مجله نجوم و دیگر گروه های نجومی كشور نیز قدر دانی كرد. می خواهم منجم شوم در حقیقت راه کاری است برای تمامی علاقه مندان به نجوم که به راحتی با دنبال کردن مقاله های این بخش بعد از یک سال به یک منجم تبدیل شوند.
من می خواهم یک منجم شوم !!!
آماتور یا حرفه ای :
منجمان به دو دسته اصلی تقسیم می گرددند : 1– آماتور ها 2 – حرفه ای ها
اول 2 - حرفه ای ها :
حرفه ای ها کسانی هستند که وارد دانشگاه می گردند و تحصیلات عالی خود را در رشته نجوم و اخترفیزیک به پایان می رسانند. این افراد بیشتر با معادلات و فضا سر و کار دارند حتی ممکن است یک منجم حرفه ای آسمان را به خوبی نشناسد. تعداد منجمان حرفه ای در ایران محدود می باشد.
دوم 1 - آماتور ها :
در ابتدا باید دانست که واژه آماتور به معنای مبتدی نیست. آماتور به معنای کسی است که از روی عشق و علاقه شخصی کاری را آغاز نموده و آن را بدون در نظر گرفتن در آمد دنبال می کند .
منجمان آماتور کسانی هستند که با علاقه شخصی شروع به یاد گرفتن نجوم می کنند. مهم نیست این افراد در چه سنی یا در چه سطحی از جامعه باشند. اینجا مهم علاقه است. هر که علاقه اش بیش منجمیش بیشتر !!
منجمان آماتور با آسمان شب و تمام اتفاقات و پدیده هایی که در آن رخ می دهد سر و کار دارند. از نگاه علمی کار آماتورها نیز بسیار مهم می باشد و حتی امروزه باتوجه به پیشرفت بسیار زیاد تکنولوژی هنوز هم آماتورها کشفیاتی انجام می دهند که از عهده بسیاری از دستگاه ها و ماهواره های تخصصی بر نمی آید.
نجوم آماتوری خود شامل بخش های بسیار متنوعی می شود که از جمله آن می توان به: عکاسی نجوم، رصد اجرام آسمان، پروژه های رصدی مختلف و ... اشاره کرد.
شاید منجمان آماتور مدرک دانشگاهی نداشته باشند ولی از نظر سطح اطلاعات گاهی تا حد یک حرفه ای هم دارای دانش و تجربه هستند !!
از نظرنگارنده نجوم آماتوری یک عشق است، عشقی به آسمان و تمام اجرام موجود در آن، نجوم آماتوری یعنی یک بیابان تاریک، یک تلسکوپ، یک نقشه آسمان و نگاهی منتظر در حال پیدا کردن اجرام آسمانی !!
چگونه شروع کنیم :
بسیاری فکر می کنند برای شروع نجوم باید یک تلسکوپ داشته باشند و هزینه گزافی را جهت منجم شدن بپردازند. این تفکر 100 درصدد غلط می باشد !!!
برای شروع نجوم شما تنها به موارد زیر نیاز دارید:
ادامه مطلب
نور قرمز ضیعیف ترین طیف نوری را در بین تمامی نورها دارد. در رده طیفی، نور قرمز در پایین ترین جایگاه قرار گرفته و البته كمترین انرژی را این نور دارد.
وقتی شما شب در تاریكی قرار می گیرید، چشم شما كم كم به تاریكی عادت می كند. مردمك چشم شما كم كم باز می شود و راحت تر می توانید ببنید. ( اه ... اه ... كتابی نوشتن سخته ...خودمونی می نویسم به بزرگواری خودتون ببخشید )
بعد از نیم ساعت مردمك چشمتون دیگه كامل باز شده و حالا كم كم تغیراتی در شبكیه چشم صورت می گیره. سلول های كروی شكل جاشون رو با كپسولی شكل ها عوض می كنند.
سلول های شبكیه چشم دو نوع هستند. كروی شكل و كپسولی شكل.
كروی شكل برای روز هست و رنگی می بیند. در طول روز شما با این سلول ها اطراف رو می بینید. این سلول ها به نور حساسیت كمتری دارند.
اما كپسولی شكل ها برای شب طراحی شده اند. به نور حساسیت بیشتری دارند و سیاه و سفید می بینند.
چشم شما بعد از یك ساعت كه در یك تاریكی نسبتا مطلق قرار می گیره، به ماكسیمم حالت خودش برای دیدن می رسه!!!!
وقتی چشم شما به تاریكی عادت كرد دیگه همه جا رو تقریبا سیاه سفید می بینید و این حالت برای دیدن آسمان شب بهترین حالت خواهد بود.
برای دیدن نقشه صور فلكی شما مجبورید در تاریكی از یك چراغ قوه استفاده كنید تا بتونید نقشه رو ببنید. حالا اگر از هر نوری جز نور قرمز استفاده كنید، چشمتون از تاریكی در می یاد. برای این كار ما از یك چراغ قوه كه با فیلتر قرمز مناسب پوشیده شده استفاده می كنیم. اگر دقت كرده باشید عكاس ها هم در تاریك خونه ها از نور قرمز استفاده می كنند.
سوال فنی ؟ وقتی چشم به تاریكی عادت كرد باز هم می شه رنگی دید، چرا ؟
جوابش ساده است اولا كه در شبكیه چشم هنوز تعدادی سلول كروی باقی موندند و دوم اینكه مغز دوست داره رنگی ببینه و خودش اشیائی رو كه قبلا دیده رنگ می كنه و سر شما رو كلاه می ذاره !!!
2- چگونه فیلتر بگذاریم ؟
برای این كار خیلی راحت یك طلق معمولی قرمز رو می گیرید و به اندازه سر چراق قوه می برید. چون یك دونه طلق نور رو كم نمی كنه من خودم 5 تا طلق رو رو هم می ذارم. برای بریدن طلق هم می تونید از قیچی استفاده كنید و یا مثل من با پرگار ببرید. من با یك پرگار خوب ( نه از این زپرتی ها !!! ) به كمك سوزنش طلق رو خیلی قشنگ دقیقا به اندازه سر چراغ قوه ام می برم. نوك مدادی پرگار رو وسط می ذارم و با سوزنش 5 تا 6 بار روی طلق رو خط می كشم، خیلی قشنگ طلق بریده می شه.
بعد از این می تونید طلق رو بین لامپ و سر چراغ قوه جا بذارید.
ولی یك راه خیلی بهتر كه باتری هم كمتر مصرف می كنه استفاده از Led سوپر هایبرات قرمز هست.
یك ال ای دی رو با مقاومتش می خردید و خیلی راحت جای لامپ جا گذاری می كنید. هم مصرفش كمتره و هم نورش قرمز واقعی. در ضمن دیگه طلق هم نمی خواد !!!!
سعی كنید برای رصد كردن به جایی دور از نور شهرها برید ... مخصوصا شما تهرانی ها كه آسمونتون واقعا افتضاحه!!! ببخشید ها ولی آسمونتون خیلی زشت هست .... رفتم درستش كنم خراب تر شد!!!!
اين نامه را من ميگويم و جعفرخان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تندتند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم.
خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد، دوميش 3 روز، ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.
گضنفر جان، آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا، جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزيها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمهها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800 ، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچهاش دختره يا پسره. فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبر ميکند نفس کم آورد و مرد! شرمنده.
همين ديگه، خبر جديدي نيست.
قربانت - مادرت.
سلام
دیدم بعضی از بچه ها برای یکساله شدن وبلاگ مطلب گذاشتن که به نظرم کاره پسندیده ای و توصیه می کنم همه انجام بدن.
گفتم منم چند تا نکته که به ذهن خودم رسید که تو این یک سال مورد بی توچهی قرار گرفت رو بگم.
خوب می بینم که که حرفام رو با بیان گوشیه ای از سخنان دکتر شهید اشاره کنم امیدوارم که در روش و رویه آینده این وبلاگ موثر باشد.
شریعتی می گفت: " که ارزش ها از انسان ها برتر و ثابت ترند.پس به حق ایمان آوریم و مردم را بدان بسنجیم. "
می گفت: "هیچ مصلحتی از حقیقت بیشتر مصلحت نیست.پس اگر برای حقیقت می جنگیم با قلم و پیام و دست و اسلحه به دفاع از آن برخیزیم "
می گفت: " زیبایی و خیر را ببینیم ولو در بدترین انسان ها و ذره ای نقطه ضعف را چشم پوشی نکنیم ولو در بهترین آنها. "
می گفت: "روش از نیت پر اهمیت تر است.پس هدف وسیله را توجبه نمی کند."
در آخر برای همه نویسنده های وبلاگ و مدیر وبلاگ آرزوی موفقیت می کنم و همانطوری که شریعتی گفت امیدوارم که خدا چگونه زیستن را به ما بیاموزید که چگونه مردن را خود خواهیم آموخت.
راستی یادم رفت تبریک بگم.
"تبریک" همین.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
یادم نمیاد کی بود این شعر رو حفظ کردم اما یادم هست توی مطب یک پزشک این شعر با خط خوشی نوشته شده بود و از اون روز تا به الان به یاد من سپرده شده و اگر بگم هر روز مبالغه نیست، هر روز این شعر رو در شرایط مختلفی توی ذهنم مرور میکنم. و حافظ رو برای این ابیات تحسین میکنم.
روزانه به هر بهانه ای و به هر دلیل منطقی و غیرمنطقی به دنبال توجیه ناملایمتی های دنیا اطرافمون هستیم. به دنبال عاملین بی قانونی ها، بی حرمتی ها. از شکسته شدن حریم ها، زیر پا گذاشتن ارزشها، نادیده گرفتن حق ناراضی هستیم، و آرزوی اصلاح امور رو داریم.
به عنوان نمونه تا به حال بارها از مسئولین دانشگاه شکایت کردیم و نارضایتی خودمون رو از رفتارهاشون اعلام کردیم ولی یه نگاهی به خودمون بکنیم! ما چه قدر توقعی که از دیگران داریم رو در حق دیگران ادا میکنیم ؟
حتما شما هم این مطلب رو خوندید که وقتی انگشت اشاره به سمت کسی دراز میکنیم، سه انگشت دیگه به طرف خودمون اشاره میکنه !!! پس از اصلاح خودمون شروع کنیم که در شرع ما هم به این امر اشاره شده.
خودمون رو اصلاح کنیم تا جامعه ای که در اون زندگی میکنیم اصلاح بشه. و این مثل قدیمی رو به یاد داشته باشیم که : به عمل کار براید به سخنرانی نیست....
دوست انجمن سابق !
ای نفست یارو مدد کارما کی و کجا وعده دیدار ما
یادم هست یکی از دوستان و نویسنده های این وبلاگ به نام علقمه یه زمانی یه وصیتی کرده بود توی این وبلاگ که هر جمعه برای ظهور آقا امام زمان یه پست توی این وبلاگ بذاریم مدتها گذشت و من منتظر بودم بار دیگر جمعه ای پستی از این نویسنده ببینیم اما متاسفانه تا به حال جمعه ها آمدند و رفتند و این ما هستیم که چشم به راه امام زمانیم!

من به چشمان تو می اندیشم و به تکرار هزاران دست که تو را می نوشتند.
من به تو می اندیشم و شهری که تو را با همه خوبیهایت به چراغان دروغین شبانش بخشید و به دستان تو آموخت که تسلیم شوی.
من به تکرار تو می اندیشم و به غمبارترین لحظه خویش که شکستی و من شکستم در خویش.
چند هفته ای هست که به جمع صمیمیه این وبلاگ پیوستم. قبلا از اسم دوستم برای ارسال مطلب استفاده می کردم ولی به تازگی صاحب اسم شدم Ghazal
شاید بعضی ها از اینکه من فقط از احساسات صحبت می کنم و مطالبی که می گذارم از دیار عشق و دوستی ست ناراضی باشند اما معتقد هستم زندگی بدون احساس بی معنی و پوچ است.
من زیاد با محیط و جو حاکم بر دانشگاه شما آشنا نیستم چون دانشجوی دانشگاه قم نیستم و به واسطه یکی از دوستانم با این وبلاگ آشنا شدم. به همین خاطر امیدوارم مهمان نوازی کنید.
برای داشتن چنین وبلاگی به همه تبریک میگم و خیلی خوشحالم که درکنار شما هستم. تولدش مبارک.![]()
امیدوارم به زودی عشق واقعی در زندگی افرادی که تا الان متولد نشده متولد شود.![]()
سلام سلام سلام و تبریک تبریک تبریک
یک سال گذشت. برخی از ما یک سال بزرگ شدیم و برخی دیگه یک سال، شاید کمتر یا بیشتر کوچیک شدن! توی این یک سال حقایق تلخ و شیرین بسیاری روشن شد.
از مدیر وبلاگ قبلی (سکوت) ممنون که این مدت سکان دار این وبلاگ با همه فراز و نشیبهاش بود، از نویسنده های فعال و خوش ذوق وبلاگ هم متشکر و خسته نباشید میگم بهشون، از نویسنده های غیرفعال گلمون هم بسیارسپاس گزارم. از بازدیدکننده های محترم وبلاگ که حضورشون دلگرمی همه ما هست ممنونم. از بازدیدکننده های نقادمون هم متشکرم. از مخالفین وبلاگ که شاید بهترین عامل برای شناخت همدیگه ی ما بودند و هستند هم قدردانی میکنم، چرا که بهترین دستاوردها رو برای ما داشتند و خواهند داشت.
سال دوم زندگی نیوز رو شروع میکنیم به امید اینکه بهتر از سال قبل باشه.
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
باقی و برقرار باشید
دوست انجمن سابق !








