تبليغاتX
News82
شنبه ششم بهمن 1386
عکس و مکث!
 
گالری عکس | نوشته شده توسط دوست انجمن | | لینک به این مطلب
شنبه ششم بهمن 1386
رودخانه‌اي كه كوه مي‌سازد!
images/20080123/orssbl.jpg

 
جام جم آنلاين: دانشمندان یک تیم بین المللی با بررسی رودخانه ای در رشته کوه هیمالایا کشف کردند که این رودخانه برخلاف عملکرد رودخانه ها که کوهها را می فرسایند بر ارتفاع کوهها می افزاید.
به گزارش مهر، رودخانه ها همیشه منجر به سایش کوهها می شوند اما به تازگی گروهی از محققان بین المللی به سرپرستی "نوح فینه گان" از دانشگاه کورنل آمریکا که نتایج تحقیقات خود را در تازه ترین شماره مجله "انجمن ژئولوژی آمریکا" (Gsa) منتشر کرده اند، در میان رشته کوههای هیمالایا در تبت رودخانه ای با عنوان "یارلونگ تسانگپو" را شناسایی کردند که موجب شکل گیری کوهی با ارتفاع بیش از 7 هزار و 700 متر در این کوهستان شده است.
"یارلونگ تسانگپو" به معنی "تطهیرکننده"، یکی از بزرگترین و تندترین رودخانه های دنیا است و به طور متوسط از ارتفاع 4 هزار متری از سطح دریا جریان می یابد. اختلاف سطح این رودخانه در طول حدود دو هزار کیلومتر بیش از سه هزار متر است و سرعت و نیروی آن به حدی است که می تواند این رودخانه را به دستگاه حفاری پرقدرتی تبدیل کند.
عمق دره های ژرفی که این رودخانه بین صخره ها ایجاد کرده است حتی به عمق 5 کیلومتر هم می رسند و ارتفاع آبشارهای آن بیش از 30 متر است.
به گفته این دانشمندان، در حالی که تقریبا تمام کوههای رشته کوه هیمالایا با سرعت یکسانی در مدت 50 میلیون سال شکل گرفته اند، کوه عظیمی که دو قله آن با نامهای "نامیش براوا" و "گیالا پری" به ارتفاع 7 هزار و 756 و 7 هزار و 150 متر هستند، تنها در مدت دو میلیون سال گذشته و با سرعت بسیار زیادی ایجاد شده اند.
این محققان نشان دادند که علت رشد سریع این کوه در این ارتفاع زیاد، رودخانه یارلونگ تسانگپو است. در حقیقت این رودخانه با عبور از نزدیک این کوه مقدار زیادی از سنگهای سواحل خشکی هند را شسته و با خود به این منطقه آورده، روی هم چیده و به این ترتیب موفق شده است در مدت زمان بسیار کوتاهی این کوه مرتفع را ایجاد کند.
 
متفرقه ... | نوشته شده توسط دوست انجمن | | لینک به این مطلب
شنبه ششم بهمن 1386
ديديد يک شوخي بيش نبود "نوشتاری از عبدالله ناصری"
مدتي قبل و کمي پس از عزل يا استعفاي آقاي علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي ايشان در کسوت سياسي اجتماعي جديدي ظاهر شدند و ادبياتي متفاوت با دوران دبيري شوراي امنيت و رياست سازمان صدا و سيما به کار گرفتند. يکي از محورهاي مورد تاکيد ايشان تشکيل دولت وحدت ملي يا جبهه آشتي ملي بود.
ايشان اشاره کردند که پيگيري تئوري دولت وحدت ملي بسيار موثر است و مصر بودند که به مدد قوانين بايد وحدت ملي را تضمين کرد. غافل از آنکه «وحدت ملي» يا «اتحاد ملي» يا «تشکيل جبهه آشتي ميان جناح ها» نياز به قانون ندارد. همين که قلباً و عملاً به قانون اساسي و تمام اصول آن پايبند باشيم وحدت ملي تضمين شده است. همان وقت دو يادداشت نوشتم(8 آبان و 22 آذر) که اين يک ترفند تبليغاتي است براي جذب افکار عمومي براي ورود به عرصه انتخابات مجلس و از اصحاب اصلاح طلب رسانه ها تقاضا کردم به بهانه زيبايي هر اختلاف و شقاق ميان اقتدارگرايان در دام حمايت از کسي که بيشترين رفتار ضداصلاحي را در يک دهه داشته نيفتيم. مگر مي شود باور کرد يک لاريجاني از ضرورت شکل گيري جبهه آشتي ملي در شرايط بحراني و حساس و ويژه سخن بگويد و لاريجاني ديگر با همان تفکرات سياسي بيشترين نقش را در ردصلاحيت غيرموجه نامزدهاي يک جناح اصلي و اصيل و خط امامي کشور داشته باشد. برادر سوم هم در آن سوي مرزها هميشه در لابي هاي بين المللي فعال و براي جذب حمايت غرب از همفکران شان در تلاش بوده و در داخل کشور اصلاح طلبان را متهم به تزوير و همراهي با امريکا و غرب کند؟ دولتي که علاقه مند به نظارت بر انتخابات امريکا و غرب است در اولين مرحله آزمون اجراي انتخابات در داخل کشور کارنامه يي از ردصلاحيت هاي گسترده بر جاي گذاشته و سعي دارد از آن هم حمايت کند. اينک اين سوال به قوت خود باقي است. آيا آقاي علي لاريجاني هنوز به دنبال جبهه آشتي ملي هستند يا خير؟ اين احتمال هست هدف از طرح اين موضوع کشيدن دعوا و جنجال به درون جبهه خودشان به دنبال رقابت هاي سياسي درون اصولگرايان و تشکيل جبهه آشتي ملي در همان جبهه بوده و اساساً ضرورت حضور يک جناح ديگر- اصلاح طلبان خط امامي- را باور ندارند.ايشان اگر در آن موضع صادق و راستگو بوده است بايد در برابر گستردگي ردصلاحيت ها موضع بگيرند و از مراجع و فقهاي بزرگواري که به ايشان اصرار کرده اند در انتخابات شرکت کند بخواهد در برابر اين رفتار ضد اتحاد ملي سکوت نکنند. خصوصاً اين درخواست از آيت الله مهدوي کني مطرح شود که اينک در عرصه رقابت خبرگان وارد شده اند و خود زماني در کسوت وزير کشور مجري انتخابات بوده و در همان دوره کساني مانند جناب مهندس عزت الله سحابي تاييد صلاحيت شدند. نگارنده اميدوار است آقاي لاريجاني که صلاحيت ايشان تاييد شده تفکر کنند و ببينند در همان محيط دانشگاه مي توان از ردصلاحيت يکي از اساتيد بزرگ هم رشته ايشان يعني دکتر نجفقلي حبيبي آن هم به اتهام عدم التزام به اسلام يا عدم احراز حسن شهرت دفاع کرد. البته اين تکليف براي ديگر همکار دانشگاهي مان جناب آقاي دکتر حدادعادل هم برقرار است.

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
شنبه ششم بهمن 1386
سخنان تاريخي امام خميني(ره) خطاب به نيروهاي نظامي و سپاه:به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مي‌گذرد

حمید انصاری؛ قائم‌ مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره): برخلاف برخی تحلیلهایی که اخیراً در مورد لزوم جانبداری بسیج و سپاه از رشد و توفیق احزاب و جناحهای سیاسی خاص و خالص دینی می‏شود امام خمینی در همین سخنرانی ـ و در فرازهایی دیگر که نقل خواهد شد ـ ورود قوای نظامی و بسیج به عرصه مناقشات سیاسی حتی به نفع خالصترین جناحها و جریانهای صددرصد اسلامی را نیز صراحتاً نهی کرده است.

چندی است که زمزمه‏هایی در برخی از محافل درباره لزوم تأویل و تفسیر سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی که پیاپی نسبت به مخاطرات جدی دخالت نیروهای نظامی در مسائل سیاسی داخلی مرتبط با احزاب و جناحها و گروهها هشدار داده‏اند به گوش می‏رسد، این اظهار نظرها متأسفانه بر خلاف نص پیامهای صریح و غیرقابل تأویل امام خمینی در حالی مطرح می‏شوند که بیش از چند ماه به انتخابات بسیار مهم مجلس شورای اسلامی نمانده است، از این رو دغدغه دلسوزان انقلاب اسلامی نسبت به یکی از مهمترین دست‏آوردهای انقلاب و نهضت امام قابل درک است؛ اما مهمتر از آن این واقعیت تلخ و دردناک است که هنوز در حالی که بیش از دو دهه از رحلت معمار کبیر این نظام مقدس نمی‏گذرد که سخنان بی‏تکلف و آشکار امام خمینی بعضاً به مضامینی برخلاف منظور امام راحل تفسیر و ترویج می‏شود؛ اکنون که هنوز طنین صدای امام در گوش جان میلیونها تن از پیروان او در جمع یاران نسل اول و دوم انقلاب باقی است و اکنون که هنوز بحمدالله جمع زیادی از رزمندگان و ایثارگران و جانبازان انقلاب که بارها هشدارهای امام خمینی در این باره را مستقیماً از کلام و پیام او شنیده‏اند حضور دارند، اینچنین بعضاً وصایا و هشدارهای او در این باب نادیده گرفته می‏شود چند دهه دیگر وضعیت چگونه خواهد بود.

آنچه را که در ادامه این نوشته خواهید خواند سخن و تحلیل اینجانب نیست، بلکه مستند به عین متن رهنمودها و پیامهای امام خمینی است، اگر هنوز بر سر پیمانهای بی‏شماری که با امام بسته‏ایم وفاداریم و اگر این پیام روشن رهبر معظم انقلاب را باور داریم که «راه ما راه امام خمینی است» باید در آموزه‏ها و هشدارهایی که امام خمینی آنهم از موضع مرجع دینی و رهبر کبیر انقلاب و فرمانده کل قوا خطاب به عزیزان بسیجی و سپاهی و ارتشی فرموده‏اند تأمل کنیم و تکلیف خویش در قبال تأویلها و رویکردهای مخالف آن مشخص سازیم.

اجازه دهید قبل از نقل وصایا و هشدارهای امام، ابتدا نمونه‏ای از تفسیرهایی که اشاره شد را نقل کنم: بنا به نقل سایتهای مختلف خبری، امام جمعه محترم یکی از مراکز استانها در جمع بسیجیان سخنانی فرموده‏اند که مطمئناً از سر تعهد و دلسوزی بوده است اما احتمالاً ایشان تمام مواضع امام خمینی در این‏باره را در اختیار نداشته‏اند. فرازهایی از سخنان ایشان بدین شرح است: «این که می‏گویند سپاه پاسداران و بسیج به عنوان نیروهای نظامی نمی‏توانند در سیاست مداخله کنند و آن را به امام نسبت می‏دهند حرف دشمنان خدا و جریانات فاسدی است که بسیج را سد راه خود می‏داند. معنای این که بسیج در سیاست دخالت نکند این است که بسیج سکولار و بی‏دین شود... امام هیچگاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرید... من از فرماندهان می‏خواهم که در جلسات مقابل این شایعه‏ها مقاومت کنند». این امام جمعه محترم برداشت و تفسیر خود از نهی صریح امام خمینی در این زمینه را محدود به این معنی می‏داند که: «در زمان انتخابات مجلس دوم یا سوم بود که امام(ره) فرمودند نیروهای نظامی اعمال نفوذ نکنند یعنی مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسی رأی بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است» ـ در ادامه با ملاحظه متن صریح سخنان امام خمینی مشخص خواهد شد که هشدارهای مکرر امام خمینی در این زمینه منحصر به انتخابات مجلس دوم و یا سوم نبوده بلکه به‏عنوان یک اصل تخطی ناپایدار و دستورالعمل و وصیت همیشگی مطرح شده است ـ امام جمعه محترم در ادامه با تأکید بر مبارزات امام رضا(ع) با جریانات الحادی و التقاطی داخلی و تهاجم فرهنگی خارجی و تأکید بر اینکه «ما سابقه بسیج را از امام رضا(ع) داریم» می‏گوید «باید برای تحقق رسالت بسیج از این نسخه استفاده کنیم، رسالت بسیج تنها به عنوان یک ارگان نظامی جنگ با دشمن خارجی نیست، بلکه مقابله با جریانات داخلی است! ... 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب باید دست چه کسی باشد و امروز کار به جایی رسیده است که مردم حاضر نمی‏شوند یک فرد کمتر از حزب‏اللهی ذوب شده در ولایت را قبول کنند... از آنجایی که دشمن به دنبال جریانات داخلی است، بنابراین کار بسیج نیز باید برانداز جریانات منافقانه و مضر باشد چرا که بسیج پاسدار انقلاب است، شما هرجا هستید باید توجه داشته باشید که جریانات ضدولایی و آلوده در جامعه رشد نکنند.»

از خوانندگان محترم تقاضا می‏شود در تحلیل و رویکرد فوق و خصوصاً این جمله که نهی از مداخله نیروهای نظامی و سپاه و بسیج در سیاست را حرف دشمنان خدا و جریانات فاسد دانسته‏اند و نسبت آنرا به امام ناروا معرفی کرده‏اند تأمل کنند، چنانکه اشاره شد مدتی است که مکرراً مشابه همین تحلیل این سو و آن سو شنیده می‏شود.

اینک به دقت سخنان و مواضع امام خمینی را در این باره مرور کنیم: امام خمینی در 24 اسفند 1360 یعنی در شرایطی که نه تنها در عرصه جریانات داخلی کشور احزاب نیرومند اسلامی حضور فعال داشته بلکه هنوز جنایتهای سازمان منافقین در اوج بود، و حزب توده و بسیاری از احزاب کمونیستی و ملی‏گرا رسماً و علنی فعالیت می‏کردند، یعنی در شرایطی که اگر قرار بود سپاه و بسیج و قوای نظامی در مسائل سیاسی احزاب مداخله کنند قطعاً آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خمینی که بنیانگذار این نظام الهی و پایه‏گذار بسیج و سپاه و ارتش جمهوری اسلامی است با صراحت می‏فرماید: «ورود سیاست در ارتش شکست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست».

برخلاف برخی تحلیلهایی که اخیراً در مورد لزوم جانبداری بسیج و سپاه از رشد و توفیق احزاب و جناحهای سیاسی خاص و خالص دینی می‏شود امام خمینی در همین سخنرانی ـ و در فرازهایی دیگر که نقل خواهد شد ـ ورود قوای نظامی و بسیج به عرصه مناقشات سیاسی حتی به نفع خالصترین جناحها و جریانهای صددرصد اسلامی را نیز صراحتاً نهی کرده است. امام می‏فرماید:

«من عرض مى‏كنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا كه این افراد در هیچ‏یك از احزاب سیاسى، در هیچ‏یك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید اصلاً. تكلیف الهى ـ شرعى همه شما این است كه یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید؛ مختارید از ارتش كناره‏گیرى كنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنایش این است كه ارتشى باید از ارتشى‏اش دست بردارد، بازیهاى سیاسى باید توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى كه وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یك گروهى است كه بسیار مردم خوبى هم هستند، ولو یك حزبى است كه بسیار حزب خوبى هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست، به فساد مى‏كشد اینها را. و من عرض مى‏كنم كه كسانى كه در رأس ارتش هستند و كسانى كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسى در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همین‏طور سپاه پاسداران و همین‏طور سایر قواى مسلح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید كرد. تكلیف همه شما این است كه با هم باشید بدون اینكه در یك حزب یا در گروهى وارد شده باشید، هر گروهى مى‏خواهد باشد. گروه فاسد كه ان‏شاءاللّه‏، وارد نمى‏شوید، گروههاى بسیار خوب هم وارد نشوید. باید شما مستقل، بدون اینكه پیوند به یك گروهى داشته باشید مستقل باشید و از حزب اللّه‏ تعالى شأنه. ...

این گروههاى اسلامى هم نباید دخالت در امور ارتش بكنند و نباید در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانید یك عضو صالح و یك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشید. ورود سیاست در ارتش شكست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست. و من امر مى‏كنم به شما كه یا در ارتش یا در حزب، دوم ندارد كه بخواهید هم ارتشى باشید، هم حزبى، نمى‏شود.»

امام جمعه محترم ـ که اشاره شد ـ سخنان خویش را به مناسبت میلاد امام رضا(ع) در جمع بسیجیان مطرح کرده بود نکته اتفاقی جالب توجه آنکه سخنان زیر از امام خمینی نیز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسئولین نظام ایراد شده است: «همه دنیا كه دنبال این هستند كه ارتششان از امور سیاسى كنار باشد، آنها یك چیزى مى‏فهمند كه مى‏گویند این را ـ ما كه مى‏خواهیم كه سپاه و ارتش جنداللّه‏ باشند و دسته‏بندى نداشته باشند و جهات سیاسى را كنار بگذارند، براى اینكه اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم.»

امام خمینی، همان عزیزی که بوسه بر دست و بازوی بسیجیان و سپاهیان را افتخار می‏دانست و آنان را در خالصانه‏ترین مناجاتهای خویش دعا می‏کرد در همین سخنرانی در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهی که نسبت به خطرهای عظیم ورود قوای مسلح به مسائل انتخاباتی و مسائل سیاسی جناحها داشت فتوا و نظر صریح شرعی خویش را خطاب به اعضای سپاه چنین بیان می‏کند: «براى سپاهیها جایز نیست كه وارد بشوند به دسته‏بندى، و آن طرفدار آن یكى، آن یكى طرفدار آن یكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مى‏گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مى‏شود، جریانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پیدا كنند؟ براى سپاه‏جایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مى‏دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، باید فكر بكنیم...»

امام خمینی در سال 62 خطاب به نماینده خویش در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) و مسئولین سپاه اصفهان می‏فرماید: «...اصفهان مردم خوب و متدینی دارد، آقایان كه آنجا مى‏روند توجه داشته باشند كه به هیچ كس گرایش پیدا نكنند، و سعى كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صمیمیت برخورد كنید، سعى كنید اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانید.»

این عین سخن امام خمینی است که زمان تشکیل وزارت سپاه فرموده است: «باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود جهات نظامی آن از بین می‏رود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند»

و امام خمینی در پیام 29 فروردین 1361 خطاب به تمامی نیروهای نظامی چنین می‏نویسد: «از امور مهمى كه باید تمام نیروهاى مسلح از آن پیروى كنند و اغماض از آن به هیچ‏وجه نمى‏توان كرد و باز هم تذكر داده‏ام، آن است كه هیچ‏یك از افراد نیروهاى مسلح، چه رده‏هاى بالا یا پایین در حزب و گروهى با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامى و به جمهورى اسلامى وفادار باشند. و هر كس در یك حزب و گروه وارد شد باید از ارتش و سپاه و سایر قواى انتظامى و نظامى و قواى مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند كه هر كس در یكى از احزاب یا گروههاى سیاسى یا دینى وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش یا دیگر قواى مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظف‏اند چنین اشخاصى را به فرماندهان معرفى نمایند. و باید توجه داشته باشند كه ورود قواى مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پایه قواى مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود.»

در برخی از تحلیلها چنین زمزمه می‏شود که نهی و هشدارهای امام مربوط به ارتش و سپاه است و شامل بسیج نمی‏شود همچنین چنانکه نقل شد برخی نهی امام را مربوط به یک دوره خاص در انتخابات مجلس دوم و یا سوم دانسته‏اند، فرازی که ذیلاً نقل می‏شود، از وصیت‏نامه جاوید امام خمینی است که آن را برای همیشه و خطاب به همه وفاداران به راه و رسم انقلاب اسلامی به نسل حاضر و نسلهای آینده نوشته‏اند. اهمیت این موضوع بدان حد بوده است که امام آن را در بندی مستقل خطاب به نیروهای مسلح آن هم در وصیتنامه‏ آورده است که در آن وصایا و خط‏مشیهای اصولی و تأویل‏ناپذیر خویش را به عنوان منشور همیشگی انقلاب اسلامی ابلاغ کرده است.

آنانکه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهای حقیقتاً برخاسته از عمق جانشان از بی‏وفایی کوفی‏صفتان تبری جسته و تا پایان عمر به رهروی راه امام پیمان دارند خصوصاً فارغ التحصیلان «مدرسه عشق»، بسیجیان دریادل و سپاهیان عزیز، تفسیر و منظور امام را از خود کلام امام و از متن وصیتنامه او بجویند که فرمود: «وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه‏ها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت مى‏توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه ـ بى‏اشكال به تباهى كشیده مى‏شوند ـ و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.»

هرگز فراموش نکنیم آنچه که امام خمینی با بینش ژرفی که عمیقترین مسائل سیاسی گذشته و حال جهان و ایران را می‏شناخت در فراز فوق تکلیف همیشگی سپاه و بسیج در موضوع مناقشات سیاسی و جناحی و در عرصه فعالیتهای انتخاباتی و دیگر زمینه‏های مسائل سیاسی را با وضوح کامل روشن کرده است این وصیت همان کسی است که اسلام را عین سیاست می‏دانست و تفکیک دین از سیاست را هرگز روا نمی‏شمرد. امام با شناخت دقیقی که از شرایط جامعه ایران داشت و با اشرافی که به تکالیف عمومی و اختصاصی اشخاص و نهادها و قشرهای مختلف داشت در مقام راهبری نظام اسلامی و فرمانده کل قوا بخوبی این حقیقت را دریافته بود که نیروهای مسلح عموماً، و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامی یعنی سپاه و بسیج که حافظان مسلح این مرز و بوم و پاسداران جان بر کف انقلاب اسلامی‏اند هر گاه به وادی مناقشات احزاب و گروههای سیاسی ـ که بطور طبیعی و همواره در جامعه با دیدگاهها و سلایق مختلف حضور دارند ـ وارد شوند بمنزله سم مهلکی است که آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملی و اسلامی به مظهر حمایت از این جناح و آن حزب متنزل می‏سازد و افزون بر خطر اختلافات داخلی که از این ناحیه در درون مهمترین نیروهای حافظ کشور و انقلاب پدید می‏آورد به تدریج آنان را از حمایت افکار عمومی تمامی اقشار ملت که لامحاله دارای گرایشات مختلف و متکثر می‏باشند محروم می‏سازد. و خدای ناکرده اگر رویکرد اصولی که برگرفته از خط‏مشی امام و مقام معظم رهبری بر بی‏طرفی قوای مسلح نسبت به مناقشات سیاسی و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههای درون نظام تاکنون حاکم بوده است، به‏تدریج تحت تأثیر تفسیر و رویکردهای جناحی و سیاسی تغییر کند و عزیزانی که سرمایه‏های بی‏بدیل حراست از کیان ملک و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها کشیده شوند و در انتخابات با توجیهاتی همچون تکلیف شرعی و انقلابی برخلاف صریح وصایای امام و رهبری به نفع این گروه و آن گروه وارد میدان شوند یقیناً به کیان جایگاه رفیع ایشان در نزد افکار عمومی و همچنین به سلامت روندی که طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعی و عینی است صدمات جبران‏ناپذیر وارد خواهد شد. البته آنچه که گفته شد صرفاً دغدغه‏هایی است پیشگیرانه که قطعاً فرماندهی معظم کل قوا و مسئولین و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسیج و یادگاران دفاع مقدس کاملاً مراقبند و انشاءالله هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

اینکه گفته شده است نهی امام از دخالت نیروهای مسلح و بسیج در سیاست منحصر به انتخابات دور دوم و یا سوم بوده، آنهم با این تعبیر که منظور امام جلوگیری از به زور وادار کردن مردم برای رأی دادن در انتخابات بوده است در پاسخ باید گفت اولاً شأن ملت بزرگ ایران و امام آزادیخواه آن و شأن عزیزان سپاهی و بسیجی و ارتشی در دوران انقلاب اسلامی همواره بالاتر از آن است که فرمانده کل قوا از آنان بخواهد که به زور کسی را وادار به رأی دادن نکنید. این ادبیات مربوط به دوران طاغوت و زمانی بود که مردم هیچکاره بودند و به تعبیر امام، زور سرنیزه حکومت می‏کرد، ثانیاً همانگونه که در سخنان امام مشاهده می‏کنیم مبنای ایشان در هشدارها و نهی مذکور و وصیتنامه خویش مبنای استدلالی و منطقی است که اساس آنرا پیش‏گیری از خطرات مهلک ورود مناقشات سیاسی و گروهی در قوای مسلح تشکیل می‏دهد. اگر در انتخابات نیز که مصداق بارز فعالیتهای سیاسی جامعه است امام خمینی تذکرات خویش را مؤکداً بیان کرده‏اند از همین باب است که مبادا اعضای قوای نظامی کشور به عنوان تکلیف دفاع از احزاب صد در صد اسلامی و به عنوان مقابله با جریانهایی که از دیدگاه جناحی، آنها را منحرف و آلوده و یا نامحرم می‏دانند و در مسائل انتخابات و جناح‏بندیهای آن به نفع یک جریان وارد شوند. پرسش و پاسخ زیر که در شفافترین وجه ممکن صورت گرفته است حجت را بر همه پیروان امام تمام می‏کند که منظور از این هشدارها چیست. پس از شهادت نماینده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (شهید محلاتی)، جانشین وی در سپاه طی نامه‏ای به امام خمینی می‏نویسد: «]با فرا رسیدن ایام انتخابات مجلس شوراى اسلامى و امر موهکد حضرتعالى در مورد عدم ورود نیروهاى مسلح در مناقشات سیاسى استدعا دارم به دلیل ابهاماتى كه براى بعضى برادران پیش آمده است، در صورت امكان پاسخ دو سؤال ذیل را مرقوم فرمایید: 1ـ مسئولیت رسیدگى به مسئله عدم ورود نیروهاى سپاه و بسیج در مناقشات سیاسى بر اساس حكم حضرتعالى بر عهده نماینده حضرتعالى و شورایعالى سپاه بوده است. آیا اینجانب به عنوان جانشین نمایندگى حضرتعالى در مورد رسیدگى به تخلفات در امر انتخابات كه مصداق روشن عدم ورود در مناقشات سیاسى است مسئولیتى دارم یا خیر؟ 2ـ آیا این حكم، خاص سپاه كشورى (سپاه قدیم) است یا شامل نیروهاى سه گانه سپاه كه به امر حضرتعالى تشكیل شده است نیز مى‏باشد؟ امام خمینی نیز در پاسخ چنین می‏نویسند:

بسمه تعالى
در مورد مسئله اول جنابعالى مسئول مى‏باشید. و در مورد دوم، حكم شامل همه سپاه ـ سپاه قدیم و نیروهاى سه‏گانه سپاه مى‏باشد.
66/11/19 ـ روح‏اللّه‏ الموسوى الخمینى»

نکته آموزنده آنکه امام خمینی که می‏خواست بسیج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگی ملی باشند و نه عرصه مناقشات سیاسی و جناحی، به عنوان فرمانده کل قوا خود ایشان بیش از همه عامل به این سفارش اکید بود. فرمان ایشان در اوج منازعات سیاسی و جبهه‏بندیهای گروهها در کشور، خطاب به اعضای دفتر خویش و پاسداران بیت چنین است:

«من اخطار مى‏كنم به تمام كسانى كه در دفتر هستند و یا در دفتر و منزل اینجانب مى‏آیند كه باید با كمال بیطرفى و بى‏نظرى عمل كنند، و هیچ گفتار یا كردارى كه از آن انتزاع طرفدارى از اشخاص یا گروهها و مخالفت با اشخاص، یا گروهها گردد به جا نیاورند؛ و تخلف از این امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامى است. و كسانى كه بخواهند تخلف كنند نباید در دفتر یا منزل اینجانب بمانند. و نیز به پاسداران اطراف منزل اخطار مى‏كنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامى با اشخاص از هر گروهى هستند، روحانیون معظم و شخصیتهاى دولتى و انقلابى، رفتار كنند.»

تدکر این نکته ضروری است که در ادبیات امام خمینی«بسیج» در دو معنای عام و خاص بکار رفته است: در معنای عام آن، مراد فرهنگ بسیجی است که نمایانگر اوج معنویت و اخلاص، دفاع از ارزشها و مقاومت تا حد جانبازی در راه اهداف الهی و مشارکت همه جانبه در دفاع از کشور در مواقع خطر و تجاوز دشمنان است؛ در این معنا بسیج شامل همه آحاد ملت است اما آنجا که امام در کنار دیگر قوای نظامی از بسیج نام برده‏اند و از موضع فرماندهی کل قوا خطاب به ایشان رهنمود داده‏اند ـ نظیر فرازهایی که در این مقاله نقل شد ـ منظور امام: سازمان بسیج و اعضای رسمی آن است که به عنوان بازوی مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارای هویت سازمانی مشخص و وظایف قانونی معین می‏باشند. فتاوا و فرامین امام مبنی بر حرمت ورود بسیج و دیگر قوای نظامی در مناقشات سیاسی و احزاب و گروهها مربوط به همین معنای خاص از بسیج می‏باشد.

چه آنکه کوشش برای اقتدار و اعتلای روزافزون ارتش و بسیج و سپاه سربلند همواره مورد سفارش اکید امام بود و می‏فرمود:

«من تا آخر پشتیبان ارتش و سپاه و بسیج خواهم بود و تضعیف آنان را حرام می‏دانم»

این افتخار برای عزیزان سپاهی و بسیجی کافی است که امام فرمود: «شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید»

در پایان مقاله، این گل‌واژه‏های زیبا از کلام دل‏انگیز را تقدیم بسیجیان وارسته و وفادار به وصایای امام می‏کنم که فرمود: بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفه‏هاى آن بوى بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق مى‏دهد. بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامى است كه پیروانش بر گلدسته‏هاى رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‏اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامى است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بى‏نشانى گرفته‏اند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‏اند.

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
شنبه ششم بهمن 1386
سازمان مجاهدین انقلاب: جناح حاكم در پی تثبیت سنت سیئه انتخابات فرمایشی در جمهوری اسلامی است
 به دنبال اعلام نتایج بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم در هیأت‌های اجرایی و اعمال ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح‌طلب و مستقل، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اطلاعیه‌ای صادر كرد. متن این اطلاعیه در ادامه می‌آید:

ملت شریف و آگاه ایران!
طی چند روز گذشته، نتایج بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس هشتم در هیأت های اجرایی منتخب دولت نهم اعلام شد. همانگونه كه پیش از آن برخی تحلیلگران سیاسی نیز براساس تركیب یكدست و جناحی این هیأت‌ها پیش‌بینی كرده بودند، در این مرحله، صلاحیت شمار كثیری از داوطلبان انتخاباتی كه در میان آنان اكثریت قریب به اتفاق نامزدهای اصلی اصلاح‌طلبان و شمار كثیری از داوطلبان مستقل از جناح حاكم قرار داشتند، مورد تأیید قرار نگرفتند.

براساس آمار اعلامی وزارت كشور، در این مرحله از بررسی صلاحیت‌ها، هیأت‌های اجرایی از میان 7200 نفر داوطلب انتخابات مجلس هشتم، صلاحیت بیش از 2200 نفر، معادل 31 درصد كل داوطلبان انتخاباتی را كه قریب 400 نفر آنان متعلق به حوزه انتخابیه تهران هستند، مورد تأیید قرار ندادند. این در حالی است كه در ششمین و هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی كه توسط دولت اصلاحات برگزار شد، در این مرحله از انتخابات، هیأت‌های اجرایی از میان 6853( دوره ششم) و 8172(دوره هفتم) داوطلب انتخاباتی، به ترتیب تنها صلاحیت 422 و 434 نفر، معادل 6 و 5 درصد كل داوطلبان، را تأیید نكرده بودند. همچنین در ادوار گذشته انتخابات نیز هیچ‌گاه سابقه نداشته است كه هیأت‌های اجرایی، این تعداد از داوطلبان انتخاباتی را ردصلاحیت كرده باشند.

این مقدار رد صلاحیت، تنها با میزان ردصلاحیت‌های اعمال شده توسط هیأت‌های نظارت در انتخابات مجلس هفتم قابل مقایسه است كه 44درصد كل داوطلبان آن انتخابات را شامل می‌شد. دامنه این ردصلاحیت‌ها به گونه‌ای گسترده بوده است كه برخی از افراد و جریانات حاشیه‌ای مخالف اصلاحات را نیز شامل شده و موجب آن گشته كه وزیر كشور اذعان كند در بعضی از موارد باید دقت بیشتری صورت می‌گرفت و رییس هیأت نظارت تهران مژده دهد كه آن هیأت با احراز حداقل شرایط، تأیید صلاحیت می‌كند و اینكه ممكن است فهرست ردصلاحیت‌شدگان هیأت‌های اجرایی در بررسی‌های هیأت های نظارت تغییر كند.

بنابراین، می‌توان تصور كرد كه در این انتخابات از سوی مراكز قدرت و بازیگران اصلی، نقش كلیدی اعمال ردصلاحیت رقبای انتخاباتی و مهندسی مراحل و نتایج مربوط برای برگزاری انتخاباتی نمایشی و تشكیل مجلسی گوش بفرمان و مطیع، از شورای نگهبان به دولت و هیأت‌های اجرایی منتقل شده است. حتی شاید سناریوی طراحی شده به گونه‌ای باشد كه در مراحل بعدی رسیدگی، شورای نگهبان با تأیید صلاحیت معدودی از داوطلبان در حدی كه به مهندسی آرا و نتایج انتخابات لطمه نزند، ضمن اطمینان از تركیب مجلس آینده، از خود چهره‌ای به‌ظاهر متفاوت از گذشته ارائه نماید.

گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب، پیش از این اعلام كرده بودند كه چگونگی بررسی صلاحیت‌ها در هیأت‌های اجرایی انتخابات مجلس هشتم، آزمونی جدی برای سنجش پایبندی دولت نهم به رعایت قانون و حرمت نهادن به حقوق شهروندی است. اینك با اعلام رسمی نتایج این بررسی‌ها می‌توان با قاطعیت اعلام كرد كه دولت نهم در این آزمون كاملاً شكست خورده است. ردصلاحیت 2200 نفر از داوطلبان انتخاباتی كه در میان آنان شماری از وزرا، نمایندگان مجلس، معاونین وزرا، استانداران و سایر مدیران سابق كشور و همچنین اعضای شوراهای اسلامی، ایثارگران، خانواده های شهدا، زجردیدگان دوران مبارزه با رژیم سابق و ... قرار دارند، قطعاً نقطه تاریكی در كارنامه دولت نهم ثبت كرده است.

این در شرایطی است كه عدم موفقیت اقتدارگرایان و حاكمیت یكدست در تدبیر امور كلان داخلی و خارجی، در كنار فقدان كارآمدی دولت نهم برای اداره امور جاری كشور و حل مشكلات روزمره مردم، جناح حاكم را به لحاظ اقبال عمومی در بدترین شرایط، طی سال‌های اخیر قرار داده و به همین میزان بر استقبال از اصلاح‌طلبان افزوده است. استقبال مردمی و عمومی گسترده از جناب آقای خاتمی در جریان سفرهای اخیر ایشان به استان‌های مختلف كشور، یكی از نشانه‌های این امر است. بنابراین، به نظر می‌رسد اقتدارگرایان نیز كه به خوبی دریافته‌اند برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و با حضور رقبای اصلاح‌طلب و مستقل، نتیجه‌ای جز تحمل شكستی بزرگ برایشان به دنبال ندارد، برای حفظ قدرت، متوسل به برهم زدن قواعد بازی و مخدوش كردن سازوكارهای قانونی و دموكراتیك شده‌اند.
جالب توجه آنكه دستگاه‌های تبلیغاتی اقتدارگرایان و كارگزاران حاكمیت یكدست، به جای پاسخگویی در قبال این عملكرد ناصحیح و خلاف قانون، ضمن انجام داوری در خصوص صلاحیت‌های داوطلبان، طلبكارانه اصلاح‌طلبان را به دلیل استفاده از حق قانونی خود مبنی بر ثبت نام در انتخابات مورد حمله قرار می‌دهند كه اساساً چرا در این انتخابات نامزد شده‌اند تا ردصلاحیت شوند و زمینه برای اعتراض آنان فراهم شود!!

در این ارتباط می‌توان به ادعای وزیر كشور مبنی بر آنكه عده‌ای با اطمینان از رد صلاحیتشان نام‌نویسی كرده‌اند، اشاره كرد. همچنین سخنان آقای احمدی‌نژاد در جمع خبرنگاران كه مسؤولیت ردصلاحیت گسترده را متوجه کسانی کرد که در انتخابات ثبت نام کرده‌اند، قابل توجه است. وی ثبت نام «افراد فاقد صلاحیت» را برنامه‌ای از پیش تعیین شده و وابسته به جریان‌های خاص دانست و با انتقاد از کسانی که هیات‌های اجرایی را «شماتت» می‌کنند، کسانی را که در انتخابات ثبت نام کرده‌اند سزاوار «سرزنش» دانست. گویی اینان اساساً معنا و مفهوم واقعی انتخابات را به فراموشی سپرده‌اند و مشاركت در آن را از جمله حقوق عمومی شهروندان ندانسته و آن را حق انحصاری گروهی خاص به حساب می‌آورند.

با شرایط پیش آمده، به نظر می‌رسد الگوی برگزاری انتخابات مجلس هفتم و ردصلاحیت غیرقانونی رقبای جدی، مجدداً در دستور كار جناح حاكم قرار گرفته است و بیم آن می‌رود كه این شیوه به عنوان رویه جاری حاكمیت در برگزاری انتخابات، نهادینه و تثبیت شود.

ما به صراحت اعلام می‌كنیم كه نهادینه شدن بدعت سیئه اعمال ردصلاحیت فله‌ای رقبای انتخاباتی و اساساً تلقی اینكه انتخابات و ورود در آن به قشری و تفكری خاص تعلق دارد، زمینه‌ساز هدم روح آزادیخواهانه انقلاب اسلامی، تعالیم و سیره عملی امام و بنیانگذار این انقلاب عظیم و اساس نظام جمهوری اسلامی است. این روند قطعاً از جانب مدافعان واقعی این ارزش‌های متعالی قابل قبول نخواهد بود و آنان تمامی مساعی خویش را برای متوقف كردن این روند به كار خواهند گرفت.

ما به جناح حاكم هشدار می‌دهیم كه برای حفظ قدرت چند روزه خود، بیش از این با منافع و مصالح ملی كشور و ارزشهای متعالی انقلاب و نظام بازی نكرده و كلیت نظام را با مخاطره مواجه ننمایند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محكوم كردن ردصلاحیت غیرقانونی شمار كثیری از داوطلبان انتخاباتی مجلس هشتم، از تمامی آنان درخواست می‌كند برای اعتراض و مقابله با این روند نامبارك، از كلیه مجاری قانونی استفاده كنند. در این جهت از تمامی كسانی كه به شكل غیرقانونی ردصلاحیت شده‌اند، دعوت می‌كند تا شكایت‌های خود را به هیأت‌های نظارت مربوط، تحویل نموده و براساس مصوبه مجمع تشیخص مصلحت نظام، دلایل و مدارك ردصلاحیت را از مرجع رسیدگی كننده، درخواست نمایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
اندکی تامل!
آقای رییس جمهور اندکی تامل کنید!

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه چهارم بهمن 1386

| نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا....

صلاحيت حدود 5 هزار نفر از داوطلبان يعني 69 درصد ثبت‌نام كنندگان از سوي هيات‌هاي اجرايي تاييد شد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در اطلاعيه شماره ده ستاد انتخابات كشور آمده است: پس از ثبت‌نام داوطلبان انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي كه تا ساعت 24 روز بيست و يكم دي ماه ادامه داشت، هيات‌هاي اجرايي در 207حوزه اصلي از تاريخ بيست و دوم دي ماه تا اول بهمن ماه به مدت 10 شبانه روز بر اساس شرايط مندرج در قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي و استفاد از جوابيه‌هاي استعلام سوابق داوطلبان از مراجع چهارگانه و با بررسي‌هاي لازم در محل، به بررسي صلاحيت داوطلبان پرداختند.

حدود چهار هزار جوابيه استعلام از مراجع چهارگانه براي حدود سه هزار نفر از داوطلبان به ستاد انتخابات كشور واصل شد كه بلافاصله عينا در اختيار هيات‌هاي اجرايي سراسر كشور قرار گرفت.

نتايج نهايي بررسي صلاحيت‌ها در كل كشور به شرح زير به استحضار امت حزب اله مي رسد:

صلاحيت حدود 5 هزار نفر از داوطلبان يعني 69 درصد ثبت‌نام كنندگان از سوي هيات‌هاي اجرايي تاييد شد.

از جمله در تهران بالغ بر يكهزار نفر تاييد صلاحيت شدند.

از 31 درصد افرادي كه صلاحيت آنان تاييد نشده ، 21 درصد رد صلاحيت و 10 درصد احراز صلاحيت نشدند.

از ميان ردصلاحيت شدگان، 69 نفر به موقع استعفاء نداده‌اند.

131 نفر محكومان به خيانت و كلاهبرداري و اختلاس به حكم محاكم صالحه قضايي هستند، 329 نفر سوء شهرت در محل سكونت داشته‌اند.

تعدادي از داوطلبان مداركشان ناقص ماند به عنوان مثال 188 نفر مشكل مدرك تحصيلي و يا پنج سال سابقه كار كارشناسي داشته‌اند.

بقيه ردصلاحيت شدگان مسايلي نظير اعتياد يا قاچاق موادمخدر، محكومان به حدود شرعي، وابستگان به رژيم سابق، محكومان به اقدام عليه جمهوري اسلامي، عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام جمهوري اسلامي ، عضويت يا هواداري از گروهك‌هاي تجزيه طلب و تروريستي ، وابستگي و ارتباط با سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه، اهانت به مقدسات ديني و پيامبر اعظم (ص) و ائمه معصومين (ع) ، محكوميت به اغتشاش در كشور و هواداري از فرق منحرف مذهبي داشته‌اند.

تمامي افرادي كه صلاحيت آنها تاييد نشده، از جمله قريب 700 نفر افرادي كه صلاحيت آنها احراز نشده است، مي‌توانند در مهلت قانوني ، از سوم تا ششم بهمن ماه، شكايات خود را به هيات‌هاي نظارت استان‌ها ارائه كنند تا مورد بررسي قرار گيرند.

این درحالی است که:

با وجود‌ آن‌كه مسئولان برگزاري انتخابات، ادعا مي‌كنند در بررسي‌هاي اين دوره، ميزان رد صلاحيت كمتر از دور قبل است، بررسي كمي و كيفي افراد تأييد صلاحيت نشده و آمارهاي مربوط به انتخابات مجلس هفتم، حاكي از آن است كه ريزش انجام شده اين دور توسط هيأت‌هاي اجرايي، بيش از ريزش انجام شده توسط هيأت‌هاي نظارت در انتخابات مجلس هفتم است، به گونه‌اي كه هرچند به باور بسياري، ردصلاحيت انجام شده در انتخابات مجلس هفتم بي‌سابقه بود، اكنون صلاحيت حدود چهل تن از نمايندگان اين مجلس و ده‌ها وزير و مدير ارشد سابق زير سؤال رفته است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، افشار پس از بررسي اوليه صلاحيت‌ها از سوي هيأت‌هاي اجرايي با مغالطه‌اي آشكار اعلام كرده: رد صلاحيت شدگان اين دوره، در مقايسه با دوره‌هاي پيش، کمتر است، به گونه‌اي که در انتخابات مجلس هفتم، از ميان همه داوطلبان، 44 درصد در هيأت‌هاي اجرايي و نظارت رد صلاحيت شدند و فهرست آنان به شوراي نگهبان ارايه و در پايان، 27 درصد رد صلاحيت قطعي شدند و اين بار صلاحيت 69 درصد از ثبت‌نام کنندگان در هيأت اجرايي تأييد شده است.

اين در حالي است كه شمار کساني که براي نمايندگي مجلس هفتم نام‌نويسي کرده بودند، بنا بر اظهارات مقامات مسئول، 8 هزار و 157 نفر بوده که از اين تعداد، 3 هزار و 605 نفر از سوي هيأت‌هاي نظارت و تنها 434 نفر از سوي هيأت‌هاي اجرايي رد صلاحيت شدند كه با اين وصف، ردصلاحيت هيأت‌هاي اجرايي در دور پيش تنها 5.3 درصد بوده است كه يك‌ششم 31 درصد ردصلاحيت هيأت‌هاي اجرايي كنوني است.

هرچند ستاد انتخابات با غفلت از آمار بالاي 80 درصدي سواد در ايران تعداد افراد تأييد صلاحيت نشده را اعلام نكرد، با ضرب و تقسيم انجام شده مشخص مي‌شود جمعا حدود 2250 تن تأييد صلاحيت نشده‌اند كه از ميان آنها بيش از 1200 تن رد صلاحيت شده و صلاحيت حدود هفت هزار تن ديگر احراز نشده است.

جالب آن‌که طبق اعلام معاون سياسي وزارت کشور، تنها 257 تن به دليل نقص مدکر تحصيلي و عدم استعفاي به موقع رد صلاحيت شده‌اند و افشار که تعداد دقيق اين افراد را اعلام کرده، مواردي چون اعتياد يا قاچاق مواد مخدر، محکوميت به حدود شرعي، وابستگي به رژيم سابق، اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران، نداشتن اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام جمهوري اسلامي، عضويت يا هواداري از گروهک‌هاي تجزيه‌طلب و ضدانقلاب، وابستگي و ارتباط با سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانگان، اهانت به مقدسات ديني، پيامبر اعظم(ص) و ائمه معصومين(ع)، اغتشاش در کشور و هواداري از فرق منحرف مذهبي، که علت عدم تأييد صلاحيت بيش از 1400 تن بوده را در کنار هم اعلام کرده است.

 

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سوم بهمن 1386
نقش فدائیان اسلام در شکل گیری انقلاب اسلامی در کاشان
نوشته جدید نسیم:

متفرقه ... | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
سه شنبه دوم بهمن 1386
اصل چهار در روستاهاي ايران مايه زحمت شده بود!دردسرهاي تاريخي توالت‌هاي آمريکايي در ايران

براساس اصل چهارم ترومن دولت امريکا هر سال مبالغي به هر دولت و کشور در معرض تهديد کمونيسم مي‌پرداخت. البته غير از اين مبلغ، تعدادي وسايل نظامي و مهمات‌ براي نيروهاي مسلح و نيز وسايل بهداشتي و مواد غذايي نيز به دولت‌هاي مزبور تعلق مي‌گرفت.

دولت آمريکا در سال 1328 سازمان عريض و طويلي به نام اداره اصل چهار ترومن برپا کرد که عده زيادي آمريکايي و ايراني تحصيل‌کرده در آمريکا مانند دکتر جمشيد آموزگار و اردشير زاهدي در آنجا خدمت مي‌کردند، اولين رييس بخت برگشته اداره اصل چهار دکتر بنت و خانمش در بغداد سوار هواپيماي ايران‌ تور شدند. اين هواپيما که 23 نفر سرنشين داشت در حوالي تهران در طرشت دچار برف و بوران شد و سقوط کرد و همه سرنشينان آن به قتل رسيدند. دکتر مصدق هم دستور داد محل سقوط هواپيما در طرشت را گل‌باران کردند.
پس از دکتر بنت که ايران را نديده از دار دنيا رفت، ويليام وارن به ايران آمد.
اصل چهار ترومن دنباله کارهاي يک هيات پزشکي آمريکا را که از سال‌هاي جنگ جهاني دوم در ايران خدمت خود را آغاز کرده و براي مبارزه با مالاريا، داروي ضد پشه (د.د.ت) را در روستاها به خانه‌ها مي‌پاشيدند ادامه داد. اصل چهار خدماتي در روستاهاي ايران کرد اما آمريکا که مازاد اشياء زيادي از دوران جنگ داشت علاوه بر پول و وسايل و مواد بهداشتي، تعدادي تانک کهنه شرمن و ام–4 و ام-47 و تعدادي هواپيماهاي جنگي کهنه داکوتا براي ارتش ايران تخصيص داد.

هداياي عجيب اصل چهار
عجيب‌ترين هدايايي که آمريکا‌يي‌ها از طريق کمک‌هاي اصل چهار براي ايراني‌ها فرستادند تعداد زيادي خر قبرسي بود که چون مي‌گفتند نژاد خرهاي قبرسي خيلي خوب است و آمريکا احتمالاً مي‌خواست کمکي به مردم قبرس که تحت تاثير و نفوذ کمونيست‌ها بودند بکند تعداد 100 راس الاغ درشت قبرسي خريد و آنها را سوار هواپيماهاي نظامي آمريکا در چندين پارتي و گروه به ايران فرستاد. روز پياده‌کردن الاغ‌هاي قبرسي از هواپيماها در فرودگاه مهرآباد معرکه و جنجالي برپا شده بود. روزنامه‌هاي چپي تهران دولت آمريکا را مورد حمله و انتقاد شديد قرار داده و مي‌نوشتند در حالي که الاغ‌هاي بندري در جنوب ايران از اصيل‌‌ترين و قوي‌ترين الاغ‌هاي خاورميانه هستند چه علتي دارد که دولت آمريکا بر ملت ايران منت گذاشته تعدادي الاغ از قبرس خريده به ايران اهدا کند؟ چندي بعد دولت آمريکا تعداد زيادي وسايل آهنين عجيبي را به ايران ارسال داشت که وجوه آن را نيز به جاي اينکه به خزانه دولت ايران واريز شود به حساب توليدکنندگان مستراح‌هاي بهداشتي آمريکا ريختند. اين اشياء آهنين در حقيقت آبريزگاه‌هايي به صورت عمودي و شامل اتاقک‌هايي بودند که لگن توالت به صورت فقط براي استفاده به حال ايستاده و دفع ادرار در آن تعبيه شده و البته آبي در کار نبود بلکه کساني که براي قضاي حاجت به اين مستراح‌ها مراجعه مي‌کردند پيشاب (ادرار) خود را در آن لگن‌ها مي‌ريختند.
اين توالت‌هاي جنگي ايستاده براي پادگان‌ها و سربازخانه‌ها و اردوگاه‌هاي موقت ارتش آمريکا در جبهه‌هاي اروپا و آفريقا و آسياي جنوب شرقي ساخته شده بود و چون کارخانه‌هاي آمريکايي صدها هزار از اين دستگاه‌ها را ساخته و مازاد آنها در انبارهايشان مانده بود، کارپردازان اداره مرکزي اصل چهارم در آمريکا از فرصت استفاده کرده مازاد توالت‌هاي مزبور را به عنوان کمک به بهداشت ملل محروم به اين کشورها ارسال داشتند و البته وجوه آن پس از کسر کميسيون‌ها و پورسانت‌هاي محاسبه شده به حساب توليد‌کنندگان آمريکايي ريخته مي‌شد.

... و اما توالت‌هاي آمريکايي
به قدري تعداد اين آبريزگاه‌هاي سرپايي که به ايران ارسال شد زياد بود که تخمين زده مي‌‌شد به هر يک از روستاهاي ايران که در آن زمان تعدادشان حدود 65 هزار بود دو دستگاه توالت آمريکايي تعلق خواهد گفت. آبريزگاه‌هاي ادرار (ونه براي مدفوع) ويژه سربازخانه‌ها، بدون شيلنگ و مخزن آب، آنهم براي دهات مسلمان‌نشين ايران و براي مردمي که مقوله طهارت براي آنها بسيار مهّم بود!
اداره اصل چهار صدها تن از نصب‌کنندگان اين آبريزگاه‌ها را به دهات ايران فرستاد تا روستاييان به جاي استفاده از چاهک توالت مرسوم ايراني از اين آبريزگاه‌ها استفاده ‌کنند اما عيب اين آبريزگاه‌ها فلزي اين بود  که در آن محلي براي آب که در طهارت مسلمانان نقش مهمي دارد تعبيه نشده و ضمنا فقط براي پيشاب پيش‌بيني شده بود. تعداد چندين هزار از اين توالت‌هاي نظامي در بيرون روستاهاي ايران نصب شد اما هيچ روستايي به آنجا مراجعه نمي‌کرد. با تشويقي که مامورين اصل چهار مي‌کردند عده‌اي از چوپان‌ها و رهگذران به اين مستراح‌ها رفته علاوه بر پيشاب قضاي حاجت کامل مي‌کردند پس از مدتي کثافات و پلشتي اين مستراح‌هاي فلزي و اطراف آن را فراگرفت. به طور کلي روستاييان استقبالي از آنها نشان ندادند. حتي دستگاه‌هايي که در سربازخانه‌هاي ارتش نيز نصب شد به همان علت نبود آب و آفتابه در دسترس، مورد توجه واقع نشد.
پس از 28 مرداد 1332، مرتبا نامه‌هايي از روستاها به دربار و اداره دفتر نخست‌وزيري مي‌رسيد که عريضه‌نويسان استدعاي عاجزانه داشتند، «مامورين دولتي آمده و اين اصل چهارها را از دهکده ما ببرند. ما از دست بو و تعفن و کثافات اين اصل چهار‌هاي ترومن به جان آمده‌ايم خر ما از کره‌گي دم نداشت و ما عطاي اصل چهار را به لقايشان بخشيده‌ايم. از وقتي که اين اصل چهارها را به دهات، آورده‌اند پشه و مگس و کثافات و عفونت ما را بيچاره کرده است!»
در اولياي دولت وقت اين تصور پديد آمد که عده‌اي از کارمندان اداره اصل چهار به دهات رفته و به علت بي‌بندو باري و سهل‌انگاري موجبات آزار روستاييان را فراهم آورده‌اند اما با مراجعه اولين مامورين اداره بهداشت روستاها و مامورين دادگستري و ژاندارمري معلوم شد منظور از اصل چهاري‌هاي بدبو و متعفن و کثيف، مستراح‌هايي هستند که مازاد مصرف ارتش آمريکا بوده و در انبارهاي آن کشور خاک مي‌خورده‌اند و آنها را به عنوان هديه و سوغات و کمک! به ايران ارسال داشته و تعدادي هم به ايرانيان منت گذاشته‌اند!
هر اندازه خدمات ميسيون‌هاي بهداشتي آمريکا در مبارزه با مالاريا سودمند بود، کمک‌هاي آبريزگاهي آنها موجب خنده و تمسخر و آزار و اذيت ايراني‌ها بود و بالاخره تمام اين «اصل چهارها» يا آهن قراضه‌ها را از دهات ايران برچيدند و براي استفاده از آهن و فلز آنها، آن را به اوراقچيان فروختند.
تاریخی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
سه شنبه دوم بهمن 1386
شرکت های بزرگ چگونه نام‌گذاری شدند؟
Adobe: نام رودخانه‌ای پشت خانه‌ی موسسش.Adobe Google CISCO Routers Apple logo

CISCO: کوتاه شده از San Francisco.

Google: گوگل به معنی عدد ۱ که ۱۰۰صفر جلوی آن باشد است. موسسین گوگل بخاطر نشان دادن گستردگی صفحاتی که گوگل آنها را جستجو می‌کند این نام را انتخاب کردند.

Apple: چون وقت بیشتری نداشتند قرار بوده تا ساعت ۵ عصر بهترین نام پیشنهادی برای شرکت انتخاب شود اما هیچ کس نامی پیشنهاد نکرد و Steve Jobs طبق معمول در حال خوردن میوه‌ی مورد علاقه‌اش سیب بود و قرار شد نام Apple به معنی سیب را بر روی شرکت بگذارند.

Hot Mail: کسانی که نام این سرویس را انتخاب کردند دنبال یک نام زیبا می‌گشتند که آخر آن Mail داشته باشد و در آخر HotMail را انتخاب کردند چون هم زیبا بود و هم حروف HTML که نام زبان برنامه‌نویسی صفحات وب است در آن بود.

HP: دو حروف اول نام خانوادگی موسسین آن Bill Hewlett و Dave Packard آنها برای اینکه ببیند نام شرکتشان را HP بگذارند یا PH شیر یا خط کردند!

Microsoft: برگرفته از اول دو کلمه‌ی Microcomputer Software که ابتدا Micro-Soft بود و خط فاصله‌ی آن بعدآ حذف شد.

RedHat: پدر بزرگ Marc Ewing موسس RedHat (به معنی کلاه قرمز) یک کلاه قرمز با خط های سفید به او یادگاری داده بود ولی او گمش کرد و هرچقدر هم گشت پیدایش نکرد به همین دلیل اسم این پروژه‌ی کاریش را RedHat گذاشت و در قسمتی از راهنمای آن نیز از کاربرانش خواسته اگر کلاه قرمز او را پیدا کردند به او برش گردانند.

Apache: موسس آپاچی شروع به تصحیح (Patch) کد های NCSA httpd daemon کرده بود و نتیجه یک سرور وصله پینه زده (Patchy) شده بود پس نام آن را Apache گذاشت (A patchy server)

شرکت های بزرگ چگونه نام گذاری شدند؟

SUN: این شرکت توسط ۴ دوست هم دانشگاهی در دانشگاه Stanford تاسیس شد و SUN مخفف عبارت “Stanford University Network” به معنی «شبکه‌ی دانشگاه استنفورد» است.

Yahoo: در کتابی که Jerry Yang و David Filo موسسین یاهو خوانده بودند (کتاب Gulliver’s Travels نوشته‌ی Jonathan Swift) انسان های عریان اولیه و زشت را «یاهو» معرفی کرده بود و موسسین یاهو نیز چون خود را همانند یاهو های یاد شده در آن کتاب می‌دانستند این اسم را انتخاب کردند.

AltaVista: در اسپانیایی به معنی «دید وسیع» است.

Intel: موسسین این شرکت Robert Noyce و Gordon Moore میخواستند اسم شرکتشان را “Moore Noyce” بگذارند ولی این اسم را یک هتل قبلآ ثبت کرده بود پس نام Intel را از اول دو کلمه‌ی “Integrated Electronics” (یعنی «تجهیزات الکترونیکی یکپارچه») برداشتند.

Nero Burning ROM: از جمله‌ی”Nero Burning Rome” گرفته شده است. زیرا پادشاهی به نام نرو روم را به آتش کشید.شرکت های بزرگ چگونه نام گذاری شدند؟

AMD: مخفف “Advanced Micro Devices” یعنی «ریز تجهیزات پیشرفته».

AT&T: برگفته از عبارت “American Telephone And Telegraph”.

BBC: برگرفته از عبارت “British Broadcasting Corporation”.

BenQ: برگرفته از عبارت “‌Bringing ENjoyment and Quality to life” به معنی «آوردن شادی و کیفیت در زندگی».

Benq Sony CocaCola LOGO

CocaCola: برای طعم دادن به نوشیدنی های این شرکت از برگ‌هایی به نام coca و میوه‌ای به نام Kola استفاده می‌شودadidas nike samsung logo که موسس آن Kola را به Cola تغییر داد تا شکل نوشتاری نام شرکتش زیبا‌تر باشد.

Samsung: به معنی «۳ ستاره» در زبان کره‌ای.

Sony: از لغت لاتین “Sonus” به معنی صدا گرفته شده و”Sonny” یک اصطلاح خیابانی آمریکایی به معنی «جوان باهوش» است. شرکت سونی این کلمه را به “Sony” تغییر داد تا راحت تر و زیباتر تلفظ شود.

Nike: (بخوانید نایکی) خدای پیروزی یونانیان باستان.

Adidas: برگرفته از نام موسس آن Adolf(Adi) Dassler.

Daewoo: به معنی «جهان بی‌همتا» در زبان کره‌ای.

سرگرمی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب