آنچه مهم است، در وهله اول همت بلند دانشجویانی است که در مقابل تجاوز به حقوق انسانی همکلاسی خود و شخصیت خود با این ماجرا برخورد کرده اند. اما مهم تر از آن نوشته دوست عزیز من آقای داریوش سجادی با عنوان " دام زلیخا" است که هنوز دکمه های پیراهن استاد مددی بسته نشده، برای دفاع از ناموس دولت احمدی این نوشته منتشر شد و در آن چنین آمده است.
" فیلم منتشره از آن واقعه با تصریح و تعجیلی که فیلمبرداران در آن
فیلم از دور کردن دختر مورد نظر از کانون ماجرا دارند در کنار اصرار
دانشجویان مبنی بر عدم برخورد مسئولین با آن دانشجوی دختر و اعتراف ایشان
مبنی بر برنامه ریزی از قبل تدارک دیده شده با ایشان جهت تهیه آن فیلم،
مُبینی مستند از قصد قبلی و تعمدی دانشجویان از ایجاد یک تله اخلاقی برای
استاد مزبور است. دانشجویان مزبور با طراحی چنان دام غیراخلاقی خواسته یا
ناخواسته استاد مزبور را ولو آنکه اتهامات مزبور به وی مبنی بر فساد
اخلاقی برخوردار از
صحت نیز باشد، معلوم نیست چه بلائی بر سر جامعه دانشگاهی ایران آمده که
اکنون اعضا این خانواده تا این درجه به قعر و حضیض بی اخلاقی سقوط کرده
اند.... استاد مزبور نیز ولو آنکه از قبل اشتهار به طماعی و هوس بازی
داشته علی رغم این چنین سابقه ای به دانشجویان مجوز آن را نمی داد تا با
پلشتی به جنگ پلشتی بروند.... هر چند این قیاسی مع الفارق است اما برای
تقریب به ذهن مناسب است دانشجویان با درآمدن در کسوت زلیخای فتنه گر
ناخواسته مشکل شان را مبدل به یوسف کنعان نکنند! داریوش سجادی 26 خرداد
1387"
در مورد نوشته آقای سجادی توضیحات زیر لازم است:
اول: تمام گفته های دانشجویان زنجانی چنان نشان می دهد که معاون دانشگاه با تحت فشار قرار دادن یک دانشجوی دختر، قصد سوء استفاده جنسی از او را داشته است. و پس از اینکه این فشار افزایش یافته است، دانشجویان تصمیم می گیرند که با فاش کردن این برخورد غیر انسانی، یعنی سوء استفاده از موقعیت یک رئیس برای تجاوز به یک دختر دانشجو، از خودشان دفاع کنند.
دوم: فرض آقای سجادی بر این است که در این اتفاق کثیف، این دانشجویان دانشگاه نیستند که قربانی شده اند، بلکه آنان برای تسویه حساب سیاسی چنین نقشه ای ریخته اند. و کسی که قربانی است، برادر یوسف، یعنی استاد مددی استاد دانشگاه است که گویا در حال فرار کردن از دست زلیخای دانشجو که لابد همسر امیر مصر بوده و از طریق حسنی مبارک با نئوکان های آمریکا هم رابطه دارد و از این طریق می خواهد ابتدا حضرت یوسف خوش تیپ را بدنام کرده و بعد حضرات دیگری مانند حضرت زارعی و حضرت احمدی نژاد و حضرت زاهدی را بی حیثیت کنند.
سوم: تمام این فرضیات از این ناشی می شود که فیلم و عکس و تفصیلات خبر بسرعت منتشر شده و چنان وسیع منعکس شده که محکم به در خانه آقای سجادی برخورد کرده و خواب را بر ایشان حرام و قلم را به دست ایشان داده که پس از شش ماه که اثری از قلم موثر حضرتش جاری نشده، بزند برود به سرعت برق و باد و بنویسند و منتشر کنند و آب روی ریخته را جمع کنند. من نمی دانم که این زمان که جان از تن ایشان برتافته است، بخاطر بوی پیراهان یوسفی است که یافته است یا بوی گند جوراب احمدی است که طاقت از دست برده است؟ اوی! استاد! کجا؟ شرم هم چیز خوبی است. از چه دفاع می کنید؟ خبر تازه شنیدید؟
چهارم: این یوسفی که از او دفاع می کنید، دوازده برادر دیگر هم دارد که اتفاقا آنها نه در محضر موبایل دوربین دار، بلکه چون به خلوت رفته بودند، کار دیگر کردند و امروز نام شان بر سر زبان است و البته راه جلوگیری از این رسوایی، طبیعتا انکار است و حاشا، که دیوارش مثل همه دیوارهای مملکت روز به روز بلندتر می شود. گفتم برادران یوسف و حکایت شان امروز بر سر زبان هاست، دو نماینده مجلس بخاطر فساد اخلاقی زندانی شدند، سردار زارعی فرمانده پلیس تهران و طراح استفاده از آفتابه برای حفظ اخلاق در حال ارتکاب عمل خلاف جنسی دستگیر شد، در دانشگاه سهند آذربایجان دختری دیگر به همین بلا توسط مسوولان دانشگاه دچار شد. زهرا بنی یعقوب به دلیل تجاوز در محل نیروی انتظامی کشته شد. در محل نیروی انتظامی رودهن دو سال قبل دقیقا همین اتفاق افتاد و چون نه دوربینی در کار بود و نه دختری روی آن داشت که از متجاوز شکایت کند، این کثافت پامال شد و رفت. داریوش عزیز! از چه کسی دفاع می کنید؟ خبر که تازه نیست، بوی گند زورگویی و تجاوز به عنف دولتی ماههاست که از برکت سر دولت احمدی بلند است. شما که از آن فاصله بعید بوی پیراهان یوسف بی تاب تان می کند، چطور گند و کثافت دیگران را نمی بینید؟ این یکی توطئه دانشجویان است، آیا تجاوز به عنف منجر به قتل در بازداشتگاه اصفهان، آن هم در مورد دختر پزشکی که پدرش هم از بچه های جنگ بوده، آن هم توطئه دانشجویان است؟ ماجرای سردار زارعی کار کدام انجمن دانشجویی است؟ آیا این یکی هم یوسف است؟ آن هم با شش تا زلیخا؟ حالا بپذیریم که طرف در چت روم یاهو با خانم محترمه صیغه خوانده، به ما چه، مشکل این نیست که چرا با فلان خانم رابطه داشته، مشکل این است که غلط کرده که بچه های مردم را در خیابان کتک زده.
پنجم: مرد حسابی! مشکل این نیست که چرا چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند، اصولا خلوت برای کار دیگر است. مشکل این است که این جماعت چرا وقتی " به محراب و منبر می روند این چنین واعظ می شوند" و هاله نور ساطع می کنند؟ یک دانشجوی دوست دارد با دوست دانشجوی پسرش در خلوت هر کاری بکند، به ما چه ربطی دارد؟ وقتی مشکل ایجاد می شود که اولا این یوسف های مورد دفاع حضرتعالی یا غضنفرهایی هستند که با چماق مانع خلوت ملت می شوند یا دائما در حال نصایح اخلاقی هستند. اگر کسی ادعای اخلاق نداشته باشد که بر او حرجی نیست. اگر کارش جرم باشد، لابد راهی برای مجازات وجود دارد، اما لابد احتمالا شما هم تصدیق می کنید که سوء استفاده از قدرت برای سوء استفاده جنسی در هر جای دنیا رفتار کثیفی است.
ششم: آنچه دانشجویان زنجانی کرده اند، دفاع یک موجود ضعیف در مقابل یک موجود زورگو برای حفظ خود است. شما حق ندارید به هر دلیلی، چه بخاطر مهر دولت احمدی، چه بخاطر کینه تحکیم وحدتی، به این دانشجویان توهین کنید. من کاری به اخلاق ندارم، اصلا موضوع اخلاق نیست. موضوع قدرت است. موضوع این است که کسی از قدرت سیاسی برای خریدن افراد و به خدمت گرفتن آنان استفاده می کند.
استاد! اصلا قصد نداشتم دهان به دهان با شما بشوم، ولی به نظرم این نوشته از آن نوشته هایی بود که به نظرم می آمد، انگار به زنی شریف، ده نفر تجاوز به عنف کرده باشند، و شما از آن کنار عبور کنید و به او بگوئید زنیکه فاحشه! جمع کن برو! به چنین آدمی " جز لطفا خفه شو" باید چه گفت؟ شنیدید؟
ولی آیا با این نفرات می توان به فعالیت های سیاسی که در زمان معاونت حاضر امور دانشجویی انجام می شود از جمله اینکه راه اندازی انجمن های اسلامی و .... اعتماد داشت؟!!!!!

لینک عکس در خبرگزاری فارس: اینجا

---------------
«لطفا از نوشیدن آب خودداری فرمایید!»
گویندهی رادیوی سراسری در روزهای حساس بهمن ۵۷
اعلام میکند که مردم تهران از نوشیدن آب مصرفی خودداری کنند!
(به جهت احتمال قوی مسمومیت)
>>> اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۲ :
---------------
اعلام مجری رادیو مبنی بر احتیاج مبرم بیمارستانهای تهران به خون
>>> اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۳ :
---------------
مصاحبهی تلفنی بیگلری از امرای ارتش شاهنشاهی با خبرنگار رادیو.
در ابتدای نوار، حقیر با صدای متعلق به دورهی نوجوانی خود گفتهام:
«صدای بیگلری خائن!»
>>> اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۴ :
---------------
بخش معروفی از سخنان امام خمینی(ره) در ۱۲/۱۱/۵۷ در بهشت زهرا که در آن ابراز کردند:
«من دولت تعیین میکنم! من توی دهن این دولت میزنم!»
این نوار را حقیر در ۱۲/۱۱/۵۸ از رادیو ضبط کردم.
وقتی مردم، برای امام کف میزنند و اندکی بعد کفزدن به صلوات بدل میشود،
فردی پشت تریبون میرود و با تحکم میگوید:
«ساکت! ساکت!»
بعد هم صدای فردی (شاید شهید مفتح) میآید که به امام میگوید:
«آب میل دارید؟... آب میل کنید!»
>>> برای دریافت فایل اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۵ :
---------------
در سخنرانی فوقالذکر، بعد از این جملهی امام که:
«نه نظامی که دیگران سرپرستیاش را بکنند و دیگران فرمان بهش بدهند.»
شهید مفتح در مقام تصحیح کلام قبلی امام، آهسته به امام میگوید:
«مجلس سنا، مجلس موءسسان بود»
با
توجه به حسی که از نوار احساس میشود، این جملهی شهید مفتح که در آن حرف
سین چند بار تکرار شده است، ناخودآگاه، جملهی «والسلام علیکم و
رحمتالله» را به امام القا میکند.
امام از این رو با آنکه لحظهی مناسبی برای ختم سخنرانیشان نیست، بلافاصله میفرمایند:
«والسلام علیکم و رحمتالله»
شهید مفتح چند بار کلام خود را تکرار میکند و منظورش را به امام تفهیم میکند.
اینجاست که امام، کلام قبلی خود را خصوص مجلس سنا و موءسسان تصحیح میکنند و بعد هم میفرمایند:
«خسته شدم!»
و بعد این صدا از نوار شنیده میشود که:
«امام خستهاند»
سخنرانی به پایان میرسد.
>>> برای دریافت فایل اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۶ :
---------------
مصاحبهی امام خمینی(ره) با خبرنگار آلمانی
مترجم: صادق قطبزاده
که چند ماه بعد از پیروزی انقلاب جاسوس از کار درآمد و اعدام شد.
این مصاحبه را در روزهای بحبوحهی بهمن ۵۷ در منزل قدیمیمان در قم
و جمع خانواده (پدر و مادر و خواهران) از رادیو بی.بی.سی ضبط کردم.
بسیار برایم ذیقیمت و عجیب بود که صدای امام خمینی را برای اولین بار از رادیو میشنوم.
>>> برای دریافت فایل اینجا را کلیک کنید!
فایل صوتی ۷ تا ۹ :
------------------
بهمن ۵۷ مدارس قم تعطیل بود و کار من سیزده ساله این بود که هر شب
دستگاه ضبط صوتی با مارک «فایرمات» را که پدرم سال قبلش از مکه با خود آورده بود،
باطری بیندازم و نوار خالی در آن قرار دهم و به مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) بروم.
آقایان محلوجی و خورشیدی - یک شب در میان - بعد از نماز مغرب و عشاء، برنامه داشتند
و شور و هیجان عجیبی در مردم ایجاد میکردند.
من عاشق صدای محلوجی و نغماتی که اجرا میکرد، بودم.
امسال برای اولین بار این نوارها را که اسناد ارزشمند و خاطرهانگیزی در بایگانی حقیر است،
منتشر
میکنم؛ باشد که با این کار هم تجلیلی از کار این دو مداح بیباک قمی شده
باشد که در آن مقطع به رغم خطرات موجود، پشت تریبون میرفتند.
نیز امیدوارم کاربران جوان و نوجوان اینترنت که گذرشان به این وبلاگ میافتد،
با گوشهای از حقایق روزهای خون و آتش انقلاب آشنا شوند.
مداحی آقای محلوجی mahlooji در مسجد بالاسر در ۱۲/۱۱/۵۷ روز آمدن امام به ایران
صدای خودم هم که ۱۳ساله بودم و با جمعیت «مرگ بر شاه» میگفتم، روی کاست ضبط شده است.
>>> دریافت فایل
«ای بختیار بیدین مزدور / باید که استعفا کنی انا فتحنا!»
اجرای سرود در مسجد بالاسر از سوی آقای خورشیدی
>>> دریافت فایل
«نخست وزیر ما در ایران / مهندس مهدی بازرگان»
mohandes madhi bazargan
اجرای سرود از سوی آقای محلوجی در صحن حضرت معصومه(س)
خوب به خاطر دارم که کنار حوض وسط صحن ایستاده بودم و صدا ضبط میکردم.
صدای خودم هم که سیزده ساله بودم و با جمعیت همصدایی میکردم، روی کاست ضبط شده است.
عکس بزرگ و نقاشیشدهای از مرحوم بازرگان هم در صحن نصب کرده بودند.
>>> دریافت فایل
فایل صوتی ۱۰ :
----------------
ای خمینی تویی رهنمای ما / رهبر زنده و باوفای ما
بر لبم این سرود / بر خمینی درود
مرگ بر پهلوی / نوکر اجنبی
صوت و صدای آقای محلوجی / مسجد بالاسر قم و قبل از ورود امام خمینی به ایران
صدای من سیزدهساله که مراسم را صدابرداری میکردم، در حین همنوایی با سرود،
به وضوح در نوار ضبط شده است.
>>> دریافت فایل
فایل صوتی ۱۱ تا ۲۰ :
---------------------
ده فایل صوتی مربوط به شعارهای مردم در تظاهرات خیابانی
در ماههای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷
که حقیر به ضبط آنها با یک دستگاه ضبط صوت «فایرمات» در سیزدهسالگیام اقدام کردم:
۱= خمینی، خمینی! تو وارث حسینی / بختیار، بختیار! تو بدتر از یزیدی![]()
۳ = بند اول: از جانگذشتم در راه قرآن / با خون نوشتم بر لوح کیهان
پاینده بادا آیةالله خمینی(۲ بار) / مرگ بر شاه (۲ بار)
بند دوم: این شاه خائن دشمن دین است - روز قیام مجاهدین است
پاینده بادا آیةالله خمینی(۲ بار) / مرگ بر شاه (۲ بار)
این شاه آمریکایی، در پیش پای ملت، اعدام باید گردد
جمهوری اسلامی، به دستور خمینی، ایجاد باید گردد
![]()
۴ = ای خیلی مستشاران - بیرون روید از ایران / مرگ بر شاه!
![]()
۵ = به اشک مادران قسم - به خون کشتگان قسم - پیروزی از ماست، نابودی از ماست
خمینی والامقام - رسانده بر ارتش سلام - پیروزی از ماست - نابودی از شاست
![]()
۶ = بند اول: قسم به روح مادرت فاطمه / ندارم از کشتهشدن واهمه / به عمر شاه دون بده خاتمه
الله و الله، مرگ بر این شاه
بند دوم: آقا امام زمان - برس به فریادمان - این شه آدمکشان - کشته جوانانمان
الله و الله - مرگ بر این شاه
![]()
۷ = این سخن گفتهی مرجع تقلید ماست - حقکشی تا به کی ظلم و ستم تا کجاست؟
قتل و آدمکشی به دست عمال شاست
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
![]()
۸ = بند اول: شاپور بختیار ز خوبیت دم مزن! / میشناسن تو را ز کودک و مرد و زن
نه موج (مرغ) طوفانی، نه موج دریایی، تو موج فحشایی
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
بند دوم: این شاه آمریکایی در حال جانکندن است / این رژیم پهلوی در حالت مردن است
دست و پا میزند، گور خود میکند
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
![]()
(چهار فایل فوق، مربوط به تظاهرات مردم قم
در خیابان بیمارستان فاطمی، نزدیک میدان شهدای کنونی)
----------------------------------------------------------------
۹ = شعارهای مردم در میدان آستانه قم / مقابل حرم حضرت معصومه(س)
ظاهرآ فرد پشت بلندگو، آقای خورشیدی مداح قمی است.
به اشک مادران قسم - به خون کشتگان قسم / پیروزی از ماست - نابودی از شاست
بپا اگر قیامی است - جمهوری اسلامی است / پیروزی از ماست - نابودی از شاست
کاخ ستم را واژگون - ما کردهایم از موج خون / پیروزی از ماست - نابودی از شاست
خمینی والامقام - رسانده بر ارتش سلام / پیروزی از ماست - نابودی از شاست
تا انتقام خون از جلادها نگیریم / نهضت ادامه دارد
با هر شعار و فریاد / نهضت ادامه دارد
![]()
۱۰ = اگر خمینی دیر بیاد / وای به حال (به حالت) بختیار
اگر خمینی دیر بیاد / سهراهیا به کار میاد!![]()


