X
تبلیغات
News82 - اجتماعی

News82

سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - هنری و ...

لجن! "نوشتاری از ابراهیم نبوی"

1767.jpg

زنده باد مردانی که مانند مولای شان علی وقتی می خواهند به فقرا کمک کنند، شبها نانی در دست می گیرند و چهره پنهان می کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند. زنده باد آقای وزیر پیرو عدل علی که چنین به فکر فقرا هستید.

زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقیر را جلوی دوربین به صف می کشند تا وزیری بسته هزارتومانی را به دست بگیرد و وقتی عکاس شروع کرد به عکاسی کردن، با لبخندی که به زور روی لب هایش ماسیده است، پول بدهد به بچه ها و مدیر موسسه به بچه ها بگوید: بچه ها لبخند بزنید، دارند عکس می گیرند. لبخند بزنید تا آقای وزیر نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ایران زمین را دوست می دارد.

زنده باد مدیران عزیزی که دخترکان معصوم رها شده در خیابان ها را به خانه های اخلاق و انصاف می آورند تا به جای اینکه آنان به خودفروشی بیفتند، جلوی دوربین های وقیح و کثیف تبلیغات پوپولیستی و احمقانه دولتی که بوی لجن می دهد، به آنها پول بدهند و برای خودشان آدم بخرند.

زنده باد دولت عزیزی که برای سربلندی ملت همه کار می کند، همه تلاشش را می کند تا مردم را به بردگانی تبدیل کند که مستقیما و جلوی دوربین از دولت پول می گیرند. زنده باد سوسیالیزم احمدی نژادی که جهان را تکان داده است.

و زنده باد مردانی که حیثیت امام شان را که هزار بار گفته اند در خفا و در نهان به فقرا چیزی می داد تا آنان شرم نکنند، حیثیت امام علی را به دو روز دولت بی عرضه بی کفایتی می فروشند تا بچه ها با چشم خودشان ببینند و باور کنند که تمام آن افسانه ها دروغ بود.

ایستادم، آقای وزیر آمد، به هر کدام مان یک هزار تومانی دادند، خانوم مدیر گفت هر وقت پول دست تون دادند و عکاس عکس گرفت لبخند بزنید. ولی من خجالت می کشیدم. توی خیابون وقتی گدایی می کردیم کسی ازمون عکس نمی گرفت. راستی آقای عکاس! این عکس ها رو کجا چاپ می کنین؟

آقای وزیر! چه می کنید با این ملت؟
آقای وزیر! ما که دین نداریم. لااقل بگذارید فکر کنیم علی آزاده بود.
آقای وزیر ما که می دانیم عدالت شما دروغ است و جز برای دوربین کاری نمی کنید، لااقل بگذارید فکر کنیم امام تان مثل شما دروغگو نبود.
آقای وزیر! ما که می دانیم فقیریم و اگر از اینجا بیرون مان کنند، شب را باید زیر یک گردن کلفت بخوابیم و دو سال بعد هم بفروشندمان به یک جاکش رسمی، لااقل حالا بگذارید در همین جا در بدبختی مان بمانیم، چرا عکس مان را می گیرید؟

نگذارید بچه ها شک کنند که خوبی مرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط نسیم  | 

موافقت با انتقال صباباتری به قم

رئیس جمهور
 با پیشنهاد نماینده قم در مجلس ، مبنی بر انتقال باشگاه صباباتری به این شهرستان موافقت کرد.
به گزارش شبکه خبر ، حجت الاسلام و المسلمین علی بنایی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی دیروز اعلام کرد
در نشست مشترك مجلس و هیات دولت ، پیشنهاد واگذاری صباباتری به شهرستان قم ارائه شد و رییس جمهور با آن موافقت کرد.

بنایی افزود : رییس جمهوری این موضوع را برای پیگیری به وزیر دفاع ارجاع داده و تلاش برای قطعی کردن این انتقال ادامه دارد.

پیش از این سازمان تربیت بدنی از واگذاری تیم های تهرانی بدون تماشاگر به شهرستان ها خبر داده بود اما مدیرعامل صباباتری که در پایان فصل اخیر از احتمال واگذاری تیمش سخن گفته بود در آخرین اظهار نظر چنین انتقالی را به شدت رد و تاکید کرد این باشگاه به هیچ وجه واگذار نمی شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت   توسط روباه  | 

سخنرانی کروبی در دانشگاه امیرکبیر به صحنه اعتراض شدید به دولت و حمایت از انجمن اسلامی و دانشجویان در

خبرنامه امیرکبیر: جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ مهدی کروبی در دانشگاه امیرکبیر به صحنه اعتراض دانشجویان به مدیریت دانشگاه و دولت احمدی نژاد و همچنین دفاع عموم دانشجویان از انجمن اسلامی این دانشگاه و سه عضو در بندش، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی تبدیل شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دبیرکل حزب اعتماد ملی در ابتدای این نشست با تاکید بر اهمیت حضور احزاب در کشور برای تعمیق دموکراسی گفت: ‌وجود دموکراسی، ‌تضارب آرا، نقد و انتقاد، نظارت و دولت نیرومند و قوی بدون حضور احزاب امکان‌پذیر نیست و بنابراین اگر قصد داریم قدرت را کنترل کنیم تا از خواست‌ها و مسیر مردم جدا نشود باید مردم در انتخابات حضور داشته باشند و ابزار قدرتمند را در اختیار بگیرند، که این ابزار قدرت تشکیل مجلسی قوی و نیرومند است که بتواند هر قانونی را که نیاز است به تصویب برساند و بر کارها نظارت کند. ‌

 

کروبی همچنین با ابراز تاسف از اتفاقاتی که برای دانشجویان امیر‌کبیر رخ داده است، گفت: امیدوارم که هرچه سریع‌تر این دانشجویان نیز مورد عنایت قرار گیرند و هم آزادی وجود داشته باشد و هم حقوقشان رعایت شود و باید کارهای سیاسی و علمی در کنار هم انجام شود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از سخنان کروبی، مجری برنامه که از افراد همسو با مدیریت دانشگاه بود، اقدام به پرسیدن سوالات کتبی از کروبی کرد. سوالات مکتوبی که از سوی مجری مطرح می شد، کاملا گزینشی بود. این مسئله با اعتراض دانشجویان مواجه شد. پس از اعتراض دانشجویان کروبی از مجری درخواست کرد که اجازه دهد هر کسی سوال دارد، سوالش را مطرح کند که با استقبال دانشجویان مواجه شد.

 

یکی از دانشجویان در جایگاه پرسش‌کننده قرار گرفت و از ماجرای رد‌صلا‌حیت‌ها در انتخابات مجلس هفتم پرسید و خطاب به کروبی گفت که چرا شما در اعتراض به رد‌صلا‌حیت‌های صورت گرفته از حضور در انتخابات انصراف ندادید، کروبی پاسخ داد: انتخابات مجلس هفتم در شرایطی بود که برخی اقداماتی را انجام دادند که باید به صورتی حل می‌شد ولی چون اختلا‌فاتی به‌وجود آمد و تحصن ادامه یافت، نتیجه‌ای که من و آقای خاتمی به دنبال آن بودیم، گرفته نشد و باعث شد تا این بار و در این دوره از انتخابات همان اتفاق تکرار شود و عده زیادی از سوی شورای نگهبان رد‌صلا‌حیت شوند.

 

پس از آن مهدی سعیدی پور، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، ضمن یاد کردن از سه دانشجوی در بند این دانشگاه، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، از کروبی پرسید: وقتی تیم برگزارکننده قادر به هر گونه تقلب در انتخابات است چگونه می توان حرف از رای مردم زد؟ یا با حضور شورای نگهبان چطور می توان مجلس مقتدر بنا نهاد؟

 

کروبی در پاسخ گفت: این دولت هنوز انتخاباتی در سطح بزرگی مانند مجلس برگزار نکرده و باید امتحان پس دهد. کروبی پاسخ به مابقی سوالات این دانشجو را به بعد از انتخابات مجلس موکول کرد.

 

در ادامه یکی از بسیجیان دانشگاه متنی را خواند که در آن از مهدی کروبی درباره مسائل مالی بنیاد شهید در دهه ۶۰ سوال شده بود و خطاب به او گفت که چرا مبالغی پول از شهرام جزایری گرفته است، کروبی در پاسخ به او با تاکید بر اینکه مسائل مالی بنده در دوران حضورم در بنیاد شهید شفاف و گویا است، گفت: اگر من جایم خیس بود، بلند نمی شدم. آن زمان به دلیل اختلا‌فات سیاسی از بنیاد شهید رفتم و اگر موضوعی بود حتما در آن دوران مطرح می‌شد. جزایری هم در چند نوبت برای کارهای خیر و برای انتخابات به من پول داد ولی در قبال آن توقعی از من نداشت. اگر کسی الا‌ن هم به من پیشنهاد پرداخت پولی دهد، من قبول می‌کنم. ولی بررسی می‌کنم که توقعی در قبال پرداخت آن نداشته باشد. پول هایی که ما خرج می‌کنیم بالاخره از جایی می‌گرفتیم، ذکر که نمی‌خوانیم که چوب طلا شود و بفروشیم. درباره مساله شهرام جزایری مقام معظم رهبری در همان دوران نامه‌ای به دستگاه قضایی نوشتند و گفتند که اگر در برخی موارد پولی از طرف او پرداخت شده اشکالی ندارد.

 

دانشجوی دیگری از کروبی پرسید: چرا شما در برابر کسانی که با نظرات امام مخالفت می‌کنند رفتارهایی متفاوت از خود نشان می‌دهید؟ به عنوان نمونه اگر آقای مصباح‌یزدی حرفی بزند ایشان را تخطئه می‌کنید ولی زمانی که مشاور رئیس‌جمهور در دوره قبلی نظر ولا‌یت فقیه امام را زیر سوال می‌برد شما رفتار دیگری می‌کنید، از سوی دیگر شما در مقابل توهینی که به نوه حضرت امام شد اعتراض کردید ولی در گذشته افرادی توهین‌هایی کردند و شما واکنشی نشان ندادید؟

 

کروبی گفت: همیشه من بر دفاع از آرمان‌های امام پافشاری کردم و اتفاقا درباره هر دو طرفی که شما درباره آن بحث می‌کنید حرف زدم و موضع گیری کردم اما متاسفانه در دوران قبل از انتخابات مجلس ششم و بعد از آن و یا در انتخابات سال ۸۴ تبلیغات مسمومی علیه من کردند که من باز هم در آن زمان موضع گیری‌هایی کردم.

 

دانشجوی دیگری به انتقاد از مهدی کروبی پرداخت و به او گفت: به نظر من آزادی برای شما مهم نیست. چون وقتی خودتان تایید صلا‌حیت شوید خیالتان راحت می‌شود و دیگر به ردصلا‌حیت ملی- مذهبی‌ها و نهضت آزادی‌ها اعتراض نمی‌کنید. کروبی در پاسخ به او گفت: شما معترض هستید که چرا صلا‌حیت من رد نمی‌شود، چه کسی می‌خواهد مرا ردصلا‌حیت کند. من این را به شما بگویم که من پیگیر ردصلا‌حیت‌ها بوده‌ام و نامه‌هایی را درباره ردصلا‌حیت‌ها نوشته‌ام که یک کتاب می‌شود. من از گرایش‌ها و سلا‌یق مختلف دفاع کرده‌ام و البته دیگران هم سهم دارند و باید دفاع کنند و تذکر دهند.

 

در حالی که مجری تریبون را در اختیار اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان منتقد نمی گذاشت، چند نفر از دانشجویانی که در سالن پلاکاردهایی در دست گرفته بودند نظر کروبی را به خود جلب کردند. روی پلاکاردها نوشته شده بود: «هم کلاسی های ما را آزاد کنید»، «از حق خود نمی توانید دفاع کنید، با حق دانشجویان چه می کنید؟»، «میزان رای ملت بود!» و… . کروبی به این دانشجویان گفت: من که نمی بینیم شما چه نوشته اید؟ بیایید جلو صحبت کنید. امتناع مجری از دادن تریبون به این دانشجویان موجب بر هم خوردن نظم جلسه شد. وی در نهایت با شعارهای پی در پی دانشجویان مجبور شد تریبون را در اختیار یکی از این دانشجویان قرار دهد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجو در صحبت های کوتاه خود گفت: بیش از ۱۰ ماه است که از بازداشت غیرقانونی دوستان ما می گذرد و خبری از آزادی آن ها نیست و این سه دانشجو علیرغم حکم دادگاه مبنی بر تبرئه آن ها کماکان در زندان هستند و به همین خاطر شور و نشاط سیاسی در دانشگاه امیر کبیر مرده است. دانشجویان حاضر در سالن یک صدا شعار می دادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد». این دانشجو در ادامه تریبون را به نریمان مصطفوی، نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر، داد و از وی به عنوان نماینده دانشجویان امیرکبیر یاد کرد.

 

نریمان مصطفوی با اشاره به سخنان کروبی در خصوص وجود آزادی بیان در جامعه، گفت: داشتن آزادی بیان مهم نیست. آن چه مهم است آزادی پس از بیان است. ما هم مثل شما فکر می کردیم آزادی بیان و پس از بیان در کشور وجود دارد و به همین خاطر انتقادهای شدیدی به احمدی نژاد کردیم. اما آن ها برای ما نشریه جعل کردند و چنان برخوردی با دانشجویان امیرکبیر کردند که بی نظیر بود. مصطفوی با اشاره به مفهوم انتخابات گفت: انتخابات یعنی حاکمیت اکثریت، و در پلی تکنیک اکثریت یعنی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه. شما که از مدیریت دانشگاه تشکر می کنید، او به جای احترام به رای اکثریت ساختمان انجمن را با بولدوزر خراب کرد، اعضای انجمن را معلق و ممنوع الورود کرد… سخنان این عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی با استقبال گسترده دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی از انجمن اسلامی حمایت می کردند.

 

این دانشجو در ادامه گفت: من خودم بیش از ۸ ماه است که به دانشگاه نیامده ام و تنها چند روز برای تسویه حساب به من فرصت داده اند که به پلی تکنیک بیایم. نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر از کروبی پرسید: در حالی که فردی مانند آقای مشیری به خاطر دفاع از دانشجویان ستاره دار ردصلاحیت شده است، اگر نمایندگان شما به مجلس بروند برای دانشجویان ستاره داری مثل من چه کار می توانند انجام دهند؟! وقتی که شما حتی نمی‌توانید در مجلس نطقی انجام دهید پس برای چه می‌خواهید در مجلس حضور داشته باشید؟ این دانشجو همچنین رایزنی برای تایید صلا‌حیت‌ها را ننگی برای اصلا‌ح‌طلبان دانست.

مصطفوی در پایان با یاد کردن از سه عضو در بند انجمن اسلامی پلی تکنیک در میان تشویق ممتد دانشجویان میکروفون را به مجری داد. دانشجویان شعار می دادند: «انجمن بسیجی تعطیل باید گردد»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و…

 

کروبی در پاسخ به اظهارات این دانشجو گفت: تشکر من از مسئولینی که من را دعوت کرده اند (دکتر رهایی) صرفا موضوعی اخلاقی است و نشانه همسویی من با آن ها نیست. از شروع ماجرای نشریات موهن حمایت خود را از دانشجویان و خانواده هایشان انجام دادم و امیدوارم تا شب عید این دانشجویان از زندان آزاد شوند.

 

کروبی در ادامه خاطرنشان کرد: رایزنی‌ها و گفت‌وگو کردن قانونی است. من عضو نظام و فرزند این کشورم و در همه عرصه‌ها حضور جدی دارم و این درحالی است که اعتراض هم می‌کنم. ما معتقدیم که با شرکت نکردن در انتخابات مشکلا‌ت بیشتر می‌شود. البته ممکن است که شما با شرکت در انتخابات مخالف باشید ولی به دیگران حق بدهید که آنها شرکت کنند. اگر می‌گویید آزادی، آزادی باید برای همه باشد.

 

پس از آن یکی از دختران بسیجی پشت تریبون قرار گرفت و با ابراز گلایه از سوت و کف حاضران، سوت و کف در ایام صفر را زشت دانست. دانشجویان برای ابراز مخالفت خود با موضع وی برای مدت یک دقیه سوت و کف زدند. این عضو بسیج در سوال خود با انتقاد به کروبی گفت: چرا شما که در مقابل توهین به نوه امام اعتراض می‌کنید، وقتی در نشریات همین ها (انجمن اسلامی) به مقدسات توهین شد سکوت ‌کردید؟ چرا افرادی که به پیامبر توهین کردند را به حضور پذیرفتید؟ کسانی که این نشریات موهن را منتشر کرده اند، الان در زندان هستند، که این حق آن هاست! این سخنان با اعتراض شدید جمعیت مواجه شد و دانشجویان حاضر در سالن یک صدا این عضو بسیج را هو می کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس مجلس ششم در پاسخ به این سوال نیز گفت: به عنوان روحانی و مسئول وقتی کسی به ما رجوع کند می‌پذیریم، مشکل آنها را پی‌گیری می‌کنم، اگر تذکری لازم باشد نیز می‌دهیم. ولی می‌گویند چنین چیزی نبوده و آن ها این کار را نکرده اند. حالا من که قاضی نیستم که داوری کنم. من هم شنیدم که آنها بی گناه هستند.

 

این عضو بسیج در پایان صحبت های خود از مجری خواست میکروفون را در اختیار ستاریان، عضو انجمن بسیجی، قرار دهد. این مسئله با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شد و دانشجویان شعار می دادند: «شیخ پور، شیخ پور». به همین دلیل مجری برای اجتناب از بروز درگیری میکروفون را در اختیار مجید شیخ پور، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی امیرکبیر و دانشجوی شکنجه شده در جریان نشریات موهن، داد.

 

مجید شیخ پور در ابتدا با اشاره به شوخی که کروبی پیش از این در این جلسه کرده و گفته بود: «ما آخوندها زبانمان دراز است»، گفت: تنها وجه مشترک شما با این خانم در زبان درازی است. چرا که این ها علیرغم آن که قوه قضاییه حکم به بیگناهی دوستان ما داده، همچنان زبانشان دراز است.

 

شیخ پور در ادامه از کروبی پرسید: با توجه به عملکرد بسیار ضعیف احمدی نژاد در اداره کشور، در صورت انتخاب شدن اصلاح طلبان، راهکار شما برای کنترل دولت نهم چیست؟ دولت از تمام نیرویش برای تخریب حداقل آزادی های فرهنگی و سیاسی استفاده کرده و تنها در طول یک سال گذشته بیش از ۱۰۰ دانشجو بازداشت شده اند…

 

کروبی با قطع کردن سخنان این دانشجو از وی خواست با تحمل بیشتر و ادبیات بهتری به سخنان خود ادامه دهد. این دانشجوی بازداشت شده در اردیبهشت ماه سال جاری گفت: ادبیات من تنها یادگاری از بند ۲۰۹ زندان اوین است. اگر شما صاحبان نظام و پیشروان انقلاب هستید، این شمایید که باید در زندان ها باشید، نه جوانان ۲۱ ساله ای مثل احسان منصوری، مجید توکلی یا احمد قصابان. سخنان مجید شیخ پور با استقبال و تشویق ممتد حاضران مواجه شد و دانشجویان شعار می دادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»

 

کروبی پاسخ داد: من نگفتم که برای اصلا‌حات باید مجموعه دانشجو و روزنامه نگار هزینه آن را بپردازند، باید همه هزینه اصلا‌حات را بپردازید اصلا‌حات هزینه دارد ولی یک هزینه اینکه مراقب باشیم هزینه‌هایی که لا‌زم نیست بر اصلا‌حات تحمیل نشود.

 

وی در مقابل این سوال که «برای کنترل دولت چه برنامه‌ای دارید»، گفت: بگذارید ببینیم نتیجه انتخابات چه می‌شود. ما از الا‌ن که پرچم مخالفت برنمی‌داریم تا داغونمان کنند. ما دنبال مجلس هستیم که خوب، مستقل و نیرومند و فارغ از گرایش‌های سیاسی باشد. دولت می‌داند در برابر مجلس قوی چه کار باید کند. ما می‌گوییم اگر مجلسی خوب تشکیل شود می‌تواند نظارت کند ولی اگر ضعیف باشد ممکن است نتواند مسوولیت خود را انجام دهد.

 

پس از آن ستاریان، یکی دیگر دانشجویان بسیجی، میکروفون را در اختیار گرفت. پس از بیان هر جمله توسط وی دانشجویان حاضر در جلسه یک صدا او را هو می کردند. وی که به شدت عصبانی شده بود در سخنان توهین آمیزی گفت: این ها دانشگاه را با باغ وحش اشتباه گرفته اند. که این سخنان با اعتراض شدید دانشجویان موجاه شد. ستاریان در سخنان خود منتقدین را «نوچه های علی افشاری» که به گفته وی به آمریکا پناهنده شده دانست و گفت: توانچه کمونیست شد در حدی که حتی وجود خدا را منکر شد. دانشجویان شعار می دادند: «بسیجی برو گمشو»، «انجمن بسیجی تعطیل باید گردد».

 

نریمان مصطفوی، نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر، گفت: بنا به گفته آقای خمینی مارکسیست ها هم قرار بود در جمهوری اسلامی آزاد باشند که عقاید خود را ابراز کنند.

 

ستاریان در ادامه مدعی شد انجمن اسلامی در سال های اخیر مورد چپاول قرار گرفته و اعلام کرد: ما صاحبان واقعی انجمن اسلامی هستیم و با توجه به وضعیت انجمن های اسلا‌می دانشجویان در دوره اصلا‌حات از آقای کروبی می خواهم که موضع خود را صریحا در مورد افرادی مانند افشاری و جهانبگلو اعلام کنید. ستاریان با اعتراض شدید دانشجویان میکروفون را به مجری داد.

 

کروبی در پاسخ گفت: من مواضعم در سخنرانی‌ها و نوشته‌هایم روشن است و چارچوب ما هم قانون است نه تنگ نظری. من در آن موقع مجلس بودم و این جزو وظایف من نیست، در مسوولیت دستگاه قضایی است. البته نظام متعلق به همه است در حالی که نقد می‌کنید باید از حرف های نسنجیده بپرهیزید و خودتان را به سعه صدر عادت دهید.

 

در پایان موفق کاتب، یکی دیگر از اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر، در پرسش خود نگرانی‌اش را از سلا‌مت انتخابات بیان کرد. وی با اشاره به صحبت‌های مهدی کروبی که گفته بود یک ساعت خوابیدم و همه چیز از دست رفت، خطاب به او گفت که در چنین شرایطی شما چگونه می‌توانید تضمین دهید که انتخابات سالمی برگزار شود و آرای مردم محفوظ بماند. این دانشجو همچنین به انتقاد از مصاحبه‌های مهدی کروبی با بخش خبری ۳۰/۲۰ نیز پرداخت و به نحوه بررسی صلا‌حیت توسط شورای نگهبان اعتراض کرد.

 

مهدی کروبی در پاسخ به این دانشجو گفت: باید حضور جدی داشته باشیم تا نیروهای خودسر هر کاری که می‌خواهند انجام ندهند. در انتخابات‌های گذشته در هر جایی که حضور مردم خوب بوده و مردم حساس بوده‌اند، مشکلی پیش نیامده است. ولی چاره‌ای ندارم این را بگویم که در این اواخر دولت اصلا‌حات نیز ضعف‌هایی داشت و اگر با جدیت برخورد می‌کرد آن حوادث روی نمی‌داد. ‌ وی در پاسخ به انتقاد‌هایی که درباره مصاحبه وی با بخش خبری ۳۰/۲۰ می‌شود گفت: به نظر من صدا وسیما در این دوره بازتر و بهتر عمل می‌کند. هر چند که نواقصی دارد ولی البته کمی هم مسوولا‌ن صدا و سیما تحت فشار هستند.

 

رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، که قصد داشت با دعوت از کروبی از سویی ژست احترام به عقاید مخالف گرفته و از سوی دیگر این جلسه را به مراسم تخریب کروبی و اصلاح طلبان تبدیل کند، عملا در هر دو مورد با ناکامی مواجه شد. چرا که تلاش وی جهت ترتیب دادن این مراسم منجر به این شد که کروبی استفاده لازم را جهت تبلیغ خود ببرد و دانشجویان منتقد نیز به راحتی از مراسم بر پا شده در آمفی تئاتر مرکزی جهت حمایت از انجمن اسلامی و دانشجویان در بند و همچنین انتقاد شدید از عملکرد مدیریت دانشگاه استفاده کنند.

karrubi-۰.jpg

 

karrubi-۱.jpg

 

karrubi-۲.jpg

 

karrubi-۳.jpg

 

karrubi-۴.jpg

 

karrubi-۵.jpg

 

karrubi-۶.jpg

 

karrubi-۷.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت   توسط نسیم  | 

مدارس مذهبي دختران (جايي كه ورود آقايان اكيداً ممنوع است!!!!)

چلچراغ :يك اتاقك 3 در 4 و دو مرد كه با لباس‌هاي نگهباني داخل آن نشسته‌اند تنها بخش مردانه ساختمان را تشكيل مي‌دهند. براي ورود بايد ظاهرت توسط آقايان نگهبان كنترل شود. ورود آقايان به داخل ممنوع است و خانم‌ها حتماً بايد چادر به سر داشته باشند. بدون هماهنگي و اطلاع به دفتر هم هيچ كس حق ورود ندارد. اينجا يك مدرسه است. دبيرستاني دخترانه كه شايد شباهت چنداني به دبيرستان‌هاي ديگر نداشته باشد. سر درش نوشته شده «دبيرستان اسلامي {...}»

 

«هر كس كه همين طوري نمي‌تواند وارد مدرسه بشود. اينجا فقط بستگان درجه اول دانش‌آموزان را مي‌پذيرند.» اين را يكي از نگهبان‌ها مي‌گويد. من هم تصميم مي‌گيرم از ثبت‌نام خواهرم در اين مدرسه بگويم. از نگهباني، چند بار با دفتر معاونين تماس گرفته مي‌شود. آقاي نگهبان مي‌گويد: «خانم معاون گفتند: يك ماه از سال تحصيلي مي‌گذرد و ثبت‌نام‌ها تمام شده. اما مي‌توانيد تشريف ببريد داخل.» از قوانين مدرسه كم و بيش خبر دارم و چادرم را روي سر مرتب مي‌كنم. پشت اتاق نگهباني، يك در بزرگ طوسي رنگ قرار دارد كه در حياط مدرسه است. نگهبان مي‌گويد: «از در طوسي كه رد شدي. دست راستت يك ساختمان سه طبقه است. دفتر معاونين در طبقه دوم است. شما بايد با خانم «الف» صحبت كنيد.» به محض ورود داخل حياط مدرسه تابلوي بزرگي به چشمم مي‌خورد كه متعجبم مي‌كند. «لطفاً حجاب خود را برداريد.» روي در اولين اتاق طبقه دوم اسم خانم الف نوشته شده است. چند ضربه به در مي‌زنم و با صداي بفرماييد خانم «الف» در را باز مي‌كنم و بيشتر يكه مي‌خورم. خانم «الف» بدون حجاب با لبخند نگاهم مي‌كند. موهاي مش شده و سشوار كرده‌اش، مرتب روي شانه‌هايش ريخته شده است. يك مانتوي كرم كه با شلوار قهوه‌اي و كفش شكلاتي ست شده به تن دارد. از من دعوت مي‌كند كه بنشينم. پشت سرش يك كتابخانه چوبي قرار دارد كه كتاب‌هاي نفيسي در آن كنار هم چيده شده‌اند. تاريخ طبري، دهخدا، تاريخ ويل دورانت و چند جلد از تاريخ مسيحيت و اسلام و... بعداً متوجه مي‌شوم كه خانم «الف» تاريخ خوانده و غير از اين‌كه يكي از معاونين مدرسه است به‌عنوان معلم تاريخ هم سر كلاس مي‌رود. «فكر نمي‌كنيد براي ثبت‌نام دير شده؟» اين را خانم «الف» مي‌پرسد. انگار آن قدر حواسم به موهاي خانم «الف» و درو ديوار است كه او ترجيح داده خودش از من سؤال كند. بعد از چند لحظه مي‌گويم: «مي‌دانم دير است، اما وضع آموزشي مدرسه‌شان خوب نيست. مي‌خواهيم مدرسه‌اش را عوض كنيم.» خانم «الف» اسم مدرسه را مي‌پرسد و دستش را زير چانه مي‌زند و مي‌گويد: «ببينيد، ثبت‌نام در اين مدرسه شرايط خاص خودش را دارد. ما دو مرحله آزمون برگزار مي‌كنيم و با آن سطح آموزشي، علمي و هوشي بچه‌ها را مي‌سنجيم. در مرحله اول عده‌اي پذيرفته مي‌شوند و در مرحله دوم بين پذيرفته‌شدگان آزمون برگزار مي‌كنيم و از پذيرفته شدگان مصاحبه مي‌كنيم.» «مصاحبه؟» اين را با تعجب مي‌گويم. خانم «الف» نگاهم مي‌كند و مي‌گويد: «مصاحبه براي اين است كه بدانيم دانش‌آموزي كه براي ثبت‌نام آمده است از چه خانواده‌اي است. چقدر به اعتقادات مذهبي پايبند است. اصلاً از دين چه مي‌داند. چطور لباس مي‌پوشد. از كساني كه در اين مصاحبه قبول شوند ثبت‌نام مي‌شود. بچه‌ها همه بايد با چادر رفت و آمد كنند. رفت و آمدشان يا با پدر و مادر باشد و يا با سرويسي كه مورد تأييد مدرسه است باشد.»

-از كجا مي‌دانيد كه بچه‌ها بعد از خروج از مدرسه چادرهايشان را درنمي‌آورند؟

«ببينيد، ما در همان مصاحبه قبل از ثبت‌نام متوجه مي‌شويم كه با چه كسي طرف هستيم. بچه‌هايي را كه ثبت نام مي‌كنيم خيلي مقيد هستند. براي خود من پيش آمده كه در سرويس نشسته‌ام و بارها از بچه‌ها تذكر گرفته‌ام كه دست‌هايم بيرون است يا بي‌توجهي كرده‌ام و قسمتي از موهايم از زير چادر بيرون زده است.»

- ببخشيد چرا الان حجاب نداريد؟

مي‌خندد و مي‌گويد: «اينجا شهر زنان است. اين ساختمان به هيچ جا مشرف نيست و هيچ مردي هم وارد آن نمي‌شود. پس اشكالي ندارد كه موي سرمان را نپوشانيم چون نامحرم نيست. بچه‌ها هم داخل مدرسه بايد مقنعه‌هايشان را از سر بردارند، وگرنه از نمره انضباطشان كم مي‌شود.

از نمره انضباط به خاطر مقنعه داشتن كم مي‌شود؟

بله، براي اين‌كه وقتي بچه‌ها موهاي سرشان را مي‌پوشانند به آن آسيب مي‌زنند. معمولاً هم موهايشان را نمي‌پوشانند مگر اين‌كه مويشان كثيف باشد و بهداشت را رعايت نكرده باشند و ماهم حق داريم از انضباط بچه‌هاي كثيف كم كنيم.{خنده}

خانم «الف» لابه‌لاي صحبت‌هايش به هزينه ثبت نام هم اشاره مي‌كند تا اگر از خانواده مرفهي نيستم بيشتر وقتش را نگيرم. 2 ميليون و 500 هزار تومان هزينه ثبت‌نام در اين دبيرستان است. هنوز حرف‌هاي خانم معاون تمام نشده كه زنگ تفريح مي‌خورد. لباس فرمشان سارافون و شلوار سرمه‌اي است. زير سارافون هم يك بلوز چهار خانه سفيد و سرمه‌اي به تن دارند. كفش‌هايشان هم يك شكل است. يك كالج سفيد رنگ. خانم «الف» مي‌گويد: «كفش هم جزو لباس فرم است و مدرسه آن را براي بچه‌ها انتخاب مي‌كند.» بعضي‌ها موها را با كش بسته‌اند. بعضي با سنجاق و بعضي‌ها‌ ترجيح داده‌اند خيال خودشان را راحت كنند و موهايشان را كوتاه كرده‌اند. معلم‌ها لباس فرم ندارند. بعضي‌ها با روسري يا مقنعه هستند و بعضي‌ها هم مثل دانش‌آموزان تنها مانتو به تن دارند. خانم «الف» مي‌گويد: «هر كدام از بچه‌ها يك روسري سفيد در جاميزي‌اش دارد كه موقع خواندن زيارت عاشورا و قرآن سر مي‌كنند.»

خانم «الف» نگاهي به ساعتش مي‌اندازد. مي‌گويم: «بالاخره مي‌توانم خواهرم را براي ثبت‌نام بياورم؟» خانم «الف» لبخند مي‌زند و مي‌گويد: «گفتم كه شرايط ما يك كم سخته. ان‌شاءالله براي سال بعد در خدمتتون هستيم.» براي بدرقه همراهم مي‌آيد. داخل حياط چشمم به استخر بزرگي مي‌افتد. مي‌گويم: «از اين استخر استفاده هم مي‌كنيد؟» مي‌گويد: «گفتم كه اينجا شهر زنان است. تابستان‌ها هفته‌اي سه روز آموزش شنا داريم.» خداحافظي مي‌كنم. به پشت در طوسي رنگ مي‌رسم. روي آن با خطي خوش نوشته شده: «ورود آقايان اكيداً ممنوع»

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت   توسط روباه  | 

در منطقه خاورميانه ايراني‌ها دومين مصرف‌كننده لوازم آرايش

در منطقه خاورميانه ايراني‌ها دومين مصرف‌كننده لوازم آرايش هستند و متاسفانه به زودي مقام اول اين حوزه را كسب خواهند كرد

دختربچه كه بوديم، گيلاسي دور لاله گوش‌هايمان مي‌انداختيم، گلبرگي روي ناخن‌هايمان مي‌چسبانديم، با شاتوت لب‌هايمان را قرمز مي‌كرديم، كفش‌هاي پاشنه‌بلند مادرمان را مي‌پوشيديم و زيبا مي‌شديم.
امروز بهترين لوازم آرايش خارجي را استفاده مي‌كنيم، آخرين ژورنال‌هاي مد را ورق مي‌زنيم، لباس مارك‌دار مي‌پوشيم، هر روز وزنمان را اندازه مي‌گيريم، مرتب به آرايشگاه مي‌رويم و.... ولي زيبا نمي‌شويم. ما خود را با الگوهاي رسانه‌اي مقايسه مي‌كنيم و كم مي‌آوريم. به فكر چاره مي‌افتيم و جراحي مي‌كنيم. بزرگ‌تر، كوچكتر، چاقتر و لاغرتر مي‌شويم، اما زيبا نمي‌شويم. بلندتر، كوتاه‌تر، تنگ‌تر، گشادتر، تيره‌تر، روشن‌تر و... مي‌پوشيم اما زيبا نمي‌شويم. چرا؟علت اين امر را كارشناسان در تصوير‌سازي و الگوسازي رسانه‌ها مي‌دانند. الگو‌سازي‌اي كه اگر چه به ظاهر در پي ترويج بهداشت و سلامتي است، اما در حقيقت براي اهداف تجاري و سودآوري صاحبان صنايع زيبايي طرح‌ريزي شده است. صنعتي كه حوزه‌هايي چون جراحي‌هاي زيبايي، خالكوبي و ليزر، لوازم آرايش و پوشاك را در بر مي‌گيرد. حضور گسترده زنان در اين تصوير‌سازي موجب شده است تصور شود زنان مخاطب هدف الگوسازي رسانه‌ها هستند.

*** زنان بيشتر از مردان
عاطفه كريمان دختر 25 ساله‌اي است كه فكر مي‌كند زنان بيشتر از مردان به زيبايي خود مي‌پردازند. او علت را انتظارات فرهنگي متفاوت از دختران و پسران مي‌داند و مي‌گويد: « همه از دختران انتظار دارند زيبا باشند در حالي‌كه چنين انتظاري از پسران وجود ندارد». مرضيه محسني نيز به اثرات تبليغات اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «تصويري كه از زنان در رسانه‌ها بخصوص در برنامه‌هاي ماهواره‌اي و فيلم‌هاي آمريكايي نشان داده مي‌شود، باعث شده است همه از زنان انتظار داشته باشند شبيه آنها باشند. در واقع باريك‌اندامي دختران، مد شده است و تعاريف خاصي براي معناي زيبايي به وجود آمده است. زيبايي يعني غربي بودن؛ چشم رنگي داشتن؛ لاغر و قد بلند بودن؛ بلوند بودن و... اين موضوع تلاش زنان براي زيباشدن را افزايش مي‌دهد. چون فاصله زيادي بين خود و تصوير مطلوب احساس مي‌كنند».
الهه خوشنويس روانشناس نيز در اين باره توضيحات مفصلي دارد، او مي‌گويد: «واقعيت جسم تحت تاثير محيط خارجي و ژنتيك است و جسم ايده‌آل تحت تاثير هنجارهاي فردي، اجتماعي و فرهنگي قراردارد. تفاوت اين دو است كه موجب تمايل به آرايش، جراحي و تلاش براي لاغري يا چاقي و... مي‌شود. هر قدر كه اين تفاوت بيشتر باشد موجب پايين آمدن اعتماد به نفس شخص و افزايش نياز او به تغيير ظاهر خود مي‌شود. حتي در مواردي ممكن است فرد دچار اضطراب دائمي و تنفر از بدن خود شود». نكته ديگري كه اين روانشناس به آن اشاره مي‌كند محدود نبودن صنعت زيبايي به زنان است. او مي‌گويد اگرچه در ابتدا صاحبان اين صنعت روي جلب زنان متمركز شده بودند اما آنها براي تداوم حيات خود نمي‌توانستند از مردان به عنوان نيمي از جامعه غفلت كنند. به همين خاطر امروزه ديگر مشتريان اين بازار محدوديت جنسي و سني ندارند و صاحبان صنايع براي پوشش همه اقشار تلاش مي‌كنند. با اين حال تصوير مطلوبي كه از زنان و مردان ارائه مي‌شود متفاوت است. در حالي‌كه روي لاغري زنان تاكيد مي‌شود، براي مردان داشتن اندام موزون و عضلاني توصيه مي‌شود و البته تاكيد روي زيبايي زنان هنوز بيش از مردان است.
همچنين مدل‌ها ديگر تنها غربي نيستند. اكنون پوست برنزه، موهاي تيره با بافت آفريقايي، خالكوبي‌هاي هندي و زيورآلات سرخپوستي نيز مشتريان خاص خود را دارند. با وجود آنكه هنوز برتري با مدل‌هاي غربي است اما صاحبان صنايع زيبايي دريافته‌اند كه براي تضمين رونق تجارت خود نيازمند ارائه مدل‌هاي متنوع هستند و تبليغات روي اين مدل‌ها چنان قدرتمندانه پيش مي‌رود كه روز به روز به مشتريان آرايشگاه‌ها، فروشگاه‌ها و مراكز جراحي افزوده مي‌شود.
جراحي؛ پرهزينه‌ترين راه زيبايي
جراحي‌هاي زيبايي را مي‌توانيم به دو دسته اصلي تقسيم كنيم؛ جراحي‌هاي زيبايي كه در ناحيه گردن و صورت انجام مي‌شود از جمله بيني، پلك‌ها، كشيدن پوست صورت و گردن و جراحي‌هايي كه به منظور تنظيم حدود بدن روي تنه و اندام‌ها انجام مي‌شوند. مانند اعمال جراحي سينه، شكم و ليپوساكشن چربي‌هاي اضافي بدن. به طور كلي جراحي پرهزينه‌ترين حوزه صنعت زيبايي را تشكيل مي‌دهد و هزينه‌هاي آن بسته به شهرت و مهارت پزشك، ناحيه مورد جراحي، مكان جراحي و شرايط فيزيكي بيمار متفاوت است و از حدود چند صدهزارتومان تا چند ميليون تومان را دربرمي‌گيرد. همچنين جراحي‌ها پرخطرترين راه زيبايي هم هستند و تغييرات ناشي از آنها اغلب غير قابل بازگشت است. به همين خاطر پزشكان توصيه مي‌كنند به‌جز موارد ضروري از اقدام به جراحي خودداري شود.
آرايش، خالكوبي و ليزر:
بكش و خوشگلم كن!
آمارها نشان مي‌دهد در منطقه خاورميانه ايراني‌ها دومين مصرف‌كننده لوازم آرايش هستند و متاسفانه به زودي مقام اول اين حوزه را كسب خواهند كرد.
شايد تصور شود كه با اين شرايط بايد بازار توليد لوازم آرايش در ايران پر رونق باشد اما در حقيقت چنين نيست و لوازم آرايش وارداتي با وجود هشدارهاي مسوولان وزارت بهداشت، همچنان مشتريان پر و پا قرص بيشتري نسبت به توليدات داخلي دارند. صنعت زيبايي در ايران با وجود داشتن بازار مصرف، هنوز نتوانسته است جايگاه مطلوبي بيابد.
از سوي ديگر در كنار لوازم آرايش اين روزها تاتو و خالكوبي در آرايشگاه‌هاي زنانه متداول شده و مشتريان مخصوص خود را يافته است اما مريم پاداش، متخصص پوست و زيبايي، گسترش گرايش افراد به تاتو و خالكوبي را غيرضروري و گاهي خطرناك مي‌داند و مي‌گويد: توصيه مي‌شود افراد به هيچ عنوان از اين شيوه مداخله در چهره استفاده نكنند. تاتو و خالكوبي هم براي مردان و هم براي زنان با خطرات گوناگوني مانند احتمال ابتلا به بيماري‌هايي مانند ايدز، انواع هپاتيت، سفليس و عوارضي از جمله اگزما، ايجاد گوشت يا بافت اضافه در موضع يا تورم همراه است. اين متخصص پوست مي‌افزايد: تقريبا بيش از نيمي از افرادي كه تاتو مي‌كنند پس از مدتي از انجام اين عمل پشيمان مي‌شوند و در پي يافتن راه‌‌حلي براي بازگشت به شرايط سابق هستند. در صورتي كه همه عوارض ناشي از تاتو قابل ترميم و از بين رفتن نيست. در حال حاضر درمان با ليزر تنها راه علمي، بهداشتي براي كساني است كه از خالكوبي‌هاي خود پشيمان شده‌اند كه اين كار نيز كاملا بي‌خطر نيست.
ايراني، ايراني بپوش
به عقيده جامعه‌شناسان لباس در فرآيند هويت‌يابي انسان‌ها اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. در جامعه ما، شايد همين اهميت موجب تكاپوي مسوولان كشور براي ساماندهي لباس و پوشش مردم و بخصوص خانم‌ها شده است.
عماد افروغ علت شكل‌گيري طرح سامان‌دهي لباس و مد را عرضه نشدن لباس متناسب با نمادهاي ايراني و براساس طراحي ايراني مي‌داند و مي‌گويد: «دربازار لباس ايران رقابتي وجود ندارد. در صورتي كه ما بايد نمايشگاه بين‌المللي مد و سالني براي مدهاي فصلي داشته باشيم تا از موضع مدهاي حوزه‌هاي تمدني كشورهاي اسلامي و شرقي و كشور خودمان دفاع كنيم و آنها را به نمايش بگذاريم. به همين خاطر طرح ساماندهي مد لباس، ابعاد طراحي، توليدي، اقتصادي، تجاري و تبليغي را در بر خواهد داشت و سعي شده ساماندهي مد لباس به بخش خصوصي واگذار شود، اما از تشويق‌ها و حمايت‌هاي لازم دولت برخوردار باشد».
با وجود اينكه دخالت دولت در نحوه پوشش مردم موافقان و مخالفان بسياري دارد، اما نكته مهم اين است كه پوشش يكي از بخش‌هاي مهم و سودآور صنعت زيبايي است كه توجه به آن و سرمايه‌گذاري درست مي‌تواند هم موجب رونق آن شده و هم دغدغه مردم و مسوولان را از بابت پوشش كاهش داده و از مشكلات هويتي بكاهد.
عضوي از يك بازار بزرگ
ما امروز عضوي از يك شبكه گسترده تجاري هستيم، ما مشتريان بالقوه صنعت زيبايي هستيم، اما جاي توليدات داخلي ما، مد‌هاي ما و تصوير مطلوب زيبايي ما كجاست؟در دهه‌هاي اخير رشد چشمگيري در صنعت زيبايي و تجارت آن به وجود آمده است. اين صنعت از دهه‌ 90 تاكنون‌ سالانه‌رشدي‌ بالغ‌ بر ده‌ تا بيست‌ درصد داشته‌ و به‌ تازگي‌نيز به‌ حدود دو برابر بيشتر رسيده‌ است‌. نتايج يك تحقيق دانشگاهي نشان مي‌دهد در انگلستان در سال 2002 مبلغي بالغ بر 1/3ميليون پوند براي اعمال زيبايي هزينه شده است و 6/4 ميليون نفر از سالن‌هاي زيبايي استفاده كرده‌اند كه نسبت به سال 2001 از رشد 17 درصدي برخوردار بوده است. همچنين جراحي‌هاي‌ زيبايي ‌نيز ‌32 درصد افزايش‌ داشته‌ است‌. اين در حالي است كه در همين سال حدود 16 ميليارد دلار ارز در جهان صرف زيبايي افراد شده است. با وجود اين، سهم بازار ما از اين تبادلات ارزي چقدر است؟ لباس‌ها، مدها، لوازم آرايش و مهارت پزشكان ما چقدر ارزآوري دارد؟ اصلاً تعريف ما از زيبايي چيست؟
شايد يافتن پاسخ اين سوالات بتواند جامعه ما از يك مصرف‌كننده صرف به عضو فعال و موثر صنعت و تجارت زيبايي تبديل كرده و به رشد صنعت و ايجاد اشتغال بينجامد و هم از لحاظ فرهنگي و اجتماعي از مشكلات موجود بكاهد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط دوست انجمن  | 

اخلاقی که نابود میشود

لوگوی همراه اول و لوگوی شرکت مخابراتی الجوال عربستان

گاهی اوقات سخت است که از کنار خبری به سادگی گذشت. حتماً خاطرتان هست که در آستانه ورود سیمکارت های ایرانسل به بازار ، شرکت مخابرات برای عقب نماندن از کورس رقابت اقدام به برگزاری مسابقه طراحی لوگو برای همراه اول نمود تا در یک اقدام انقلابی تبلیغاتی :!: گوی سبقت را از رقیب برباید اما ببینید لوگوی یک شرکت دولتی که بارها از تلویزیون تبلیغ میشود و کوچک و بزرگ آنرا میبینند تا چه حد میتواند غیر مشروع باشد و حرمت اخلاق را در جامعه بریزد. توضیحات رسمی مخابرات در پاسخ به سایت بازتاب را هم بخوانید. شرح دیگری لازم نیست که خود مثنوی ناطق است :!: :

«مدير مسئول محترم سايت خبري «بازتاب»
با سلام و احترام
در مورخ ۱۹ شهريور ماه سال جاري، آن سايت در بخش طنز خود با عنوان كلي «چرا پذيرش جنسيتي؟» به نشان (لوگو) اين شركت پرداخته و با قرار دادن نشان «همراه اول» در كنار نشان «الجوال» عربستان و نوشتن «خوش به حال طراح اين لوگو، چه مفتي هديه نفيس گرفت»، سعي در القاي كپي بودن همراه اول را داشته است، لذا خواهشمند است توضيحات زير را جهت تنوير افكار عمومي منتشر كنيد.
۱ـ رنگ‌هاي به كار رفته در لوگوي همراه اول، نارنجي و فيروزه‌اي است،‌ در حالي كه الجوال، رنگ‌هاي نارنجي و آبي را به كار برده است.
۲ـ نحوه قرارگيري حلقه‌‌ها در دو لوگو، كاملا متفاوت است.
۳ـ تنها تشابه، استفاده از حلقه در هر دو لوگو است كه دليل آن، نماد ارتباطات انساني بودن حلقه (رينگ) در تمام فرهنگ‌هاي بشري است.
اما در پايان،‌ بد نيست اشاره‌اي به مباني منطقي انتخاب نشان همراه اول داشته باشيم:
الف) حلقه (رينگ)، نماد ارتباطات انساني در همه فرهنگ‌هاي بشري است؛ نمادي شناسا كه ارتباط لازم را با اكثر قريب به اتفاق مخاطبان برقرار مي‌كند.
ب) رينگ يا چرخ، سمبل پويايي است؛ زيرا ساختار دايره از جهت هندسي، در صورت استقرار بر محيط، فاقد سکون است.
ج) زاويه گرفتن موقعيت استقرار دو حلقه نسبت به هم،‌ به معناي تحرک و تغير مداوم پديده مورد اشاره است.
د) زاويه استقرار حلقه‌ها، جوري انتخاب شده که پيشرفت يا حرکت به جلو را براي بيننده تداعي مي‌کند.
هـ) در عرف گرافيک اشياي مشابه و همسان، شيء مستقر بر قاعده (رنگ فيروزه‌اي)، اصل (Base) و اول به حساب مي‌آيد و رنگ بعدي (نارنجي)، نماد دوم و سوم و چهارم و… است.
و) هيأت کلي لوگو، تداعي‌کننده «هـ» در رسم‌الخط فارسي است که مقدمه همراه نيز هست.
روي‌هم‌رفته، لوگوي شرکت ارتباطات سيار حاکي از تحرک و پويايي مستمر ارتباطات انساني در حوزه فعاليت همراه اول است.

بدا به حال اخلاق در این جامعه :(

منبع: بازتاب

به نقل از: http://www.shekkar.com/ 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت   توسط دوست انجمن  | 

دوباره هفت سالگی

شاید هرگز نتوانیم این روز را فراموش کنیم (مهدی قاسمی، ایسنا)

شاید هرگز نتوانیم این روز را فراموش کنیم.
روزی که برای بار نخست، کیف مدرسه‌مان را برداشتیم؛ کتاب و دفتر و مداد و تراش و پاک‌کن تویش گذاشتیم؛ دست پدر و مادرمان را گرفتیم و به مدرسه رفتیم.
زنگ مدرسه خورد؛ صف بستیم؛ سر کلاس رفتیم و پشت میز و نیمکت نشستیم.
خانم معلم دفترش را برداشت؛ اسممان را خواند؛ دستمان را بالا بردیم و «حاضر» گفتیم.
تخته، گچ، زنگ تفریح، جدایی از مادر، پیدا کردن دوستان تازه، اشک، لبخند
این حکایتی است که با گذشت سال‌ها هم خاطره‌مان را ترک نمی‌کند. حس آشنای اول مهر، حس آشنای هفت‌سالگی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت   توسط نسیم  | 

گران‌ترین صورت‌حساب تلفن‌همراه جهان

یک مرد مالزیایی پس از فوت پدرش متوجه شد، خط تلفن‌همراه وی بیش از 218 تریلیون دلار بدهی دارد.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از خبرگزاری سلام، این مرد اقرار کرد که پیش از این نیز تلفن‌همراه پدرش به دلیل بدهی 23 دلاری قطع شده بود.
کمپانی تلفن‌همراه مالزی با دادن فرصت 10روزه به این مرد، خواستار پرداخت این بدهی شده است و در غیر این صورت از راه قانونی اقدام خواهد کرد.
این مرد مالزیایی با اعلام اینکه توان مالی چنین مبلغی را ندارد، گفت که آماده حضور در دادگاه برای مذاکره با اپراتور مالزیایی Telekom Malaysia است.
گفته می‌شود هنوز هیچ کس از طرف شرکت Telekom Malaysia به طور قطعی اعلام نکرده است که این صورت‌حساب صحیح است یا مشکلی در سیستم‌ محاسبات هزینه این شرکت به وجود آمده است.
گفته‌می‌شود پس از مرگ این مرد، از خط تلفن‌همراه وی به صورت غیرقانونی استفاده شده است.
شرکت Telekom Malaysia اعلام کرده‌است که از این خط تلفن‌ برای مکالمه با کشور امریکا و اتصال به اپراتور Verizon به مبلغ 117 دلار استفاده شده است. همچنین کنفرانس ویدئویی با شهر مونترئال کانادا از طریق این سیم‌کارت برقرار شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت   توسط معاون وبلاگ  | 

صرف وجود دو جنس در کلاس درس حرام نيست

نظر نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها در باره جدا سازي جنسيتي

اعتماد: جداسازي جنسيتي دانشگاه ها هر از گاهي مطرح مي شود بعد از اظهارنظرهاي روحانيون و افراد آشنا به فقه، پايگاه اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها در پاسخ به سوال عده يي از دانشجويان، نظرياتي در اين زمينه در سايت اختصاصي اين نهاد منعکس کرده است.

نظر شما در مورد مختلط بودن کلاس ها و دانشکده چيست؟ چه فايده هايي دارد؟ اگر ندارد پس چرا هست؟

به نظر ما در وضعيت کنوني و با توجه به واقعيات موجود در بسياري از دانشگاه ها مبني بر رعايت نکردن ارزش ها و شئون اسلامي و بعضي مشکلات و ناهنجاري هاي ناشي از آن که به هيچ وجه شايسته و زيبنده جو مقدس و محيط علمي دانشگاه نيست، اختلاط پسر و دختر در دانشگاه ها مضرات و آفت هايي را به دنبال دارد والا صرف وجود دو جنس در کلاس حرام نيست به شرط آنکه دقيقاً هنجارهاي شرعي رعايت شود.

 
اما بررسي کامل اين آفات يا فوايد اختلاط نيازمند تحقيقات گسترده جامعه شناختي و نظرسنجي هاي آماري است که از حوصله يک نامه خارج است لذا ما به اختصار به تعدادي از مهمترين آنها مي پردازيم؛

الف) بررسي آفات و معايب؛ قبل از پرداختن به اين بخش ذکر اين نکته لازم است که معايبي که در ذيل مي آيد مبتني بر پيش فرض هايي است از قبيل عدم تثبيت کامل اين ارزش هاي اسلامي و عدم نظارت و کنترل و هدايت صحيح از سوي مسوولان دانشگاه و...

مهمترين آثار اختلاط عبارتند از؛

1- به وجود آمدن برخي انحرافات جنسي، اخلاقي و اجتماعي در اثر عدم رعايت شئون اسلامي از قبيل حجاب کامل

2- افت تحصيلي در اثر مشغول شدن روح، فکر و قوه خيال دانشجو و عدم توجه کافي به مطالب استاد يا مطالب کتاب در زمان مطالعه و...

3- اضطراب و نگراني ناشي از انگيزش شهواني و دشواري ارضاي صحيح و مشروع.

ب) بررسي فوايد؛ اين بخش نيز مبتني بر يک پيش فرض است و آن اينکه در صورتي که معايب فوق در اختلاط دانشجويان پسر و دختر وجود نداشته باشد يا در حدي که قابل توجه نباشد والا ديگر اين فوايد در مقابل مشکلات فوق قابل اعتنا نبوده و مساله مهمتر چشم پوشي از اين فوايد و حل مشکلات و آفت هاي ناشي از آن مي باشد. در هر صورت مهمترين فوايدي که قابل تصور است، عبارتند از؛

1- فوايد اقتصادي از قبيل؛ صرفه جويي در هزينه ها و بودجه ها، وقت استاد، فضاهاي آموزشي و امکانات دانشگاه و...

2- تمرين تقوا، عفت و پاکدامني و قرار گرفتن در معرکه کارزار و جهاد جدي با نفس اماره.

3- شناخت روحيات جنسي مخالف و کسب تجربه هاي علمي و عملي.

4- پيدا نمودن شريک زندگي کفو و هم شأن.

ج) بررسي وظايف راهکارهاي مقابله با مشکلات ناشي از اختلاط پسر و دختر در دانشگاه؛ به طور مختصر مي توان وظايف و راهکارهاي مقابله با اين ناهنجاري ها را به دو دسته تقسيم کرد؛

1- وظايف و راهکارهاي فردي؛ دانشجو بايد در درجه نخست ارزش ها و معارف و احکام اسلامي را به صورت دقيق شناخته و در خود نهادينه کند. رهبر معظم انقلاب در اين خصوص مي فرمايند؛ «آنچه براي دانشجوها در دانشگاه ها مهم است رشد ايمان مذهبي و انديشه اسلامي در ذهن ها و دل هاي آنان است و مساله رشد و روحيه تعبد در آنان تعبد، با استدلال عقلي و گرايش به مسائل عقلايي با اعتقاد به علم و فعاليت هاي علمي و دانشگاهي و دانشجويي هيچ منافاتي ندارد و حقيقتاً براي نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران مايه افتخار است که در ايام البيض ماه رجب در مسجد دانشگاه تهران دانشجوها اعتکاف بکنند، اين خيلي چيز مهمي است.»

2- وظايف و راهکارهاي اجتماعي؛ اگر دانشجويان دغدغه صيانت از خود را داشته باشند نمي توانند نسبت به محيط واطرافيان خود بي تفاوت باشند زيرا نقش محيط غيرقابل انکار است لذا دانشجويان بايد نسبت به تهذيب محيط خود اهميت داده و سعي در ترويج و گسترش ارزش هاي الهي در محيط دانشگاه خصوصاً در جامعه عموماً داشته باشند و به فريضه امر به معروف و نهي از منکر به زيباترين و مناسب ترين روش ها عمل نمايند و با اجراي برنامه هاي فرهنگي و تفريحي مفيد و سالم و سازنده از طريق مراکز موجود در دانشگاه ها و جذب ساير دانشجويان اخلاق و رفتار مطابق با ارزش هاي اسلامي در برخورد با جنس مخالف و رعايت حدود و موازين شرعي فلسفه احکام اسلامي آفات و مشکلات فردي و اجتماعي، رعايت نکردن موازين شرعي را به صورت گسترده نهادينه سازند و خداي ناکرده اگر بعضي موارد يافت شد که دست به برخي اقدامات ناشايست مي زنند از طرق راهکارهاي قانوني مراجعه به مسوولان دانشگاه و تهيه طومار اقدام کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت   توسط روباه  | 

صيغه در قم: اینجا همه چیز زیر چادر است

زیگ زاگ: خودش را سمیه معرفی می کند. چادرگل دار مشکی‌اش را کیپ گرفته. می‌گوید یک نگاه حلال است.

زنی است با صورتی گرد، بینی‌ کوچک، چشمانی مشکی، چانه ای که گود افتاده، لب هایی قرمز اما چروک و  صورتی پر از چین. می‌گوید: «۲۷ سال دارد.» اما به نظر می‌رسد ۳۵ سالی داشته باشد. او یک زن بیوه است که دوست دارد صیغه شود.

مردم در حال رفت و آمد در یکی از خیابان های قم - عکس تزئينی

صیغه نوعی ازدواج در اسلام است که در آن زن و مرد برای مدت و زمانی خاص و با مهریه مشخص که خود تعیین می‌کنند به عقد هم در می‌آیند یا در اصطلاح بر هم محرم می‌شوند.

سمیه با گرفتن پول به عنوان مهریه صیغه مردان می‌شود. «۱۰ هزار تومان برای یک روز، ۵۰  هزار تومان برای یک هفته و یک سکه برای یک ماه.»

اینجا قم است و سمیه در زیر یکی از رواق‌های حرم حضرت معصومه نشسته است.

چندی پیش مصطفی پورمحمدی وزیرکشور ايران در همایش حجاب در قم اعلام کرده بود که باید صیغه درکشور با جدیت گسترش یابد. او گفته بود باید فکری به حال شهوت پسران ۱۵ ساله کرد و راه حلش این بود که روحانیان و مسئولان حوزه، کاری بکنند.

آدرسی که وزير کشور برای حل مشکل صیغه می دهد، اشتباه نيست؛ در قم بیشتر افراد، از عکاس های دور حرم گرفته که عکس شما را با گل دسته می گیرند تا مغازه دار و حتی عابران پیاده همگی برای صیغه یک نظر مشترک دارند: «بروید پیش شیخ ها.»

شیخ ها همان روحانیان و طلبه هایی هستند که عبا و عمامه می پوشند.
حمید که در نزدیکی حرم و در قلب شهر مغازه دارد می‌گوید: «روزی ۲۰، ۳۰  نفری آدرس صیغه می‌گیرند. از پسرهای جوان ۱۶، ۱۷ ساله گرفته تا مردهای۴۰، ۵۰ ساله.»

او می‌گوید: «ما هم آدرس شیخ ها را می‌دهیم. هرچی باشد آن ها در امور شرعی وارد هستند و زن‌هایی را می‌شناسند که دوست دارند صیغه شوند.»

قم به خاطر جای گرفتن حوزه های علمیه و مدرسه های دینی مختلف مثل فیضیه و حضور مراجع تقلید، مهم ترین شهر مذهبی ایران است و بیشترین تعداد روحانیون و طلبه ها در آن زندگی می‌کنند. با راه رفتن در خیابان های شهر می توان حضور ملموس آن ها را حس کرد.

روحانیانی با آلبوم عکس زنان

محمود یک طلبه جوان است که ۸ سالی است در حوزه علمیه درس می خواند و درحجره زندگی می کند. او می گوید: «بعضی ازشب ها هست که بچه ها در مورد صیغه با هم حرف می‌زنند و شوخی می‌کنند.»....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت   توسط روباه  | 

مقصر کیست؟ نهادهای موازی یا دانشجویان!

«شهریار مشیری» عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم در واکنش به سخنان محمدتقی مصباح یزدی، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی مبنی بر این که «بیشترین فساد اخلاقی متوجه دانشگاه‌هاست»، اظهار داشت: با محیط‌های دانشگاهی باید آبرومندانه برخورد شود و اگر مساله‌ای هست به صورت محرمانه به رئیس دانشگاه‌ تذکر داده شود. این مساله نباید رسانه‌ای شود.

عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با بیان این که «رسانه‌ای کردن این مساله جز این که روحیه دانشگاهیان را تضعیف کند، نتیجه دیگری ندارد»، افزود: با وجود نهادهای متعدد فرهنگی در دانشگاه‌ها معلوم نیست وظیفه فرهنگی در دانشگاه‌ها به عهده چه کسی است و هر کدام از این نهادها به انحای مختلف از انجام وظایف خود سر باز می‌زنند و وحدت رویه ندارند.

مشیری خاطرنشان کرد: متولی کار فرهنگی در دانشگاه‌ها باید یک نهاد باشد چرا که با وجود نهادهای موازی باعث شده که فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها موفقیتی نداشته باشد.

وی بر این اساس تصریح کرد: دانشگاه بخشی از جامعه است و دانشجویان فرزندان همین مردم هستند و در این خانواده‌ها بزرگ شده و وارد دانشگاه شده‌اند. بنابراین، دانشگاه برآیندی از فرهنگ‌های موجود در جامعه است و نباید آن را از جامعه تفکیک کنیم.

وی با انتقاد از وجود نهادهای فرهنگی موازی در دانشگاه‌ها اظهار داشت: دانشجویان سفیر خانواده‌ها در دانشگاه هستند و نباید مسئولیت‌ها و عدم موفقیت این نهادها را به گردن دانشجویان انداخت.

مشیری در پایان خاطرنشان کرد: اگر چنین مساله‌ای وجود دارد باید نهادهای فرهنگی در دانشگاه‌ها به آن رسیدگی کنند و نسبت دادن فساد اخلاقی به فرزندان مردم کار درستی نیست

مقصر کیست؟ نهادهای موازی یا دانشجویان!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت   توسط نسیم  | 

کارت عروسي دختر شريفي‌نيا خبرساز شد!

ازدواج به سبك ايراني
آرزو فراهاني: شماره 54-50 مجله تصوير سال به دست‌مان رسيد كه اين بار عكسي متفاوت‌تر از هميشه روي جلد آن بود؛ عكس عروس و دامادي با لباس و آرايش سنتي ايراني.
قضيه وقتي جالب‌تر شد كه فهميديم اين عروس مليكاخاتون شريفي‌نيا صبيه آقا محمدرضا خان شريفي‌نيا و سركار عليه آزيتا خانوم حاجيان «از مشاهير تيارت و سينما توقراف» است. اين روزها در كشورمان شاهد سبك‌هاي مختلف عروسي هستيم.

از عروسي‌هايي كه به شيوه‌هاي سنتي با‌ آلوچه، خرما، دل و جگر، چاي و پسته به پذيرايي از ميهمانان مي‌پردازند تا مهمانداراني كه كراوات مي‌زنند يا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهاي زيبا! اما اين بار عروسي متفاوت نيست بلكه عروس و داماد و كارت عروسي‌شان متفاوت است.
عكس روي جلد مجله تصوير سال مربوط است به كارت عروسي اين عروس و داماد با پوشش متفاوت «يكي بود، يكي نبود» روزي در يكي از خانه‌هاي شهر تهران خانواده محمدرضاخان شريفي‌نيا كنار هم نشسته بودند و كاملا اتفاقي به اين نتيجه رسيدند كه اين كار متفاوت را انجام دهند.
هركس نظري داد و حرفي زد تا حاصل كار، كارتي جالب شد كه در روز جمعه 14 ارديبهشت 1386 هجري‌شمسي ساعت هفت تا 10 شب، جمعي از آشنايان اين خانواده را به مجلس شادي آنها بكشاند.

«جونم براتون بگه» اين كارت در ابعادي كمي كوچك‌تر از كاغذ A4 و افقي چاپ شد. متن آن را از كارت‌هاي عروسي قديمي و شيوه‌هاي گفتاري و نوشتاري قديمي گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امير رضاخان طلاچيان زحمت بسياري كشيدند تا نتيجه نهايي حاصل شد.
دو خط مختلف را براي روي كارت امتحان كردند؛ يكي به خط آقاي شريفي‌نيا و ديگري با فونت رايانه‌اي (نمي‌دانيم در ايران باستان به فونت چه مي‌گفته‌اند؟!) بر اين اساس نيمي از كارت‌ها را با خط شريفي‌نيا به ميهمان‌ها دادند و نيمي را هم به شيوه ديگر. تمامي كارهاي چاپي كارت را عوامل دست‌اندركار در خانه و بدون دخالت تجهيزات مدرن امروزي انجام دادند.

قالب مقوا را گرفتند، عكس عروس‌خانم و آقاداماد را پدر عروس‌خانم گرفت و خودش هم چاپ كرد، متن نوشته شده را به تعداد كارت‌ها فتوكپي گرفتند و مقواي شابلون بيضي خريدند، عكس را روي آن چسباندند و در پاكت را هم برخلاف رسم اين روزها با روبان نبستند، بلكه مهر و موم كردند. طبيعي است كه اين همه كار زمان زيادي مي‌برد و ميزبانان عروسي تا سه روز مانده به مراسم درگير اين كار بودند.

دست و بال عروس‌خانم، آقا داماد و مادر عروس‌خانم روز مراسم زخم و چسبي بود. مرارت بسيار كشيدند و تمام لوازم اين كارت را مغازه به مغازه گشتند و پيدا كردند و بالاخره آن شد كه مي‌خواستند و اما بشنويد از لباس عروس و داماد. حتما در جريان هستيد كه ضياءالدين دري دارد سريالي مي‌سازد به نام «كلاه پهلوي» كه طراح لباس آن سارا خالدي است.
ايشان لباسي را كه براي نقش شقايق فراهاني در اين سريال طراحي كرده دو روز به عروس خانم ما قرض دادند و هر تكه از لباس داماد را هم از لباس‌هاي يكي از بازيگران اين سريال آوردند تا اين عكس گرفته شود.

تنها اتفاقي كه قرار بود بيفتد و نيفتاد اين بود كه داماد بايد سبيل هم مي‌داشت كه نشد! قرار بر اين شد كه در عكس براي ايشان سبيلي نقاشي كنند و مهراوه‌خانم شريفي‌نيا خواهر عروس خانم – ايضا بازيگر سينما و تياتر – سبيلي براي ايشان نقاشي كرد كه اشتباها نسخه رايانه‌اي سبيل‌دار به عنوان عكس نهايي انتخاب نشد و در نتيجه داماد قصه‌ ما بي‌سبيل ماند.
آرايش عروس‌خانم يا به گفته امروزي‌ها گريم آن را خود مليكا خانم روي صورتش انجام داد كه اين كار تا دو نيمه شب طول كشيد. حتما برايتان سوال پيش آمده كه مگر جشن عروسي ساعت دو نيمه شب بوده است؟
خير. اين‌ آرايش و لباس خاص و سنتي تنها براي عكس روي كارت عروسي عروس و داماد ما تعبيه شده بوده. اين زوج براي روز عروسي‌شان لباس‌هاي روتين‌‌تري پوشينه اما باز هم خاص! آقاداماد فراك پوشيدند و عروس خانم لباس عروسي عربي.

جشن عروسي در يك باغ روباز بود؛ مردها اين‌ور و زن‌ها اون‌ور. بخش مردها كاملا فضاي سنتي همراه با تنبك، ويلن، چاي و تخت و البته ميز و صندلي هم براي كساني كه دوست داشتند موجود بود. بالاخره ايده‌اي كه هركسي تكه‌اي از آن را گفت شكل گرفت و جالب هم شكل گرفت، چون فكر كردند كه متفاوت باشند.
آقا داماد هم بسيار با اين ايده موافق بود و فقط نگراني‌اش از اين بود كه كارت‌ها دير به دست ميهمان‌ها برسد و آنها بي‌كارت بمانند اما اين اتفاق نيفتاد و ميهمان‌ها جملگي اظهار كردند كه كارت به اين پسنديدگي اشكالي ندارد كه دير به دست ما رسيد.

حالا بشنويد از پدر و مادر عروس كه آنها هم آن قديم‌ها جشن عروسي نداشتند و كارتي را به در خانه آشناهايشان فرستادند كه روي آن نوشته بودند كه ما عروسي نگرفته‌ايم ولي پولش را صرف امور خيريه براي كودكان بي‌بضاعت كه قدرت خريد حتي يكم جلد كتاب يا شام را ندارند، مي‌كنيم و در واقع براي اين بچه‌ها عروسي گرفته‌ايم.
روي آن كارت هم پر بود از چهره كودكان تنگدست. بله دوستان، سرتان را درد آوردم و اينطوري بود كه قصه ما به سر رسيد كلاغ هم به خونش رسيد.

مليكا شريفي‌نيا در پايان صحبتش در مورد مهراوه خواهرش مي‌‌گويد: نمي‌دانم نظر او راجع به اين نوع عروسي گرفتن چيست؟ بايد خودش بگويد. شايد اصلا دوست نداشته باشد عروسي بگيرد. بايد از خودش بپرسيد، چون هر كسي بايد در موقعيت قرار بگيرد.
در مورد بازتاب‌هاي مثبت و منفي احتمالي اين كار عجيب هم مي‌گويد: بازتاب منفي كه تا به حال نديده‌ام يا شايد به گوشم نرسيده، ولي مثبتش اين بوده كه همه ميهمان‌ها كارت‌مان را به عنوان يادگاري نگه داشته‌اند. البته نه لاي كتاب بلكه روي كتابخانه‌شان تا بگويند كه به يادمان هستند. دستشان درد نكند. كساني هم كه در مراسم ما نبوده‌اند يا تازه با هم دوست شده‌ايم مي‌گويند مي‌شود يكي هم براي ما درست كنيد؟

مليكا شريفي‌نيا در پايان مي‌گويد كه فكر نمي‌كند شق‌القمر كرده‌اند. فقط خوب فكر كرديم و نتيجه‌اش اين شد. خوب است كه به دل بقيه نشست و در پايان اينكه از تمام عكاسان پيشكسوت كه منتظر بودند عكس‌شان روي جلد مجله تصوير سال چاپ شود عذر مي‌خواهم، ولي تقصير من نبود!
منبع : روزنامه هم ميهن ( خدا بیامرز البته ! )
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط دوست انجمن  | 

تفریح، هدف اصلی گشت‌وگذارهای اینترنت


ایتنا - در حالی که دانش مردم در مورد اینترنت و کامپیوتر افزایش یافته، اما هدف بیشتر کاربران از به کارگیری پایگاه‌های اینترنتی،ارسال پست‌های الکترونیکی و مراجعه به سایت‌هاي تفریحی و سرگرمی است.

نتایج یک بررسی جامع نشان می‌دهد، تفریح مهم‌ترین هدفی است که کاربران از گشت‌وگذار در پایگاه‌های اینترنتی دنبال می‌کنند.

این بررسی‌ها که توسط مرکز Pew Internet و American Life انجام شده نشان داد در حالی که دانش مردم در مورد اینترنت و کامپیوتر نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است، هدف بیشتر کاربران از به‌کارگیری پایگاه‌های اینترنتی، ارسال پست‌های الکترونیکی و مراجعه به سایت‌هاي تفریحی و سرگرمی است.

طبق آمارهای جدید منتشر شده، دوسوم افرادی که به اینترنت مراجعه می‌کنند این ابزار مجازی را تنها برای تفریح و سرگرمی به کار می‌‌برند.

مدیر شرکت مطالعاتی Pew در این باره گفت: «افزایش خطوط پهن‌باند و بالا رفتن قابل ملاحظه تعداد پایگاه‌های اینترنتی موجب شده است تا هر شخص در هرکجای دنیا به‌آسانی بتواند از مزایای دنیای آنلاین بهره‌مند شود که در این میان بیشتر کاربران اینترنت را برای گذران وقت به‌کار می‌برند و از آن استفاده چشمگیری نمی‌کنند.»

کارشناسان می‌گویند اینترنت باعث شده است تا عادات روزانه مردم تغییر کند و آنها به این ابزار مجازی اعتیاد پیدا کنند.
این امر که می‌تواند در برخی مواقع خطرناک باشد باعث خواهد شد تا دولت‌ها بتوانند صرفه‌جویی‌های اقتصادی فراوانی را برای خود ایجاد کنند.

هدف شما از گشت و گذارهای اینترنتی چیست ؟

تفریح ؟

     ارتباط با دوستان و همکلاسان ؟

        تحقیق و پژوهش ؟

            گفتگوهای اینترنتی ؟

                اخبار ؟

                       یا هیچ هدف خاصی ندارید و ناغافل معتاد شدید ؟!!!!!!!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط دوست انجمن  | 

از خودمان شروع کنیم!

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

 

یادم نمیاد کی بود این شعر رو حفظ کردم اما یادم هست توی مطب یک پزشک این شعر با خط خوشی نوشته شده بود و از اون روز تا به الان به یاد من سپرده شده و اگر بگم هر روز مبالغه نیست، هر روز این شعر رو در شرایط مختلفی توی ذهنم مرور میکنم. و حافظ رو برای این ابیات تحسین میکنم.

 

روزانه به هر بهانه ای و به هر دلیل منطقی و غیرمنطقی به دنبال توجیه ناملایمتی های دنیا اطرافمون هستیم. به دنبال عاملین بی قانونی ها، بی حرمتی ها. از شکسته شدن حریم ها، زیر پا گذاشتن ارزشها، نادیده گرفتن حق ناراضی هستیم، و آرزوی اصلاح امور رو داریم.

 

به عنوان نمونه تا به حال بارها از مسئولین دانشگاه شکایت کردیم و نارضایتی خودمون رو از رفتارهاشون اعلام کردیم ولی یه نگاهی به خودمون بکنیم! ما چه قدر توقعی که از دیگران داریم رو در حق دیگران ادا میکنیم ؟

 

حتما شما هم این مطلب رو خوندید که وقتی انگشت اشاره به سمت کسی دراز میکنیم، سه انگشت دیگه به طرف خودمون اشاره میکنه !!! پس از اصلاح خودمون شروع کنیم که در شرع ما هم به این امر اشاره شده.

 

خودمون رو اصلاح کنیم تا جامعه ای که در اون زندگی میکنیم اصلاح بشه. و این مثل قدیمی رو به یاد داشته باشیم که : به عمل کار براید به سخنرانی نیست....

 

 

دوست انجمن سابق ! 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت   توسط دوست انجمن  | 

پانزده نفر كه جهان ما را تغيير دادند

دنياي اقتصاد- فوربس در تازه‌ترين گزارش خود، به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است در اين فهرست، در كنار كساني چون مخترعان شبكه جهاني اينترنت و ريزتراشه اسم ميخاييل گورباچف به عنوان پايان‌بخش كمونيسم و اسم ميلتون فريدمن بنيان‌گذار سياست‌هاي اقتصادي جديد به چشم مي‌خورد.

 

فوربس معرفي كرد:
چه كساني جهان ما را تغيير دادند؟

 شادي آذري
در دهه 70 ميلادي، وزير امور خارجه وقت آمريكا، هنري كيسينجر، از نخست‌وزير وقت چين چوئن لاي درباره پيامدهاي عمده انقلاب فرانسه پرسيد. گفته مي‌شود چو چنين پاسخ داد: «خيلي زود است كه جواب دهم.»
نكته‌اي كه در پاسخ چو نهفته بود، مشكل اساسي در تعيين مهم‌ترين رويدادهاي تاريخي است.
هيچ يك از ما نمي‌توانيم پيش‌بيني كنيم جهان در آينده به چه سمتي پيش مي‌رود و رويدادهايي كه امروز شگفت‌انگيز و تاريخي به نظر مي‌رسند، ممكن است در جاده زمان رنگ ببازند و كم‌اهميت شوند. به عنوان مثال اسكوتر اختراع شده توسط دين كامن را در نظر بگيريد. تا همين چند سال پيش، اين وسيله به عنوان پديده‌اي شگفت‌انگيز در صنعت حمل‌و‌نقل جهان قلمداد مي‌شد و وسيله‌اي بود كه طراحي همه شهرهاي جهان را مي‌توانست دستخوش تغيير كند. اما امروز از رونق اوليه‌اش بسيار كاسته شده و براي همه عادي شده است.
ولي برخي دستاوردها آنچنان شايان توجه و آن قدر اثربخش هستند كه در مدت‌ كوتاه تنها چند دهه پس از ظهور آنها مي‌توانيم شاهد تغييراتي كه در جهان ما به وجود مي‌آورند، باشيم.
فوربس در همين رابطه نمونه‌هايي از اين انقلاب‌هاي جهاني را گردهم آورده است و به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است.
آنچه بايد به آن دقت كنيم، اين است كه هر كسي نمي‌تواند جهان را در جهت مثبت تغيير دهد.
خيلي خوب مي‌شد اگر اسامه بن لادن‌ها كمتر وگورباچف‌ها بيشتر مي‌شدند. تفاوت اين دو دسته افراد در اين است كه گروه اول با دست‌يابي به قدرت به فكر نسل‌كشي مي‌افتد و گروه دوم با رسيدن به قدرت، آن را در جهت منافع نوع بشر هدايت مي‌كند. اين فهرست فوربس فهرستي اختصاصي از افراد گروه دوم است.
در مجموع وقتي بحث دستيافت‌ها و موفقيت‌هاي بشري به ميان مي‌آيد و اينكه اين دستيافت‌ها چگونه زندگي امروز ما را متحول ساخته است، شاهد آن هستيم كه سياستمداران كمتر از دانشمندان تاثيرگذار هستند.
سازندگان تكنولوژي، يعني ايده‌هايي كه شكل فيزيكي به خود مي‌گيرند، در صدر اين فهرست قرار دارند. به عنوان مثال اختراعات پائول‌لاوتربر و پيترمنسفيلد را در نظر بگيريد.
يعني سيستم تصويربرداري صوتي- مغناطيسي يا ام‌آرآي كه تقريبا همه رشته‌هاي جراحي را دستخوش تحول كرد و به پزشكان اين امكان را داد كه بدون بريدن بدن بيمار بتوانند داخل بدن وي را مشاهده كنند.
نيريت ويس، استاديار بخش جراحي اعصاب دانشكده مونت سيناي نيويورك مي‌گويد: «ام‌آر‌آي جراحي اعصاب را به كلي دستخوش تحول كرد. اگر جمجمه را بشكافيد و به مغز نگاه كنيد يك توده منسجم است. شما نمي‌توانيد با نگاه كردن به آن موفق به ديدن گروه‌هاي سلولي گوناگون آن شويد. اما ام‌آر‌آي به ما اين امكان را مي‌دهد كه ساختارهاي موجود در مغز را مشاهده كنيم و نقشه‌اي در اختيار داشته باشيم كه به كجا برويم و كجا نرويم.»
گاهي تاثيرگذارترين اقدامات لزوما به پيشرفت‌هاي باور نكردني در علم كه سال‌ها مورد تعريف و تمجيد قرار گيرند منجر نمي‌شوند. شايد مجهز ساختن يدك‌كش يا كاميون توسط يك جعبه بزرگ متحرك و استاندارد بيش از يك اختراع باور نكردني تاثيرگذار باشد. و اقتصاد كنوني جهان بدون آن باورنكردني مي‌نمايد.
كارآفرين آمريكايي، ملكوم مك‌لين، كانتينر كشتي‌ها را در سال 1956 اختراع كرد. اما يك دهه طول كشيد كه تاثيرگذاري اين اختراع در عرضه تسليحات نظامي در جنگ ويتنام آشكار شود. كشتي‌راني كانتينري هنوز هم در حال رشد است و نرخ رشد سالانه آن 11درصد است. اگر مك‌لين كه اين تجارت را در كاروليناي شمالي در سال 1934 با استفاده از تنها يك كاميون 120دلاري آغاز كرده بود اكنون زنده بود از اين رشد بسيار متعجب مي‌شد. اين داستان تاثيرگذاري بر جهان، داستان تخيل، صبر، سخت‌كوشي و باور است. اين 15 نفر كه توانستند جهاني را تغيير دهند ثابت كردند كه باور مي‌تواند به حقيقت بپيوندد.
 

تيم برنرز-لي
مخترع شبكه جهاني اينترنت
تيم برنرز-لي براي اولين بار شبكه جهاني اينترنت را در سال 1998 طراحي كرد و اولين مرورگروب،‌ ويرايشگر و پايگاه خدمات رساني اينترنتي را به راه انداخت.اين تكنولوژي‌ها كه بعدها تا حدود زيادي دستخوش تغيير شدند، توانستند شيوه خلق اطلاعات و استفاده از آنها را متحول سازند و انقلابي اطلاعاتي را در جهان ما رقم زنند.
فرانسيس كريك، جيمز واتسن، رزاليند فرانكلين
كاشف ساختار دي ان اي
فرانسيس كريك انگليسي و همكار آمريكايي او جيمز واتسن در سال 1935 موفق به يكي از بزرگترين كشف‌هاي تاريخ علم بشر شدند. آنها توانستند ساختار مولكولي دي ان اي را به درستي رمز گشايي كنند. البته آنها نمي توانستند بدون دانشمند انگليسي ديگري به نام رزاليند فرانكلين كه تصاوير اشعه ايكس او به آنها كمك كرد ساختمان نردباني شكل و درهم پيچيده دي ان اي را كشف كنند.واتسن بدون آگاهي رزاليند و به صورت اتفاقي توسط اشعه ايكس او توانست اين ساختار را مشاهده كند. فرانكلين كه براي دريافت تصاوير اشعه ايكس خود را در معرض سطح خطرناكي از اشعه ايكس قرار داد، در سال 1958و در سن 37سالگي بر اثر سرطان در گذشت. همكار او مريس ويلكينز هم كه در جايزه نوبل پزشكي سال 1962 با واتسن و كريك شريك بود به همين سرنوشت دچار شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت   توسط صبا  | 

بنویس تا جوان بمانی

فاطمه مرنیسی می گوید بنویسید تا جوان بمانید: از فردا شروع کنید. کرم مرطوب کننده را به دور بیندازید، ساعتی زودتر از خواب بلند شوید و با مدادی در دست در برابر کاغذی بنشینید و صبورانه مشغول شوید. با صبر فراوان. ناگهان اتفاق خواهد افتاد. صفحه کاغذ جان می گیرد و مغزتان به کار می افتد، بدنتان انرژی می گیرد و با افکارتان پیش خواهد رفت. از من بشنوید: نوشتن بهترین درمان هر درد و بحران و هر چین و چروکی است. تنها کاری که از عهده نوشتن بر نمی آید جلوگیری از سفید شدن موست. برای این باید حنا استفاده کنید....

اما یاد بگیرید روزی یک ساعت بنویسید. هر چیزی که به فکرتان می رسد. حتی می توانید به اداره برق نامه بنویسید و بگوید که چراغ برق روبروی خانه تان سوخته است. نمی توانید تصور کنید نوشتن چه تاثیری بر پوستتان خواهد داشت: چین و چروکهای کنار لبتان و اخم بین ابرویتان کم کم از بین خواهد رفت؛ چشم هایتان باز تر خواهد شد و با تمام اینها آرامش درونی خواهد آمد.

در کشور های عربی (ایران جا نماند، مترجم) نوشتن ارزانترین و عمیق ترین نوع کشیدن پوست است. چون در این کشورها همه چیز از رژیم سیاسی گرفته تا آلودگی های ایدئولوژیک و فضای اقتصادی همه دست به دست هم می دهند تا زن را قبل ازاین که زمانش برسد پیر کنند. هفته ای یک بار به او یک شوک عصبی می دهند و ماهی یک بارباعث یک حمله قلبی می شوند. همه با هم کاری می کنند که از بیست و پنج سالگی موهایش سفید شود و بعد از بیست سالگی حداقل سالی پنج چین و چروک به چین هایش اضافه شود.

می پرسید چگونه می توان هیولاهای اطرافمان را که احتمالا به شکل دوست و همکار و خادمین و غیره هستند را وادار به خواندن نوشته های خود کنیم؟ خوب نوشتن از هر معجون جوانی کارساز تر است، چون باید اول خودمان را تغییر دهیم. جلب توجه دیگران اغلب تنها از طریق این تغییر و تحول است که صورت می گیرد. برای مثال باید باور کنیم که آنچه که می نویسیم مهم است و هر قدر هم که فکر کنید که آسیب پذیر و نا امن و شکننده باشید اما باید باور کنید که درون تان احتمالا یک شعله ای می سوزد که می ارزد به آن نگاه کنیم. اگر می خواهید که آدم ها دیگر هیولا نباشند وبه محض این که دهانتان را بازمی کنید تا مسئله جالب و مسلما استثنائی را به زبان آورید به شما حمله نکنند؛ باید یاد بگیرید در وضعیت یک بوکسر قرار بگیرید. سالها طول کشید تا من یاد گرفتم...

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت   توسط صبا  | 

مراقب علائم اعتیاد به تلفن همراه باشید

روان‌شناسان معتقدند در اغلب موارد استفاده از تلفن همراه غیرضروری است و افرادی كه دائم تلفن همراه خود را برای كسب اطلاع از دریافت پیام جدید چك می‌كنند و یا گفتگوی ضبط شده تلفن همراه خود را بار‌ها و بار‌ها گوش می‌كنند، نخستین علائم اعتیاد و وابستگی به تلفن همراه را نشان می‌دهند. این محققان معتقدند: اگر چه تلفن همراه ابتدا تنها به عنوان یک وسیله ارتباطی بکار گرفته می‌شود، اما برخی از مشتركان تلفن همراه كم‌كم چنان به آن وابسته می‌شوند که تصور می‌کنند بدون این وسیله زندگی غیرممكن است. البته این وابستگی، زمانی مشكل‌ساز می‌شود كه نبود تلفن همراه، عصبیت و یا افسردگی ایجاد کند.  

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط معاون وبلاگ  | 

گزارش تصویری / تجمع دانشجویان دانشگاههای تهران در اعتراض به توهین یک استاد به دانشجوی محجبه -1
تعدادی از دانشجویان دانشگاههای تهران در اعتراض به اقدام یک استاد دانشگاه که روز گذشته به دانشجوی دختر محجبه توهین کرده بود مقابل درب اصلی دانشگاه تجمع کردند.

عکس / رئوف محسنی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ریحانه  | 

تلويزيون نردبان كلا‌هبرداران شد ! (اینم از تلویزیون داخلی)

اعتماد ملي: افرادي كه از طريق يك برنامه تلويزيوني از صدها هزار نفر كلا‌هبرداري كرده‌اند، با گذشت چندين ماه آزادانه به فعاليت مجرمانه خود ادامه مي‌دهند.

چند ماه پيش هنگامي كه يكي از مجريان تلويزيون در برنامه <وقت مسابقه> يك سي‌دي را نشان مي‌داد و با شور و حال از بيننده‌ها مي‌خواست آن را بخرند، كسي باور نمي‌كرد رسانه ملي ناخواسته با كلا‌هبرداران همكاري مي‌كند. <وقت مسابقه> كه از شبكه 3 تلويزيون پخش مي‌شد، طرفداران زيادي داشت. مجري اين مسابقه به بينندگان وعده مي‌داد كه هر كس اين سي‌دي را از فلا‌ن شركت بخرد، در قرعه‌كشي بزرگي شركت داده مي‌شود. اتومبيل ماكسيما، سكه طلا‌ و جوايز فريبنده ديگر سبب شد ظرف چند ماه چند صد هزار نفر اقدام به خريد سي‌دي كرده و روزبه‌روز بر موجودي حسابي كه مجري برنامه شماره آن را اعلا‌م مي‌كرد، بيفزايند.

اسم اين سي‌دي <مرز پرگوهر> و محتواي آن ايرانشناسي بود. آن‌طور كه به نظر مي‌رسد، محتواي سي‌دي براي بيشتر خريداران اهميتي نداشت بلكه هدف آنها شركت در قرعه‌كشي بود. به همين دليل بسياري از آنها براي اينكه شانس‌شان در اين مسابقه بخت‌آزمايي بالا‌ رود و به اتومبيل رويايي خود چند قدم نزديك‌تر شوند، حتي اقدام به خريد 200 حلقه سي‌دي كردند. تعداد كمي از خريداران، سي‌دي‌هاي خود را دريافت كردند ولي اكثر آنها در مقابل پولي كه پرداخت كرده بودند چيزي به دست‌شان نرسيد و از قرعه‌كشي و ماكسيما هم خبري نشد.

كم‌كم خطوط تلفن روابط عمومي شبكه 3 صدايشان بالا‌ رفت و اعتراض هزاران نفر اين شبكه را فراگرفت و مسوولا‌ن سازمان هيچ جواب قانع‌كننده‌اي براي خريداران سي‌دي، كه از اين به بعد بهتر است به آنها مالباختگان بگوييم، نداشتند.

چندين ماه به همين منوال گذشت و بيننده‌هايي كه كلا‌ه گشادي سرشان رفته بود، دست‌بردار نبودند. آنها خبر نداشتند اين كلا‌ه گشاد سر تلويزيون هم رفته و <مرتضي ع.> و <عليرضا ع.> با فريب مسوولا‌ن سازمان صدا و سيما مبلغ هنگفتي را هم از اين سازمان كلا‌هبرداري كرده‌اند.

مقصر سازمان است نه شبكه

در اين پرونده نكات عجيبي وجود دارد و به همين دليل با مدير شبكه 3 سيما تماس گرفتم تا به برخي سوالا‌ت بيننده‌هاي مالباخته پاسخ داده شود.

<علي‌اصغر پورمحمدي> در رابطه با موضوع پيش‌آمده چنين گفت: <شركت سيماسازان صنعت با صداوسيما قرارداد بسته و به قراردادش عمل نكرده است. آنها پول زيادي از مردم دريافت كردند ولي براي خريداران سي‌دي نفرستادند و به وعده‌شان در مورد قرعه‌كشي هم عمل نكردند.> او ادامه داد: <در پي اين موضوع، آقاي ضرغامي دستور پيگيري داد و جلسات متعددي هم در اين رابطه در سازمان برگزار شد.> با اين جلسات مكرر و متعدد، چه نتيجه‌اي حاصل شد و سرانجام مشخص شد چه كسي مقصر بوده است؟ مدير شبكه 3 تلويزيون در پاسخ به اين سوال گفت: <شركت صوتي و تصويري سروش به دليل اينكه معرف اين افراد كلا‌هبردار بوده، مقصر شناخته شد و قرار است به تعهدات شركت آنها عمل كند.> با بي‌توجهي صدا و سيما يك كلا‌هبرداري ميلياردي رخ داد كه به غير از خريداران سي‌دي و سازمان، افراد ديگري دچار ضرر مالي شدند. اين گروه سوم شركت‌هايي بودند كه به اعتبار صدا و سيما با شركت <سيماسازان صنعت> قرارداد بسته و كارهايي مثل چاپ، رايت و بسته‌بندي سي‌دي‌هاي آنها را انجام دادند و در قبال انجام اين خدمات چك‌هاي بي‌محل دريافت كرده‌اند. مدير شبكه 3 تلويزيون مسووليت ضرر مالي اين گروه را نپذيرفت و در اين باره گفت: <اين اشخاص خودشان مستقيم با شركت‌سيماسازان صنعت قرارداد بستند و صدا و سيما در اين ميان نقشي نداشته است اما اين موضوع را قبول دارم كه سازمان بايد تضمين‌هاي بيشتري را از چنين اشخاصي بگيرد و در اين رابطه سختگيري بيشتري اعمال كند.> ‌پورمحمدي در مورد تلا‌ش سازمان براي جبران ضررهاي تحميل شده به مردم عنوان كرد: <مردم در اين رابطه خيلي ضرر كرده‌اند. حتي افرادي بودند كه بخش زيادي از دارايي خود را به اميد برنده شدن در قرعه‌كشي صرف خريد تعداد زيادي سي‌دي كرده‌اند. ما هم در اين مورد بي‌تفاوت نيستيم و تا الا‌ن براي تعداد زيادي از مالباختگان، سي‌دي ارسال كرده‌ايم و در حال حاضر 15 هزار نفر باقي‌مانده‌اند. هزينه بالا‌ست و شبكه نمي‌تواند يكجا آن را متقبل شود. ‌

نقشه كلا‌هبرداران براي آموزش و پرورش

شبكه 3 سيما پس از اينكه فهميد طرف قراردادش كلا‌هبردارند، از طريق اداره كل حقوقي سازمان صدا و سيما از اين افراد شكايت كرد ولي اين شكايت بعد از چند ماه هنوز هيچ نتيجه‌اي در بر نداشته است. جالب اينكه متهمان اين كلا‌هبرداري ميلياردي فراري نيستند بلكه مشغول ادامه فعاليت‌هاي مجرمانه خود هستند و اين بار به وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي ديگر هجوم برده‌اند. ‌<اين افراد كلا‌هبردار به هيچ‌وجه فراري نيستند. آنها هر دو هفته يك بار با ما تماس مي‌گيرند و مي‌گويند با آموزش و پرورش قراردادي بستيم و پس از اطمينان اين كار، خسارتي را كه به سازمان صدا و سيما زده‌ايم، جبران خواهيم كرد...> ‌

دريغ از يك عذرخواهي كوچك

چرا پس از گذشت اين مدت، شبكه 3 موضوع كلا‌هبرداري را براي بينندگان خود توضيح نداده و از آنها عذرخواهي نكرده است؟! صدا و سيما (از نگاه خوشبينانه) در اين اتفاق كم‌توجهي و سهل‌انگاري كرده است. آيا بهتر نبود بينندگان از موضوع باخبر مي‌شدند و از طريق رسانه ملي به آنها توضيح داده مي‌شد كه موضوع از اين قرار بوده و ما در تلا‌ش هستيم خسارت وارده به شما را جبران كنيم؟ پورمحمدي در مواجهه با اين سوال فقط سكوت كرد.
www.roozna.com
// روزنامه - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط نسیم  | 

چت ایرانی!!!

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟دختر‌: تهران/ نازنين/ ۲۲پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.دختر: مرسی! شما مجردين؟پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT آمريکا دارم. شما چی؟دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.پسر: wow چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چی؟دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟پسر: خيابون دربند. شما چی؟دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟دختر: اسم فاميلی شما چيه؟پسر: من؟ حسينی! چطور!؟دختر: چی؟ وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ي خونه رو بدی! مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه می دونين...........دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدمای توی چت ميدی؟ می دونم به فريده چی بگم!پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. پسر: باشه عمه ملوک! بای......

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط نسیم  | 

۷قلوی الجزايري،۶دخترزنده!

در يك اتفاق نادر، يك زن بيست و هفت ساله الجزايري، هفت قلو بدنيا آورد.

به گزارش ايرنا، اين زن، ساكن يكي از مناطق كوهستاني در شرق الجزاير است، كه پس از سه سال نازايي وضع حمل كرد.

پزشك معالج اين بيمار، روز پنجشنبه به راديوي الجزاير گفت: قلوي پسر، بلافاصله پس از تولد جان سپرد، اما شش قلوي ديگر كه دختر هستند، حالشان خوب است و بين ‪ ۷۰۰‬تا ‪ ۱/۳‬كيلوگرم وزن دارند.

وي، پديده چند قلو زايي را نادر خواند و گفت كه هر سال در جهان، تنها ‪ ۱۰‬مورد پنج تا شش قلوزايي به ثبت مي‌رسد.

تعداد نوزادن چند قلو در الجزاير، طي دهه‌هاي اخير از چهار قلو بيشتر نبوده است.

الجزاير با بيش از دو ميليون و ‪ ۳۸۱‬هزار مترمربع وسعت و ‪ ۳۵‬ميليون نفر جمعيت، در جنوب درياي مديترانه قرار دارد.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط نسیم  | 

علم، ارزان‌ترين كالاي ايراني

روبات - عميد نمازي‌خواه:
فکر می‌کنید امسال مقام می‌آورید؟ این سؤال را سال پیش از تیم اعزامی‌ روباتیک دانشگاه صنعتي شریف به مسابقات جهانی آلمان کردیم و چنین پاسخی شنیدیم:

«ما مطمئنیم که مقام می‌آوریم ولی بعدش چی؟» دو سال قبل از آن هم همین سؤال را از تیم اعزامی ‌روباتیک دانشگاه امیرکبیر پرسیدیم جالب است که آن‌ها هم گفتند: «یا اول می‌شویم یا دوم ولی بعدش چی؟» هر دو تیم هم مقام آوردند ولی بعد از آن ما هم یادمان رفت که از آن‌ها بپرسیم بعدش چی شد.

همه می‌دانند که ایران پر از استعداد است، اما آیا از این استعدادها استفاده صحیح می‌شود؟ برای اثبات گوشه‌ای از این استعدادها بیایید تنها نگاهی به کلکسیون زیبای یکی از دانشگاه‌های ایران در مسابقات جهانی روبوکاپ بیندازیم. قهرمان جهانی در مسابقات روبوکاپ آلمان 2006 (تیم روبات امدادگر)، قهرمان جهان در مسابقات آلمان 2006 (تیم شبیه‌ساز مربی)، نایب قهرمانی در آلمان سال 2006 (تیم روباتهای فوتبالیست)، قهرمانی جهان در مسابقات آزاد آلمان 2005 (تیم روبات امدادگر)، قهرمانی جهان در مسابقات روبوکاپ پرتغال 2004 (تیم شبیه‌ساز مربی فوتبال)، نایب قهرمانی جهان در مسابقات نیوزیلند 2004 (تیم شبیه‌ساز امدادگر)، مقام سوم جهانی در مسابقات روبوکاپ ایتالیا 2003 (تیم شبیه‌ساز فوتبال)، مقام چهارم جهانی در مسابقات روبوکاپ ژاپن 2005 (تیم شبیه‌ساز امدادگر)، مقام چهارم جهانی در مسابقات روبوکاپ ژاپن 2004 (تیم شبیه‌ساز امدادگر)، مقام پنجم در مسابقات روبوکاپ ژاپن 2005 (تیم روبات امدادگر). بله این مقام‌ها فقط برای دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد قزوین است و اگر لیست مقام‌های جهانی دانشگاه‌های دیگر هم به آن اضافه شود شاید بتوان ایران را از پرافتخارترین تیم‌های روبوکاپ دنیا دانست.

دانشجویان ایرانی با وجود تمامی‌ مشکلات و امکانات محدودی که دارند همواره در صدر مقام‌های جهانی هستند و همه آن‌ها گله‌مند از صاحبان صنعت در ایران. آن‌ها می‌خواهند به ایران خدمت کنند و دانش و استعدادشان را در اختیار ملت‌شان بگذارند، ولی هیچ سازمان یا ارگانی نیست که دست آن‌ها را در دست صنعت بگذارد. پاسخ دانشجویان و گفتن «بعدش چی» هم به همین خاطر است.

بسیاری از مدال‌آوران ایرانی در مسابقات علمی ‌جهان جذب دانشگاه‌های خارج از کشور می‌شوند و ضرب‌المثل به نام ایران و به کام ... به‌وضوح محقق می‌شود و ما هنوز پس از سال‌ها به دنبال دلیل فرار مغزها هستیم.

یکی دیگر از نکاتی که در مقام‌های جهانی ایرانیان دیده می‌شود، رتبه‌های متعدد آنها در لیگ‌های شبیه‌سازی است. می‌دانید چرا؟ زیرا شرکت در لیگ‌های شبیه‌سازی بسیار کم‌هزینه است و تیم‌های دانشجویی و یا دانش‌آموزی ما که هیچ حامی‌ مالی و یا حتی توانایی خرید قطعات را هم ندارند، بهترین راهشان شرکت در کم‌هزینه‌ترین لیگ است و یا بهتر است بگوییم انتخاب دیگری به‌جز شرکت در چنین لیگ‌هایی ندارند.

برای یافتن جواب سؤال «بعدش چی» دانشجویان و دلیل عدم حضور شرکت‌ها به عنوان اسپانسر تیم‌ها به دکتر موسی خانی رئیس دومین دوره مسابقات بین‌المللی آزاد ربوکاپ ایران رجوع کردیم تا شاید مدخلی برای کم کردن فاصله و یا پیوند هرچه بیشتر صنعت و دانشگاه پیدا کنیم.

***

* مسابقات آزاد روبوکاپ امسال را نسبت به مسابقات سال گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مسابقات امسال از نظر کیفی و کمی‌ نسبت به سال گذشته پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته؛ به صورتی که ما 400 درصد رشد در تعداد شرکت کنندگان داشتیم و اصولاً وقتی تعداد تیم‌ها بیشتر شوند کیفیت مسابقات نیز بالاتر می‌رود.

خوشبختانه امسال در بخش سخت‌افزاری نیز با وجود تمامی ‌موانع و مشکلاتی که برای ورود قطعات و غیره در کشور داریم، مشاهده می‌کنیم که هم در بخش روبات‌های انسان‌نما، روبات‌های فوتبالیست، روبات‌های امدادگر و روبات‌های خانگی تیم‌های خوبی شرکت کرده و در کل کیفیت مسابقات را ناظران خارجی که در اینجا حضور دارند بسیار خوب ارزیابی کرده‌اند.

* در سال 1384 و سال پیش با تیم‌های روباتیک اعزامی‌ به مسابقات خارج از کشور مصاحبه‌ای داشتیم که هر دو از یک مساله گله می‌کردند که شاید در یک نگاه کلان، بتوان این نگرانی را از فاصله میان صنعت و دانشگاه دانست.
بگذارید سؤال را این‌گونه بیان کنیم که برای افراد برتر این نمایشگاه به‌جز کسب مدال و لوح، برنامه دیگر یا دعوت به همکاری در یک پروژه صنعتی می‌شود؟

این امر رسالتی را به دوش مطبوعات و صدا و سیما می‌گذارد. در هر صورت اینجا مکانی برای عرضه فناوری‌هاست و برای خودش یک بازار تکنولوژی(Techno Market) است به شرطی که صاحبان صنعت در آن حضور یابند و ببینند و به دانشجویان ما اعتماد بکنند.

فارغ‌التحصیلانی که از دانشگاه‌های ما در مسابقات خارجی شرکت می‌کنند، شرکت‌هایی مانند فیلیپس، هوندا و ... آنها را به سرعت جذب می‌کنند و این مساله نشان می‌دهد که توانایی‌های بسیاری در ایران هست و آنها می‌دانند که چه چیزی را باید شکار کنند. ما هم همواره از طریق رسانه‌ها از گروه‌های تحقیقاتی و صنعتی دعوت کرده‌ایم تا در مسابقات حضور داشته باشند و نتایج کار جوانان ایرانی را از نزدیک ببینند.

* چرا مسئولان سازمانی تشکیل نمی‌دهند تا تیم‌ها و یا دانشجویان برگزیده و با استعداد را به بخش‌های گسترش و توسعه صنعتی (R&D) معرفی کنند؟

پیشنهاد خوبی است، البته دفاتر ارتباط با صنایع دانشگاه‌ها این نقش را به عهده دارند و می‌توان گفت که در واقع پلی بین دانشگاه و صنعت هستند.

ما پیشنهاد تأسیس کلینیک‌های صنعتی را عنوان کرده‌ایم؛ به این صورت که در شهرک‌های صنعتی، کلینیک‌هایي باشند تا صنعت مشکلاتش را در آنجا طرح کند و این کلینیک‌ها که اداره کردنشان به عهده دانشگاه‌هاست با استفاده از دانشجویان به رفع این مشکلات بپردازند تا صنعت و دانشگاه به یکدیگر نزدیک‌تر شوند و بسیاری از کارها را به صورت تعاملی انجام دهند.

* مشکل دیگری که تیم‌های روباتیک در ایران داشته‌اند عدم وجود حامی ‌مالی (اسپانسر) بوده و شاید به همین دلیل است که بیشترین مقام‌های جهانی ایران در گروه‌های شبیه‌سازی بوده زیرا تیم‌های شبیه‌سازی بسیار کم‌هزینه‌تر از تیم‌های ساخت روبات است؟

مساله اسپانسرشیپ یا حمایت‌های مالی مساله بسیار مهمی‌ است. من در مراسم افتتاحیه هم به این موضوع اشاره کردم و از مسئولان کشوری و صاحبان صنایع خواستم تا به کار این فرهیختگان اعتماد و از آن‌ها حمایت کنند.

به هر ترتیب صنعتی که میلیاردها تومان براي اداره خودش هزینه می‌کند من فکر نمی‌کنم که حمایت از یک تیم دانشجویی و یا دانش‌آموزی آن هم در رقم‌های بسیار پایین برایشان کار سختی باشد و قطعاً نتیجه آن را هم خود صنعت بهره‌برداری می‌کند.

بسیاری از دانشگاه‌های خارج از کشور را کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگ حمایت می‌کنند. در ایران نیز شرکت‌های بزرگی وجود دارند که از عهده این کار برمی‌آیند و بعد از آن هم خودشان سود می‌برند و می‌توانند از این استعدادها استفاده کنند گرچه این مساله از نقش حمایتی دولت و مسئولان کم نمی‌کند.

هم‌اکنون تمام شرکت‌های بزرگ ما حامی‌ تیم‌های ورزشی هستند و میلیاردها تومان هزینه می‌کنند و قراردادهای چند صد میلیون تومانی با بازیکنان می‌بندند، چرا از دانشگاه‌ها و یا متخصصان حمایت نمی‌کنند.

* رقم‌های حمایت‌های علمی ‌هم احتمالاً بسیار پایین‌تر از حمایت‌های ورزشی است؟

بله. بسیار پایین‌تر. الآن ارزان‌ترین کالای ایران علم است. در دانشگاه‌های ما با ساعتی 5 هزار تومان علم به فروش می‌رود. شما چه کالایی را ارزان‌تر از این سراغ دارید؟

* باز هم اقامه به صحبت‌هایی که با تیم‌های ملی روباتیک ایران داشتیم؛ اظهار می‌کردند که پیوستگی در بین تیم‌ها و دانشجویان ایرانی وجود ندارد.
به عنوان مثال در سال گذشته یک تیم در مسابقات جهانی شرکت کرده بود که از سه کشور اسپانیا، ایتالیا و سوئد تشکیل شده بود.
در صورتی که تیم‌های دانشگا‌ه‌های ایران که در مسابقات شرکت می‌کنند یکدیگر را نمی‌شناسند و نمی‌توانند از تجربیات هم بهره‌مند شوند. این مشکل را به چه صورت می‌توان حل کرد؟

یکی از اهداف برگزاری این مسابقات آشنا شدن این تیم‌ها با یکدیگر است و ایجاد یک رقابت سالم میان آنها و نتیجه آن هم محسوس است و ما می‌بینیم که بسیاری از گروه‌‌ها در تعاملات علمی‌ مختلف به یکدیگر کمک می‌کنند.

* ایران پیشنهاد میزبانی مسابقات جهانی ربوکاپ را به فدراسیون جهانی داده است. شما پتانسیل ایران را برای برگزاری مسابقات چگونه می‌بینید؟

ما پيش‌برنامه‌اي را برای فدراسیون جهانی تهیه و ارسال کردیم که آنها شرط میزبانی را منوط به برگزاری مسابقات آزاد ربوکاپ در ایران با کیفیت بالا قرار داده‌اند و به همین خاطر ناظرانی را فرستاده‌اند تا گزارشی تهیه کرده و تحویل فدراسون دهند و اگر توانمندی ما را تأیید کنند ما می‌توانیم برای سال 2010 یا 2011 میزبانی مسابقات جهانی ربوکاپ را داشته باشیم.

***

ما هم امیدواریم که ایران میزبان مسابقات جهانی ربوکاپ سال 2010 باشد و دیگر از دانشجویان ایرانی سخن «ما مطمئنیم که مقام می‌آوریم ولی بعدش چی» را نشنویم و مطمئن به ادامه راه مقدسشان در ایران باشیم.

پیشینه سالیانه مسابقات ربوکاپ

1992: گروهی از محققین ژاپنی کارگاه آموزشی را در زمینه هوش و موضوعات هوش مصنوعی در توکیو تشکیل دادند.
1993: همان گروه تصمیم گرفتند تا مسابقات روباتیکی راه بیندازند که به صورت آزمایشی آن را leage-robot j نامیدند.
1995: اطلاعیه‌ای مبنی بر تشکیل اولین کنفرانس‌ها و مسابقات جهانی فوتبال روباتها در جریان کنفرانس مشترک بین‌المللی هوش مصنوعی منتشر شد.
1997: اولین مسابقات و کنفرانس جهانی ربوکاپ در شهر ناگویا ژاپن برگزار شد. در این دوره 40 تیم از 11 کشور شرکت کردند.
1998: دومین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر پاریس برگزار شد. در این دوره 81 تیم از 19 کشور شرکت داشتند.
1999: سومین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر استکهلم سوئد برگزار شد. در این دوره 85 تیم از 23 کشور شرکت داشتند.
2000: چهارمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر ملبورن استرالیا برگزار شد. در این دوره 110 تیم از 19 کشور حضور داشتند.
2001: پنجمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر سیاتل آمریکا برگزار شد. در این دوره 138 تیم از 22 کشور حضور داشتند.
2002: ششمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر فوکواکا و بوسان ژاپن و کره جنوبی برگزار شد.
2003: هفتمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر پادوا ایتالیا برگزار شد. در این دوره 227 تیم از 34 کشور حضور داشتند.
2004: هشتمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر لیسبون پرتغال برگزار شد. در این دوره 359 تیم از 35 کشور حضور داشتند.
2005: نهمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر ازاکا ژاپن برگزار شد. در این دوره 419 تیم از 35 کشور حضور داشتند.
2006: دهمین دوره مسابقات جهانی ربوکاپ در شهر برمن آلمان برگزار شد. در این دوره 440 تیم از 35 کشور حضور داشتند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت   توسط صبا  | 

نوروز ، عید مجوس!!!

سلام
داشتم مطالب ويلاگ رو نگاهي ميكردم و نظرات رو ميخوندم كه با نظر زير در پست "چو ایران نباشد تن من مباد.(این بار فیلم300) بمب گوگلی از ایرانیان" مواجه شدم :

"بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین
افسوس به حال کسانی که تعالیم اسلام را رها ساختند و دنباله روی کسانی گشتند که در کفر و شرک و ضلالت به ساخت افسانه ها و باورهای دروغین روی آوردند و آنچه را که در اسلام از اعیاد و مناسک داشتند گذاشتند و به برپایی رسوم غلط چنین کسانی در بزرگداشت نوروز، این عید مجوسی همت گماردند . باشد که روزی از کلام الله و سنت رسولش سؤال شوند که چرا آنها را پشت سر انداختند و به اعمال مشرکین شتافتند ."

در قسمت وبسايت لينك زير قرار داشت : http://nazaratdini.maktoobblog.com/

سري به اين وبلاگ زدم تا ببينم دنيا دست كي هست. ولي انگار ....
لطفا حتما به اين وبلاگ سر بزنيد و خودتون جاي خالي رو پر كنيد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت   توسط صبا  | 

آیا جوانان ايرانی دنباله رو مد لباس هستند؟

 
 
یک دختر و پسر در تهران
برخی از مردم، پیروی از مد را در تضاد با ارزش های مذهبی جامعه تلقی می کنند
"من، شخصا دنبال مد نيستم، چون دوست ندارم شبيه ديگران باشم. برای همين هم تمام لباسهايم مارک دار هستند؛ البته از هر مارکی هم خريد نمی کنم. ترجيح می دهم به جای جيوردانو و بوسينی، از بنتون يا ورساچه خريد کنم."

"ماه پيش يک پالتو پوست منگو خريدم ، چون به نظرم خوشگل آمد و فکر کردم که می ارزيد؛ قيمتش شد يک ميليون تومان."

اين ها را اردشير، جوان ۲۴ ساله، ساکن جردن می گويد. تعريف او از مد، هر چيزی است که همه گير شده، برای همين ترجيح می دهد، تک پوش باشد. اما اين تعريف برای همه یکسان نیست و به همین خاطر گروهی از جوانان ايرانی با مد زندگی می کنند، عده ای تلاش می کنند مطابق آن باشند و برخی ديگر از آن دوری می کنند.

مريم، دختر بيست ساله ساکن محدوده ميدان فاطمی، درباره اين که مد از کجا شروع می شود و چطور رواج پیدا می کند، معتقد است: "مد ها در ايران،‌ هميشه از طريق ماهواره و برنامه های تلويزيونی آنها، رواج داده می شوند. بعد مغازه دارها و توليدی ها دنبال اين طرح ها می روند و تا جايی که بتوانند آنها را پياده می کنند،‌ يعنی تا جايی که صدای اکثريت جامعه بلند نشود."

او در ادامه تاکيد می کند :"بعد از رواج اوليه مد، آن قدر اين نوع لباس ها در جامعه زياد می شود که اکثر مردم مجبور می شوند از آنها استفاده کنند. مثلا من خودم، هميشه وقتی می خواهم لباس بخرم، دچار مشکل می شوم."

اردشير هم فکر می کند مد از طريق کمپانی های بزرگ مطرح می شود و می گويد: "اين مدها، همان لباس هايی است که کانال های fashion نشان می دهند. کم کم طراح های ديگر هم از آنها کپی برداری می کنند و مدها به وجود می آيند."

اما برخی نيز مخالف این نظریه اند که مد از طريق ماهواره ها يا به طور کلی از خارج مرزها، وارد ايران می شود. ياسمن، دانشجوی ۲۲ ساله ساکن سعادت آباد، درباره نحوه رواج مد در ايران عقيده دارد: "در ايران مد با اروپا و آمريکا تفاوت دارد. در اينجا، خود جوانها هستند که از يک سبک خاص شروع می کنند و آن قدر آن را رواج می دهند تا همه به همان شکل لباس می پوشند. اما مد در اروپا و آمريکا، از طريق کمپانی های بزرگ و طرحی که آن ها می دهند و نمايشگاه های سالانه ای که برگزار می کنند، شروع می شود."

مهری، محصل ۱۵ ساله ساکن نارمک، با اين که اعتقاد ندارد مد لباس در ايران، از خارج کشور وارد جامعه می شود، اما تاثير ماهواره را کم نمی داند: "يکی از دوستانم می گفت وقتی در آرايشگاه بوده، همه از يک مدل خاص مو حرف می زدند که در ماهواره تبليغ شده بود. ولی چون مارک های لباسی که در ماهواره مطرح می شود، خيلی گران است، تاثير پذيری جامعه از مد لباس ماهواره کمتر است."

شیرین جوان هفده ساله ساکن میدان بهارستان با اینکه خودش ماهواره ندارد، مد ها را از آنچه شنیده یا در خانه اقوامش دیده، به کانال های ماهواره ای نسبت می دهد.

سیروس هم که ساکن خیابان نواب است، روند رواج مد در تهران را این طور توصیف می کند: "تولیدی ها دنباله روی ماهواره ها هستند. مغازه ها هم که فقط به فکر فروش خودشان هستند، این اجناس را می آورند و جوان ها هم استفاده می کنند."

کدام مارک، چه کسانی ، کجا؟

دو دختر در تهران
معمولا کسانی که دنبال مد هستند، نسبت به سايرين هزينه بیشتری برای لباسشان می پردازند

مدها، علاوه بر طرح های متفاوت، بر اساس مارک های مهم نيز شناخته می شوند. برای برخی حتی اين که لباس را از کجا خريده اند نیز اهمیت دارد.

مريم، که به گفته خودش، مارک های معروف لباس را خيلی نمی شناسد، درباره کسانی که از مد پيروی می کنند معتقد است: "به نظرمن کسانی که دنبال مد هستند، عقلشان به چشمشان است و فقط می خواهند با ظاهرشان مطرح شوند. مد برای کسانی مهم است که چيزی برای عرضه به جامعه ندارند."

او درباره خودش می گويد: "من نه اون قدر پول دارم که خرج لباس کنم، نه دوست دارم جلف و انگشت نما باشم."

اردشير، مارک های خوب لباس را بنتون، ورساچه، باس، زارا، شانل و منگو معرفی می کند و می گويد: "قيمت ها، بستگی به مارکی که انتخاب می کنی و اينکه از کجا بخری دارد."

او در حالی که معتقد است "مغازه های کوچک، دنباله روی شرکت های بزرگ" هستند، درباره پاساژهای بزرگ و تاثير گذار در تهران می گويد: "در جامعه ما، پاساژ ها، شيک تر از مغازه های کنار خيابان هستند و ويترين هايشان، جذابيت بيشتری دارند."

ياسمن هم پاساژها را در تعيين مسير مد در ايران مهم می داند: "پاساژهايی تعيين کننده ترند که همه جور آدمی از آن ها خريد می کند؛ هم پولدارها، هم کسانی که سطح مالی متوسط دارند."

مهری وقتی می خواهد در مورد مغازه های مهم تاثير گذار در مد حرف بزند، از محله خودشان، نارمک می گويد: "در محل ما، مغازه ها خيلی مهم هستند و معمولا همه از مغازه های کنار خيابان خريد می کنند و داخل پاساژ ها نمی روند، اما در ونک، فرق می کند، همه از پاساژها خريد می کنند."

شیرین، خودش به پیروی از مد علاقه دارد، اما می گوید: "خانواده ام اجازه نمی دهند لباس هایی را که مد شده بپوشم. آن ها می گویند یک دختر خوب باید سنگین باشد و ساده لباس بپوشد." از نظر او، نوع لباس ها و نحوه دوخت آن ها که به عنوان مثال در مانتوهای کوتاه و بلند خودش را نشان می دهد، به عنوان مد لباس مطرح است.

اما سیروس در مورد کسانی که از مد پیروی می کنند نظر متفاوتی دارد: "به نظر من کسانی که دنباله روی مد هستند، آدم های بی فکری هستند. یک نفر نیست به آن ها بگوید تو فردا می خواهی زن بگیری، باید طوری بگردی که زنت ازت حساب ببرد."

گرچه هزينه پيروی از مد، مارک تا مارک و مغازه تا مغازه متفاوت است اما معمولا کسانی که دنبال مد هستند، نسبت به سايرين هزينه های بيشتری برای به روز نگه داشتن پوششان بايد بپردازند. مثلا شلوار جين، مارک ماوی؛ کفش آلستار و روسری تی تی از جمله مارک های معروف و البته گران به شمار می روند. يک روسری تی تی تا ۱۵ هزار تومان يا يک شلوار ماوی ۵۰ هزار تومان قيمت دارند. هزینه لباس های طرح جدید هم بیشتر از لباس های از مد افتاده است.

پدرها مادرها

زنی از مقابل مغازه لباس فروشی عبور می کند
بسیاری، پاساژها را در تعيين مسير مد در ايران مهم می دانند

آنچه در ظاهر جوانان ايرانی ديده می شود، نوعی از پوشش تقريبا مشابه است که می توان نام مد را روی آن گذاشت، اما برخورد خانواده ها با اين پديده، تفاوت های زيادی با يکديگر دارد.

"کسی که عاقل باشد، پولش را خرج لباس و کفش و اينجور چيز ها نمی کند. اما جوان ها، از اينکه دنبال اين چيزها بروند، لذت می برند و از وقت و درس و کار و زندگی می زنند تا يک ربع بيشتر به سر و وضعشان برسند." حسينی که شغل آزاد دارد، با اين که مد را قبول ندارد، با گفتن این نکات، می افزاید: "امروز ديگر نمی توان به بچه ها امر و نهی کرد و در همه چيز نمی شود جلوی آن ها را گرفت."

او درباره نحوه برخوردش با موضوع مد در خانواده خودش می گويد: "اگر نخواهيم همين قدر هم به بچه هايمان آزادی بدهيم که ديگر نمی توانيم کنترل شان کنيم. در جامعه امروز اگر با بچه ات دوست باشی، نتيجه بهتری می گيری. من هم چون در موارد ديگر حرفم را می خوانند، در اين زمينه، آزادشان می گذارم. خوب وقتی هم که بچه ام دلش می خواهد تند و تند کفش و لباس بخرد، مسلما هزينه ها زياد می شود."

خانم عظيمی، کارمند ۵۰ ساله، درحالی که تنوع طلبی را از ويژگی های جوان ها می داند، معتقد است که مد، راه دستيابی به اين نياز است: "مد ابزاری است که به جوان ها اين امکان را می دهد تا در مکانهای عمومی جلب توجه کنند. البته اين، به معنای جلف يا سبک بودن يک دختر يا پسر نيست."

"اگر هم می خواستم در مورد مد، مستقيما مداخله کنم و جلوی شان را بگيرم، نمی توانستم و اين کار فقط فاصله ای را بين من و بچه هايم به وجود می آورد."

او گرچه قبول دارد که به خاطر دنباله روی بچه ها از مد، هزينه سبد خانواده، تا حدی سنگين تر شده، اما می گويد: "ما سعی کرديم که به بچه ها ياد دهيم درست خرج کردن يعنی چی و چطور تعادل را درخواسته هايشان به وجود آورند."

اما همه خانواده ها نسبت به رفتارهای فرزندانشان، با مسامحه برخورد نمی کنند. خانم علوی، خانه دار ۴۸ ساله، يکی از اين افراد است. او نسبت به مد مخالفت جدی دارد: "همه بچه ها اينطور نيستند که به دنبال اين مسائل بروند، معمولا کسانی دنبال مد هستند که از تربيت درستی برخوردار نيستند و نمی توانند تشخيص بدهند که چطور بايد لباس بپوشند."

او درباره کنترل دنباله روی جوان ها از مد، کاملا به ايجاد مانع معتقد است و می گويد: "کنترل بايد باشد، در غير اين صورت ديگر هيچ ارزش پوششی در جامعه باقی نمی ماند. البته امروز اين قدر اين موضوع درجامعه عادی شده، که شما اگر بخواهيد جلوی بچه تان را بگيريد، همه فکر می کنند شما داريد اشتباه می کنيد."

"خلاقیت"

دو پسر در تهران
برنامه های تلویزیونی ماهواره در جهت دهی به مد در ایران موثر است

"بيشتر مدها را خود ما مغازه دارها به وجود می آوريم. بعد از اين که مدل لباسی در غرب توليد شد، اين خلاقيت توليد کننده های ايرانی است که روی آن طرح مانور بدهند و به شکلی درش بياورند که نزديک به خط قرمز فرهنگی جامعه خودمان نباشد."

آرمين، بوتيک دار مستقر در مرکز خريد ونک، با تاکيد بر اين که خودش هم مانند بيشتر همکارانش، وارد کننده است، در مورد تناسب مد های غربی با فرهنگ ايرانی می گويد: "وقتی می روم که جنسی را وارد ايران کنم، چيزی را انتخاب می کنم که در عين مد بودن، برای مردم صرف داشته باشد که برای خريدش، دست توی جيبشان کنند."

در ميان بوتيک دارها هم اتفاق نظری در مورد اين که مدها از کجا شروع می شوند و چگونه در ايران رواج پيدا می کنند وجود ندارد.

محمد علی، که در ميدان محسنی بوتيک دار است، بيشتر، کانال های ماهواره ای را تاثير گذار می داند و می گويد: "کانالهايی را که به وجود آورنده مد هستند، همه می شناسند. در کنار آنها، مارکهای معروف هستند که با هر تغيير فصل، طرح جديدی از لباس را به بازار ارائه می کنند و مجموعه اين ها، مد را به وجود می آورند."

او وظيفه پخش مد در جامعه را بر عهده مغازه دارها و صاحبان بوتيک می داند و معتقد است :"وقتی من ويترين مغازه ام را با يک رنگ يا طرح خاص می چينم، دارم می گويم که اين ها مد شده اند."

فريد که در ميدان ولی عصر مغازه دارد، معتقد است: "مدها معمولا از شمال شهر به وجود می آيند. از روی جنس های خارجی که وارد می شود و بيشترش هم در همان مناطق به فروش می رسد، معلوم می شود که چه چيزی قرار است مد شود. توليدی ها هم از روی آن لباس ها، طرح بر می دارند و عين همان يا شبيه آن را برای ما می فرستند."

محمد علی درباره اهميت پيروی مغازه دارها از مد می گويد: "اگر جنس مغازه مان روی مد سال نباشد، کاملا بازار را از دست می دهيم. لباس، يک جنس مصرفی است که با سليقه کوتاه مدت افراد سر و کار دارد و همه دلشان می خواهد که از بقيه عقب نباشند."

آرمين، هر چند قبول دارد که فروشنده های لباس بايد بر اساس مد حرکت کنند، ولی اضافه می کند: "البته بستگی به کار شما هم دارد. وقتی لباس محلی می فروشيد، اگر روی مد باشيد ديگر شغلتان معنايی ندارد."

فريد حتی روان شناسی قوی را برای يک مغازه دار مهم می داند و می گويد: "بايد بدانيم مردم، کی، چی می خواهند؟"

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت   توسط نسیم  | 

احمدی نژاد فردا به قم می آید!

آشتی‌کنان احمدی‌نژاد با مراجع؟

دسته گل محمدی به شهرقم خوش آمدی!!!

  «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور روز جمعه به قم می‌رود و با مراجع تقلید دیدار می‌کند. اتفاقی که پس از پیغام‌ها و مصاحبه‌های تند و تیز چند ماه اخیر روحانیون بلند پایه عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نزدیکان به مراجع عظام تقلید، اعضای جامعه روحانیت مبارز و حتی برخی نزدیکان و شاگردان «محمد تقی مصباح یزدی» که در محافل خبری و سیاسی اصلی‌ترین ایدئولوگ طیف فکری رئیس جمهور شناخته می‌شود، به وقوع می‌پیوندد.

استادیوم‌ها؛ نقطه آغاز اختلاف
تیره‌شدن روابط فی‌مابین دولت نهم که با پسوند اصولگرایی بر سر کار آمد با مراجع تقلید و اقشار سنتی مذهبی از دستور احمدی‌نژاد به رئیس سازمان تربیت بدنی آغاز شد. دستوری که طی آن رئیس سازمان تربیت بدنی مجاز می‌شد تا برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی به زنان اجازه ورود به استادیوم‌های وزرشی را بدهد.

انتشار این خبر با واکنش شدید مراجع تقلید، روحانیون سنتی و حتی شخص مصباح‌یزدی روبرو شد که به اجماع خواهان باز پس‌گیری این سخنان توسط رئیس جمهور شدند [اینجا] اما این درخواست مراجع و روحانیت با نفوذ نه تنها از سوی دولت اجابت نشد بلکه موضع‌گیری بعدی سخنگوی دولت بر شدت اعتراضات افزود تا اینکه در نهایت و با «بالا گرفتن کار» مقام معظم رهبری راسا وارد عمل شده و به رئیس دولت دستور داده شد تا از فرمان فوق صرف نظر کند.

اما اظهارنظر بعدی «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت در یکی از جلسات مطبوعاتیش، آنگونه که نزدیکان به بیوت مراجع تقلید روایت می‌کنند، هرگز از یاد مراجع خارج نشد: «رئیس جمهور تنها به خاطر فرمان رهبری و به احترام ایشان، دستور خود را پس می‌گیرد».

این ماجرا و پس لرزه‌های‌ آن، اگرچه حوزه‌های علمیه و حتی مراجع تقلید را با یک شوک ناگهانی به علت «نسنجیده رفتار کردن دولت نهم در حوزه مسائل مهمی که بار فقهی و مذهبی دارند» روبرو کرد اما واکنش مراجع به این اقدام هم در زمانی نه چندان طولانی خود را آشکار نمود، آنجا که روحانیون بلند پایه قم، درخواست ملاقات جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی را به علت عضویت محمود احمدی‌نژاد در شورای مرکزی آن نپذیرفتند. [اینجا]

نامه به پاپ و ماجرای رحیم مشاعی
با این حال، مساله فوق آخرین تکه از پازل روابط دولت نهم با مراجع تقلید نبود. «نگارش نامه‌ای از سوی احمدی‌نژاد به پاپ بندیکت شانزدهم که چند هفته پیش از آن، سخنان موهنی درباره پیامبر اسلام (ص) بیان کرده بود و خارج نشدن اسفندیار رحیم مشایی [اینجا] معاون احمدی‌نژاد و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از یک مجلس در کشور ترکیه که قسمتی از آن با اجرای برنامه رقص و آواز همراه بود» کار را به جایی رساند که نه تنها نمایندگان مجلس هفتم که خود جزو اصولگرایان محسوب می‌شوند بلکه روحانیون بلند پایه قم از سخنگوی جامعه مدرسین [اینجا] تا وابستگان طیف فکری نزدیک به رئیس جمهور هم نسبت به «تضعیف جایگاه دولت نهم در اقشار متدین و مذهبی جامعه» هشدار دهند و به صراحت خواهان اصلاح روش‌های نامناسب اعضای دولت برای ارتباط با مراجع تقلید و حوزه‌های علمیه شوند. [اینجا]. مشایی البته قبلاً با گفته هایش درباره حجاب به یک روزنامه ترکی نیز انتقاداتی را در میان مراجع تقلید برانگیخته بود.

با این حال و آنطور که «محسن غرویان» از شاگردان نزدیک به مصباح یزدی و از حامیان احمدی‌نژاد، در مصاحبه‌ای اظهار داشت: حتی این هشدارها هم تغییر رویه چندانی در بی‌تفاوتی دولت به شهر قم ایجاد نکرد. کار به آن‌جا رسید که سه تن از مراجع عظام با تهیه میثاق نامه‌ای مواضعی انتقادی شدیدی را پیرامون دولت نهم اتخاذ کردند و تصمیم گرفتند فرستادگان دولت نهم را به حضور نپذیرند.

آزمون موهن
این روابط آنقدر ادامه یافت تا واقعه «طرح سوالات عجیب و غریب درباره پیامبر اسلام در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان شهرستان‌های استان تهران» پیش آمد. سوال و جواب‌های این امتحان آنقدر موهن و بی‌سابقه بود که به واکنش یکپارچه اما خاموش اکثریت مراجع تقلید و اعتراضات شدید جناح‌های سیاسی از طیف‌های مختلف به دولت و وزیر آموزش و پرورش انجامید.

با این حال، اگرچه پس از آن امتحان، وزیر آموزش و پرورش رسما از مراجع و مردم عذرخواهی کرد و نماینده‌‌ای از سوی خود را برای عذرخواهی به قم فرستاد اما سکوت بعدی رئیس جمهور درباره این اقدام و نیز برخی زمزمه‌ها مبنی بر ناراحتی مراجع تقلید از این مساله که چرا به رغم ناراحتی و گلایه شدید مراجع، وزیر آموزش و پرورش خود شخصا به دیدار ایشان نرفت و نماینده‌ای را به این منظور راهی قم کرد، اوضاع را کماکان بحرانی باقی نگاه داشت. [اینجا]

ارزیابی سخنگوی جامعه مدرسین از سفر احمدی‌نژاد
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان، به جز بی‌تفاوتی ضمنی برخی اعضای دولت نهم به کسب نظر مراجع و دیدگاه‌های آنان در مسائل گوناگون، ضعف مشاوران رئیس جمهور برای ارتباط با مراجع تقلید را یکی از اصلی‌ترین دلایل در بحرانی شدن روابط قم ـ تهران می‌دانند. [اینجا]

بنابراین و با توجه به قطعی شدن سفر احمدی‌نژاد به قم و دیدار وی با مراجع تقلید «آیا این سفر را می‌توان به عنوان اقدام عملی دولت نهم برای بهبود روابط با ایشان تحلیل کرد و مهمتر اینکه آیا این سفر و ملاقات رئیس جمهور با مراجع می‌تواند باعث آفتابی شدن آسمان ابری روابط تهران ـ قم شود؟»

«سید محمدغروی» سخنگوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، امیدوار است تا این اتفاق رخ دهد. وی در گفت‌وگو باخبرنگار سیاسی آفتاب، این سفر و دیدارهای برنامه‌ریزی شده بین رئیس‌جمهور با مراجع تقلید را «فرصتی برای طرح رو در روی مسائل و گلایه‌ها» دانست و گفت: به هر حال مراجع تقلید در بیان گلایه‌ها نظر شخصی خود را مطرح نمی‌کنند بلکه نقطه نظراتی دارند که صحیح بوده و امیدوارم تا برگزاری این جلسات باعث طرح رو در روی این مسائل شود تا اگر شائبه‌ای وجود دارد، برطرف گردد.

سخنگوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اعلام این خبر که «احمدی‌نژاد در سفر خود به قم در جلسه شورای مرکزی این تشکل حاضر خواهد شد» تصریح کرد: گلایه‌ها و نقطه نظرات مراجع و بزرگان حوزه در این دیدارها منتقل می‌شود و آقایان هم توضیح می‌دهند تا انشاءالله تعاملی به وجود آید که مصلحت نظام و دولت در آن باشد.

شهر قم و بیوت مراجع خود را آماده استقبال از رئیس جمهور و هیات همراه او می‌کنند. اما آیا نتیجه نهایی این دیدارها به آشتی کنانی مراجع تقلید با دولت خواهد انجامید یا گلایه‌ها و اعتراضات آنان به دولت نهم که در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است ادامه خواهد یافت؟ به نظر می‌رسد که مراجع از آمادگی لازم برای بخشیدن خظاهای بزرگ دولت نهم برخوردار باشند به این شرط که محمود احمدی‌نژاد علاوه بر طرد نیروهای افراطی موسوم به حامی دولت، زمینه کاهش اعتراضات فراگیر نیروهای مؤثر بر دیدگاه علما در سایر زمینه‌ها را نیز فراهم کند. امری که پذیرش آن حداقل برای نورسیدگان افراطی در عرصه قدرت دشوار خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت   توسط نسیم  | 

تبديل دانشگاه‌ها به سالن مد!

به گزارش خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين محمد محمديان امروز در اجلاس شوراي مركزي دانشگاه آزاد اسلامي، اظهار كرد: دانشگاه‌هاي ما از نقاط چشمگيري برخوردارند و اگر از يك مشكل صحبت مي‌شود به معناي ناديده گرفتن نقاط قوت و زيباييهاي آنها نيست، به عنوان مثال اگر بحث وضعيت اخلاقي در دانشگا‌ه‌ها مطرح مي‌شود، براي پررنگ كردن زيبايي‌ها و نقاط قوت دانشگاه‌هاست.

وي در ادامه با بيان اينكه وضعيت اخلاقي چهره دانشگاهها را مكدر نشان مي‌دهد، اظهار كرد: رييس دانشگاه مسؤوليت همه بخشها را بر عهده دارد و رييس دانشگاه تنها مسؤول آموزش و پژوهش دانشگاه نيست بلكه مسؤول دين و فكر دانشجويان نيز است.

وي با اشاره به تاكيدات مقام معظم رهبري در خصوص توجه به تهاجم فرهنگي، اظهار كرد: آنها فكر مي‌كنند با ترويج فساد و فحشا مي‌توانند ملت ما را از صحنه خارج كنند، در حالي همانطور كه در حوزه نظامي نتوانستند موفق شوند در اين حوزه نيز نمي‌توانند كاري انجام دهند.

وي در ادامه افزود: فضاي عمومي دانشگاه متولي خاصي ندارد كه بايد در اين راستا يك كميته راهبردي در نظر گرفته شود تا مسائل فضاي عمومي دانشگاه را پيگيري كند.

وي با بيان اينكه نقش نيروهاي متدين و با غيرت در دانشگاه‌ها نقض نمي‌شود، تصريح كرد: بايد با تعداد اقليتي كه چهره دانشگاه را كريه مي‌كنند برخورد جدي شود.

رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها با تاكيد بر اينكه شوراي فرهنگي دانشگاه بايد به صورت فعال عمل كند، خاطرنشان كرد: شوراي فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي از نكات مثبتي برخوردار است و فعاليت‌هاي خوبي تا كنون انجام داده است.

وي در ادامه افزود: در دانشگاه‌ها استادان دلسوزي وجود دارند كه مي‌توانند با مشاوره دانشجويان را به سمت‌هاي خوبي هدايت كنند.

وي با بيان اينكه 90 درصد دانشجويان با مشاوره استادان در گام اول تاثير مي‌پذيرند، تصريح كرد: از ميان 100 نفر، با يك يا دو نفر برخورد انضباطي مي‌شود و اكثر افراد با تذكر راه خود را عوض مي‌كنند.

رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها در خاتمه دانشگاه را فضاي مقدس و مركز علم و دانش عنوان كرد و افزود: در دانشگاه‌ ها زحمات بسياري كشيده مي‌شود كه گاهي اوقات از طرف چند نفر فضاي دانشگاه در نظر اذهان عمومي لكه دار مي‌شود كه بايد با آنها برخورد شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت   توسط بی نام 2  | 

«ناصر عبداللهي» را به قتل رسانده‌اند

خبرگزاري فارس: پيكر مرحوم ناصر عبداللهي خواننده جوان كشورمان امروز در حالي از مقابل تالار وحدت تشييع شد كه يكي از سخنرانان در مراسم وي مدعي به قتل رسيدن اين هنرمند شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

غفاریان:هیچ کنترلی بر محتوای sms ها صورت نمي گيرد

 معاون وزیر ارتباطات و رئیس هیات مدیره شرکت مخابرات ایران درباره کنترل و نظارت بر روی محتوای پیام های کوتاه ارسالی توسط مشترکان گفت: هیچ بحثی در شرکت مخابرات ایران جهت کنترل و مطالعه بر روی محتوای پیام های کوتاه وجود ندارد و اصراری هم برای انجام این کار نداریم.

به گزارش خبرنگار فاوانیوز، "وفا غفاریان" صبح امروز در جمع خبرنگاران درخصوص کنترل محتوای پیام های کوتاه تاکید کرد: حتی طرح جلوگیری از SMSهای مخل انتخابات نیز با مخالفت وزارت ارتباطات مواجه شد.
وی اظهار داشت: کاری به محتوای SMSها نداریم و آنها را ذخیره نیز نمی توانیم بکنیم چراکه ذخیره روزانه 28 میلیون SMS امری ناممکن است.
این درحالیست که چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت مخابرات ایران در نشستی به ارایه آماری در زمینه دسته بندی محتواهای ارسالی از سوی مشرکان شبکه تلفن همراه ایران پرداخت و "رستمی" مدیر مرکز پیام کوتاه ام خمینی (ره) در مصاحبه با نشریه ای آماری درخصوص محتوای پیام های کوتاه ارایه کرد.
همچنین سال گذشته نیز وزیر ارتباطات در جمع خبرنگاران از ذخیره سازی پیام های کوتاه خبر داده بود تا در مواقع اضطراری بتوان از آنها استفاده کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت   توسط معاون وبلاگ  | 

از سفر به روستاهاي اردبيل تا امير كبير...

متن نامه ی دانشجویان امیر کبیر به رییس جمهور

بسمه تعالی

جناب آقای محمود احمدی­نژاد

با سلام

حضور شما در پلی­تکنيک روزی خاطره­انگيز برای جامعه پلی­تکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيخته­ی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتن­های مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرين­تر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليت­های خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

۱ لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلی­تکنيک پرسش­گر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک می­کرديد که آمدن به پلی­تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد می­فهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمی­توانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمی­کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می­توانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

۲ترکيب سخنرانان به گونه­ای بود که همگی يا موافق دولت و سياست­های آن بودند و يا از تشکل­های کانون­های فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانون­ها که می­بايست از مشکلات کانون­ها می­گفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نماينده­ای از تشکل­های مخالف سياست­های دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياست­هايش به حساب می­آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلی­تکنيک باشد از شما شنيده نشد و جواب­ها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می­خورد.

۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه می­روند و باز می­گويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کرده­ايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس­جمهور، تعطيلی تشکل­های منتقد، تعليق­ها، توبيخ­ها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبت­نام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيف­های نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانه­ها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

۴ - "شنيدم که عده­ای از دانشجويان می­گويند، عده­ای از دانشجويان سه ستاره شده­اند، آن­ها با اين ستاره­ها ستوان يک شده­اند" جناب رئيس­جمهور نمی­خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. می­دانيم درجه­ها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی­کنيم، اين درجه­ها را به نوچه­های شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستاره­های شما نداريم. بدهيد به آن­ها که برای ستوانی سر و دست می­شکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شده­اند. از شخصی در جايگاه رئيس­جمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغه­های دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

۵ - جناب آقای احمدی­نژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلی­تکنيکی­­ها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقات­ها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زده­ايد که به خدا واگذارتان می­کنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتک­هايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبه­دارش را می­آوريم!

۶گفته­ايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمی­شوند. فقط يک خفاش حرفه­ای می­تواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب می­کنيد. برای پيرزن­های روستاهای دورافتاده که صحبت نمی­کنيد. دانشجويان ديده­اند! چگونه شعور دانشجو را آن­قدر پايين تصور کرده­ايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمی­آورديد.

۷دانشجو با توجه به مؤلفه­های ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمی­شود تمام آرمان­های او را زير پا له کنيد. نمی­شود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمی­شود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آينده­اش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اين­ها از هر دشمنی بی­نيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب می­کنند، شوراهايش را محدود می­کنند، نشرياتش را توقيف می­کنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخی­ها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه می­کنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده­اند تا با شما صحبت کنند و يک شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد. اما بدانيد صدای برآمده از پلی­تکنيک صدای دانشگاه­ها و صدای واقعی ملت ايران بود. صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد.

دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر می­خواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلی­تکنيک بياييد. البته اين بار به دعوت دانشجويان پلی­تکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلی­تکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکل­هايی که مجموع طرفداران آن­ها ۵ درصد دانشجويان پلی­تکنيک را شامل نمی­شود، شويد. اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقی­ها و امام حسينی­ها صحبت کنيد در جمع پلی­تکنيکی­ها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آن­ها که مدعی­اند ۲۰ ميليون نفرند می­توانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟

با تشکر

دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت   توسط علقمه  | 

شهر وارونه -2

در واحد ما یه دزد پیدا شده که کیف پول میدزده !


اما خیلی منصف هست !


چون فقط پولش رو برمیداره و مدارک و کیف رو به نگهبانی تحویل میده !

خیلیییییییییییی با مرام هست


البته روش دزدیدنش هم اینجوریه ... 

عکس رو پاک کردم

ضمنن اگه این دوتا رو میشناسی خبرشو حتمن به من بده

دختره همون دزدس !!!


* پا نوشت - واحد ما = خواهران

پانوشت = من مطالب بین دو خط رو ننوشتم

یکی دیگه میاد دستکاری میکنه

واقعا که بعضیا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت   توسط مهمان  | 

عذرخواهی اولین سایت منتشرکننده فیلم منتسب به «زهرا امیر ابراهیمی» از مردم ایران
فرد مذکور ظاهراً در سانحه تصادف جان خود را به نحو دلخراشی از دست داده و همین امر باعث تحول دیگر گردانندگان وب سایت «خ» شده است.

عصر ایران ـ اعضای یک سایت اینترنتی ایرانی که اقدام به انتشار فیلم های خصوصی و مستهجن می کردند، به دلیل فوت ناگهانی یکی از پرسنل خود، فعالیت نامشروع خود را متوقف و به مردم کشور قول جبران اعمال ناشایست خود را دادند.

به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com) وب سایت «خ» تا چندی قبل فیلم های غیر اخلاقی دریافتی را روی صفحه خود داشت و حتی اولین بار فیلم منتسب به زهرا امیر ابراهیمی را به نمایش عمومی گذاشت. اما با گذشت چند وقت و اعتراض شدید مردم نسبت به این کار ناجوانمردانه، فیلم مذکور حذف شد.

گروه مدیریتی سایت مذکور نیز به دلیل موج عظیم نارضایتی مردم، چند وقتی فعالیت خود را متوقف کردند و بعد از فوت یکی از اعضای گروهشان، با ارسال ایمیل به مردم و نوشتن توبه نامه روی سایت خود، از اعمال ناشایست خود ابراز پشیمانی کردند.

در متن عذرخواهی اعضای این گروه آمده است: « دوستان عزیز، درگذشت ناگهانی یکی از اعضای تیم ما باعث شد لحظه ای درنگ کنیم. بعد از ساعت ها تفکر بی وقفه و متوجه شدن به کوتاهی زندگی و به احترام دوست از دست رفته، این سایت از امروز تعطیل می باشد.

ما به نتیجه رسیدیم که بعضی چیزها فقط در حد شخصی خوبه و نباید به عموم آورده بشه. انسان ها همیشه به علت انسان بودنشان اشتباهاتی می کنند و من همراه دیگر دوست باقیمانده اشتباه خود را اعلام کرده و قسم خورده که تا خون در رگمان در جریان هست، در تلاش برای جبران اشتباهاتمان خواهیم بود.

نکته حائز اهمیت اینکه فرد مذکور ظاهراً در سانحه تصادف جان خود را به نحو دلخراشی از دست داده و همین امر باعث تحول دیگر گردانندگان وب سایت «خ» شده است.

سایت مذکور در خارج از ایران به روز می شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

دستگيري امام چهاردهم در قم!

بردیانیوز:دادستان قم با اشاره به دستگيري فردي شياد كه مدعي بوده امام چهاردهم است، رمالي و دعانويسي را از مشكلات استان قم برشمرد.

به گزارش ايسنا، مصطفي برزگر گنجي، دادستان قم در جمع خبرنگاران از دستگيري فردي شياد كه خود را امام چهاردهم معرفي مي‌كرد، خبر داد و گفت كه اين شخص جمكران را قبله معرفي و با شيادي ادعا مي‌كرد كه امام چهاردهم است، وي با چاپ كتابي درصدد فريب افكار عمومي بود.

گنجي با بيان اين‌كه اين فرد در قم و كاشان فعاليت مي‌كرد، افزود: تا به حال 55 نفر از كساني كه به تبعيت اين فرد درآمده‌اند دستگير شده‌اند.
وي با بيان معضل رمالي و دعانويسي در استان قم گفت: دادستاني قم درصدد دستگيري اين افراد به اتهام شيادي و كلاهبرداري است و در صورت دستگيري و اثبات اتهام، به يك تا هفت سال حبس محكوم خواهند شد.

وي در ادامه اظهار داست: جرايم جاسوسي، امنيتي و سياسي در قم وجود ندارد و در بحث اراذل و اوباش و اعتياد نيز مشكل حادي وجود ندارد.
دادستان قم، ساخت مركز بازپروري براي ترك اعتياد با بودجه 17 ميليون توماني با ظرفيت 1000 نفر را از اقدامات امنيتي برشمرد و گفت: تا به حال 400 معتاد دستگير و با اتمام ساخت اين مركز جهت ترك اعتياد به آنجا منتقل مي‌شوند.

وي به كشف 150 كيلوگرم ترياك در قم اشاره كرد و افزود: مشكل عمده ما خرده فروشان مواد مخدر هستند و درصدد برخورد جدي با اين افراد هستيم.

دادستان قم، تشكيل دادگاه اطفال در شعبه دو دادگستري، مبارزه با مفاسد اقتصادي ازجمله زمين خواري، پلمپ 80 مغازه به علت عدم رعايت مسايل بهداشتي، ساماندهي كشتارگاه‌ها و راه‌اندازي سيستم ارتباط تلفن رايگان با شماره 709999 جهت پيگيري پرونده و استفاده از مشاوره حقوقي را از اقدامات اخير دادستاني قم برشمرد.

منبع:انتخاب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

ختم ۱۱۴ هزار صلوات در دانشگاه آزاد قم برای تسریع ظهور امام زنان

 جلسات تفسيری قرآن كريم روز‌های دو‌شنبه و چهارشنبه هر هفته از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱ صبح در نمازخانه دانشگاه برگزار و در اين جلسات به تفسير موضوعی قرآن پرداخته‌می‌شود. قبل از برپايی جلسه تفسير بانوان شركت‌كننده در طرح سفره صلوات شركت‌می‌كنند.  اين طرح به نيت سلامتی و تعجيل در فرج امام زمان(عج) از ابتدای ماه مبارك رمضان در حال برگزاری است و با اجرای آن ۱۱۴ هزار صلوات ختم‌خواهدشد.

 


مسئول كانون قرآن بانوان دانشگاه آزاد اسلامی قم با اشاره به برگزاری سيزدهمين دوره مسابقات قرآن و عترت دانشجويان تصريح‌كرد: تاكنون نزديك به ۴۰۰ دانشجو در سيزدهمين دوره مسابقات قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی قم ثبت‌نام كرده‌اند و در روز بيستم آذرماه جاری هم‌زمان با دانشگاه‌های آزاد سراسر كشور در مسابقات بخش كتبی شركت‌خواهندكرد.

 

يادآوری می‌شود، سيزدهمين دوره مسابقات قرآن دانشجويان و هشتمين جشنواره قرآنی استادان دانشگاه آزاد اسلامی در سه بخش كتبی، شفاهی و آثار برگزارمی‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت   توسط نسیم  | 

اینم از مملکت اسلامی

گزارشی از کلاسهای غيررسمی رقص در تهران

 دیوارهای سالن رقص را آیینه ها پوشانده اند. جذب حرکات نرم اندام زنی می شوید که دارد به حدود بیست رقص آموز زن، باله آموزش می دهد. اما مجبورید  هر چه زودتر این سالن را که یکی از معروف ترین سالن های آموزش رقص به زنان در تهران است، ترک کنید؛ مدیریت سالن های رقص از سوال های هیچ خبرنگاری استقبال نمی کند.

آموزش رقص در ایران به رغم تعداد فراوان کلاس های رقص و اشتیاق روزافزون برای یادگیری آن، امری ممنوع است که پنهانی انجام می شود.

کار خلافی انجام نمی دهيم

«هیچ کس مجوز کلاس رقص ندارد. هر کسی می گوید دارد، دروغ می گوید.» این حرف سمیرا، زن جوانی است که 6 سال است در باشگاهی ورزشی در غرب تهران آموزش رقص می دهد.

او که بارها شاهد تعطیل شدن باشگاه هايی در همين منطقه تهران بوده که برنامه آموزش رقص نیز داشته اند، می گوید:« فکر می کنم باشگاه ما "پارتی" دارد که تا حالا مشکلی نداشته ایم.»

اما مدیر باشگاه ورزشی ای در حوالی خیابان ولی عصر تهران با این نظر موافق نیست. او که از مدیران ارشد یکی از فدراسیون های ورزشی نیز هست، خونسرد می گوید:« من خودم از مسئولان اداره اماکن سوال کردم. گفتند ما می دانیم که چه باشگاه هایی کلاس رقص دارند ولی تا وقتی کسی شکایتی نکرده باشد کاری به کارشان نداریم .»

سیاست اداره اماکن درباره برخورد با کلاس های رقص عمومی و خصوصی که ظاهراً سیاستی سلیقه ای است، اگرچه می تواند خيال برخی افراد را آسوده کند، برای عده ای دیگر اینطور نیست.

فرشته که کلاس رقص خصوصی ای را اداره می کند پشت گوشی تلفن هول می شود و سعی می کند برگزاری کلاس های رقص خود را انکار کند.

سمیرا نیز می گوید:« کار خلافی انجام نمی دهیم. اما همیشه یک ترسی داریم که انگار خلافکاریم. در صورتی که هیچ مردی هم حق ندارد داخل کلاس رقص بیاید و همه شئونات را خودمان رعایت می کنیم. اگر هم موضوع، استفاده از موسیقی است که در کلاس های ایروبیک هم از آن استفاده می کنند. حتی ما حاضریم از آهنگ های بدون کلام هم استفاده کنیم فقط هر لحظه فکر نکنیم که الآن می آیند و ما را می گیرند.» 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

اماری نه چندان ....

از بین بیلیون ها صفحه وب که توسط گوگل و MSN ایندکس شده اند 1.1% صریحا سکسی هستند و نرم افزارهای فیلترینگ محتوی 8.8% تا 60.2% از آن ها را از دست می دهند این در حالی است که همین نرم افزار ها 4% تا 23.6% از صفحات پاک را به اشتباه فیلتر می کنند ( اصطلاح Clean را سایت Internet Week به جای غیر سکسی به کار برده است.) این آمار به گواهی فیلیپ استارک پرفسور آمار از دانشگاه کالیفرنیا منعکس شده است.

آقای استارک اوایل سال جاری تحلیلش را در مورد فیلترینگ محتوای اینترنت به نمایندگی از دولت فدرال به COPA یا قانون حمایت آنلاین از کودکان ارائه داد. تحقیقات استارک نشان می دهد %1.1 از صفحات ایندکس شده توسط گوگل و MSN صفحاتی با محتوای صریحاً سکسی هستند. همچنین %44.2 از این صفحات ایندکس شده توسط گوگل و %56.7 درصد از این صفحات ایندکس شده توسط MSN در ایالت متحده میزبانی می شوند.

از %6 نتایج بدست آمده از جستجو در وب حداقل یک صفحه کاملاً سکسی را شامل می شود. همچنین %1.7 از نتایج جستجوها کاملاً سکسی هستند.

آمار تأیید نشده نشان می دهند که گوگل حدود 24 بیلیون صفحه ایندکس کرده که با توجه به آمار استارک می توان حدس زد حداقل 264 میلیون صفحه کاملاً سکسی بر روی شبکه وب قرار دارد.

در میان 500 واژه که بیشتر در میان 20 میلیون درخواست برای جستجو در AOL استفاده شده واژه های "Porn" و "Sex" به ترتیب در رده های چهل ویکم و چهل وسوم هستند. این آمار توسط سایت Dontdelete.com منتشر شده است. در ضمن این آمار نشان می دهد که محبوب ترین کلمه در جستجو در AOL "Google" است.

منبع : InternetWEEK.com

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

متهم سی دی منتسب به بازیگر زن اعدام میشود

سخنگوي قوه قضاييه صبح روز گذشته خبرنگاران را پس از 21 روز بار ديگر به محل هميشگي برگزاري جلسات دعوت كرد، بدون مقدمه در تشريح عملكرد قوه قضاييه و وزارت دادگستري، از خبرهاي جديد صحبت كند و در كمال آرامش به سوالات خبرنگاران پاسخ دهد، هرچند كوتاه و همراه با ابهام.


جمال كريمي‌راد پيش از آنكه مورد پرسش خبرنگاران قرار گيرد و به آنها پاسخ‌هاي كوتاه دهد، خود به‌خوبي مي‌دانست كه در مورد وضعيت پرونده انتشار <سي‌‌‌دي> مستهجن منتسب به يك بازيگر تلويزيون و راي دانشگاه هاوايي بايد به طور كامل توضيح و از اجراي مجازات شديد براي متهمان اين پرونده خبر دهد. سخنگوي قوه قضاييه پس از آنكه از رسيدگي سريع و خارج از نوبت به پرونده‌هاي ترويج‌كننده فساد و فحشا خبر داد، به كيفرخواست صادر‌شده براي پرونده انتشار سي‌‌دي مستهجن منتسب به يك بازيگر تلويزيون اشاره كرد و گفت: <دادستان تهران با پيگيري سريع اين پرونده و با صدور كيفرخواستي از دادگاه صالح رسيدگي‌كننده به اين موضوع درخواست كرد كه متهم را به اتهام تجاوز به عنف و اشاعه و ترويج فساد و فحشا در جامعه و افساد في‌الارض به اشد مجازات، يعني اعدام محكوم كند.>


به گفته او، اين پرونده پيچيدگي‌هاي خاصي دارد كه هنوز از مرحله بازپرسي خارج نشده است و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. البته عكاس توزيع‌كننده اين سي‌‌‌دي شناسايي و بازداشت شده است.


كريمي‌راد سپس از رسيدگي سريع به سه پرونده بزرگ با همين موضوع اشاره كرد و در تشريح شرايط اين پرونده‌ها گفت: <در مراجع قضايي سه پرونده با اين موضوع تشكيل شده است كه درمجموع حدود 35 متهم بازداشت‌شدند كه اميدوارم با رسيدگي دقيق به اين پرونده، شاهد تكرار اين رفتار مجرمانه نباشيم.>


او تاكيد كرد: <جامعه اسلامي نبايد با اين موضوعات شنيع و ناراحت‌كننده آزرده شود و دستگاه قضايي هم از اين پس به‌شدت با اين موضوعات برخورد و متهمان را به اشد مجازات محكوم مي‌كند.>
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت   توسط نسیم  | 

سه روز عزاي عمومي در قم

به مناسبت ارتحال آيت‌الله ميرزاجوادتبريزي، استاندار قم در پيامي از امروز به مدت سه روز در قم عزاي عمومي و چهارشنبه را تعطيل اعلام کرد.

به گزارش مهر، در اين پيام آمده است: ارتحال جانسوز مرجع عاليقدر جهان تشييع، مدافع حريم ولايت، استاد عظيم‌الشأن حوزه‌هاي علميه، حضرت آيت‌الله حاج ميرزا جوادتبريزي(ره) را به محضر مبارک حضرت بقيه‌الله الاعظم(عج)، مقام معظم رهبري، مراجع عظام، حوزه‌هاي علميه، بيت معظم له و عموم شيعيان تسليت عرض مي‌نمايم.

بدون شک، ضايعه فقدان آن بزرگوار، غروب خورشيدي تابناک از آسمان علم و فقاهت و اجتهاد و داغي سنگين و جانسوز بر پيکر امت اسلامي، به ويژه جهان تشييع مي‌باشد که صبر و شکيبايي بر اين مصيبت عظمي جز با استعانت از آستان قدس الهي و پيشگاه مقدس حضرت ولي عصر(عج) ممکن نيست.

در بخش پاياني پيام استاندار قم تاکيد شده است: اينجانب ضمن تسليت اين ضايعه مؤلمه به مردم شريف و عالم دوست استان، از امروز در استان قم به مدت سه روز عزاي عمومي و فردا چهارشنبه اول آذر را تعطيل اعلام و از خداوند متعال براي آن عالم رباني علو درجات مسأله و براي بيت شريف ايشان، صبر جزيل و اجر عظيم مسألت دارم
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت   توسط نسیم  | 

توهين به امام در بوسني، ‌آخرين پيامد پخش سي‌دي مستهجن منتسب به بازيگر زن

موضوع انتشار جنجالي سي‌دي غيراخلاقي منتسب به يك هنرپيشه زن، اكنون ديگر از مرزهاي ايران نيز فراتر رفته و هفته گذشته، دستمايه توهين يك نشريه اروپايي به امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»‌، هفته گذشته يک هفته‌نامه بوسنيايي به نام «اسلوبودنا بوسنا» در اقدامي عجيب، عکسي بزرگ و تيره از امام خميني(ره) را به چاپ رسانده که در ميان آن، تصاوير پورنو مربوط به فيلم غيراخلاقي منتسب به هنرپيشه ايراني سريال «نرگس» آورده شده است.

در اين مطلب با نام سوريناي ايراني، تلاش شده تا موضوع پخش تصاوير پورنوي «سورينا»، يك خواننده زن كروات در گذشته، با سوژه به وجود آمده در ايران كه سراسر دنيا آن را با نام امام خميني(ره) مي شناسند، پيوند زده شود.

هرچند انتشار تصاوير زننده در نشريات بوسني عادي است و اين کشور مسلمان در فرهنگ غربي، گوي سبقت را از ديگر كشورهاي اروپايي ربوده است،اما چاپ تصوير بزرگ‌ترين مقام سياسي و مذهبي ايران و جهان اسلام، قلب بسياري از مسلمانان و به ويژه ايرانيان مقيم اين کشور را جريحه‌دار كرده است، چرا که حتي در کشورهاي لائيک نيز تا اين اندازه به مقامات مذهبي بي‌احترامي نمي‌شود.

هرچند ممكن است انتظار عدم تعرض به جمهوري اسلامي و شخصيت‌هاي بلندپايه ديني ما در نشريات به اصطلاح آزاد اروپايي، اندكي با واقع‌بيني فاصله داشته باشد، اما دست‌كم جاي اين پرسش باقي است كه چرا اين اتفاق در كشور بوسني با اكثريت قاطع مسلمانان نيز بايد رخ دهد؟

اين در حالي است كه شماري از جوانان ايراني در جريان نسل‌كشي مسلمانان بوسني، جان خود را در راه كمك‌رساني به آنان از دست دادند.

مشخص نيست اكنون با گذشت دوازده سال از جنگ بوسني، نمايندگان ديپلماتيك و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي، در اين مدت به رغم سرمايه‌گذاري‌هاي فراوان ايران، چه عملكردي در اين كشور داشته‌اند كه اكنون با چنين پديده‌هايي روبه‌رو هستيم؟!

اين در حالي است كه گفته مي‌شود، هم‌زمان با كاهش فعاليت‌هاي ايران در بوسني و محدود شدن آن به مسجدسازي، نفوذ آمريكايي‌ها در مطبوعات اين كشور، افزايش يافته و از جمله چندي پيش، آنان روزنامه «دنوني آواز» را خريداري كردند.

گفتني است پيش از اين نيز در برخي رسانه هاي مطرح اروپايي مانند ديلي ميل و گاردين، خبر مربوط به فيلم منتسب به اين بازيگر منتشر شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت   توسط نسیم  | 

فعالیت بیش از 300 روحانی وبلاگ‌نویس در ایران

روزنامه اینترنتی گاردین در شماره اخیر خود به موضوع وبلاگ‌نویسی در میان طلاب و روحانیون ایرانی پرداخته و از آموزش وبلاگ‌نویسی دینی در قم به عنوان اقدامی نامتعارف یاد کرده است.


به گزارش مهر، روزنامه گاردین در شماره اخیر خود طی مطلبی با عنوان «روحانیون ایران، گرفتار تب وبلاگ‌نویسی» از رابرت تیت به مسئله وبلاگ‌نویسی در حوزه‌های عملیه و در میان مسئولان نظام اسلامی پرداخته و آورده است: وبلاگ نویسی در ایران طرفداران نامتعارفی یافته است و روحانیون محافظه ‌کار اسلامی کشور با پیروی از محمود احمدی‌ نژاد رییس جمهور ایران، آیت‌‌الله‌‌ها، طلبه‌‌ها و فقها برای راه‌اندازی وبلاگ‌های شخصی‌ آموزش می‌‌بینند.

گاردین در ادامه با اشاره به فعالیت های دفتر توسعه وبلاگ نویسی دینی در شهر قم فعالیت می کند، آورده است: دفتر تازه تأسیس گسترش وبلاگ‌ های مذهبی در شهر قم که پایگاه‌ سنتی حاکمیت دینی ایران است، دوره ‌هایی را به این منظور بر پا کرده است.
طلبه ‌هایی که بیشتر عادت به تعمق در ظرایف قرآنی دارند، آموزش‌ هایی در زمینه مسایل عملی مثل محتویات وبلاگ ‌ها و پشتیبانی فنی آنها می ‌بینند. حدود 300 روحانی، طلبه و نویسنده نیز در این دوره ثبت نام‌ کرده ‌اند.

بر اساس گزارش دفتر توسعه وبلاگ دینی، روزنامه گاردین در ادامه این گزارش با اشاره به موضوعات مورد علاقه وبلاگ نویسان می کوشد ابعاد معنوی و فرهنگی این حرکت را نادیده بگیرد و علل گسترش آن را گرایش به فرهنگ بی بند باری نسبت دهد و گرایش جوانان متدین که در همه حوزه های علمی ، فرهنگی و خبری و حتی سیاسی وارد این عرصه شده اند کوچک و ناچیز جلوه دهد.

خبرنگار گاردین در این باره می نویسد: بنا به تخمین ‌ها، ایران بین 8 هزار تا یک میلیون وبلاگ‌ نویس دارد که بیشتر آنها از سیاست پرهیز می‌ کنند تا بر موضوعاتی مثل مسایل اجتماعی، فرهنگی تمرکز کنند.

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت   توسط دوست انجمن  | 

قبولي پدربزرگ و نوه در كنكور

پدر بزرگ همراه نوه خود در آزمون سراسري امسال دانشگاه آزاد اسلامي قبول شدند.

به گزارش واحد مرکزي خبر، حسن دژم 55 ساله در رشته تربيت معلم و محمدرضا اصفهاني 18 ساله نوه دختري وي در رشته حسابداري دانشگاه آزاد قم پذيرفته شدند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت   توسط نسیم  | 

سبقت «تندر» از فرهنگستان زبان فارسي

خبرگزاري فارس: «منطق زبان عادت است» اين عبارت منطقي مي‌تواند نقدي كوتاه باشد بر نامگذاري يا نامگذاري‌هاي ديرهنگام فرهنگستان زبان و ادب فارسي بر آن دسته از ابتكارات و اختراعاتي كه صنعتگران ايراني در توليد و ساخت آنها شريكند، مانند خودروي ال 90 كه پس از سه سال ورد رسانه‌ها و عادت مخاطبان «تندر» شده است.

بالاخره ال90 اين كودك سه ساله خودرو سازي ايران و فرانسه پس از سال‌ها انتظار، نامدار شد و فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي نام «تندر» بر آن نهاد.
«براي پيدا كردن بهترين نام،بيش از سه هزار اسم پيشنهادي غربال شده تا از ميان آن بهترين گزينش شود.اسامي گزينش شده به وزارت صنايع و معادن و همچنين فرهنگستان ادب ارسال شد.»
اين عبارات بخشي از گزارش همكاران اقتصادي ما بود، اكنون پرسش اينجاست كه چرا فرهنگستان زبان و ادب فارسي آن گونه كه بايد، نسبت به رصد اينگونه موارد حساس نيست تا براي يك نامگذاري ساده كه مسلما براي ارباب ادب و فرهنگ ما كاردشواري نيست 3 سال طول بكشد؟

منبع:فارس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت   توسط صفا  | 

وبلاگ‌نويسان و روز جهاني قدس

در روز جهاني قدس وبلاگ نويسان در تهران و قم در قالب گروه وبلاگ نويسان به خيل جمعيت روزه‌دار مي‌پيوندند.

به گزارش فارس، دفتر توسعه وبلاگ ديني با دعوت از همه وبلاگ نويسان جهان كه وجداني بيدار در برابر تبليغات رسانه اي دارند، اعلام كرد: همان‌گونه كه وبلاگ نويسان در فضاي مجازي همواره تعهد و وجدان بيدار خود را درباره مسئله فلسطين نشان داده‌اند، در روز جهاني قدس همدوش با ملت غيور ايران و ساير كشورها در راهپيمائي اين روز شركت خواهند كرد.

دفتر توسعه وبلاگ ديني در اطلاعيه خود ساعت 10 صبح در ميدان انقلاب تهران و ميدان روح الله قم را براي محل حضور وبلاگ نويسان مشخص كرد و خاطرنشان كرد در اين حركت كه با عنوان «هر وبلاگ، يك فرياد» انجام مي‌شود، از همه وبلاگ نويسان دعوت مي‌كنيم در مكان‌هاي اعلام شده در تهران و قم حضور به هم رسانده تا در قالب گروه وبلاگ نويسان به خيل جمعيت روزه‌دار بپيوندند.
منبع: بازتاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت   توسط صفا  | 

روز جهاني‌ قدس‌

News82 

گزيده‌ بيانات‌ ويژه‌ «روز جهاني‌ قدس‌»

  بنيانگذار جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌(ره):

  _  اسرائيل‌ بايد از صحنه‌ روزگار محو شود.

  _ روز قدس‌ را بايد مسلمانان‌ زنده‌ نگهدارند.

  _  ما همواره‌ در كنار ملت‌ فلسطين‌ خواهيم‌ بود.

  _  روز قدس‌، روز حيات‌ مجدد اسلام‌ است‌.

  _ قدس‌ متعلق‌ به‌ مسلمين‌ است‌ و بايد به‌ آنان‌ برگردد.

  _ من‌ روز قدس‌ را روز اسلام‌ و روز رسول‌ اكرم‌(ص‌) مي‌دانم‌.

  _  دشمن‌ اصلي‌ اسلام‌ و قرآن‌ كريم‌ و پيامبر عظيم‌الشأن‌(ص‌)، ابرقدرتها خصوصا آمريكا ووليده‌ فاسدش‌ اسرائيل‌ است‌.

  _ اسرائيل‌ دشمن‌ بشريت‌ و دشمن‌ اسلام‌ است‌.

  ولي‌امر مسلمين‌ جهان‌ حضرت‌ آيت‌الله العظمي‌ خامنه‌اي‌ (مدظله‌العالي):

  _ فلسطين‌ پاره‌ تن‌ اسلام‌ است‌.

  _ فلسطين‌ به‌ فلسطيني‌ها برخواهد گشت‌.

  _  ريشه‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ بايد خشكانده‌ شود.

  _ ملت‌ مسلمان‌ ايران‌ با شركت‌ در راهپيمايي‌ روز جهاني‌ قدس‌ اين‌ روز عزيز را زنده‌ نگه‌دارند.

  _ دولت‌ آمريكا شريك‌ جرم‌ جنايات‌ صهيونيستهاست‌ و اين‌ امر از حافظه‌ ملتها پاك‌ نخواهدشد.

  _ همه‌ مسلمانان‌ بايد روز قدس‌ را مغتنم‌ شمرده‌ و مسئله‌ فلسطين‌ را زنده‌ نگه‌ دارند.

  _ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با افتخار به‌ حمايت‌ از نهضت‌ مقدس‌ ملت‌ مظلوم‌ فلسطين‌ ادامه‌خواهد داد.

  _ شركت‌ فعالانه‌ مسلمانان‌ در مراسم‌ روز جهاني‌ قدس‌ سبب‌ قدرت‌ و قوت‌ مبارزين ‌فلسطيني‌ خواهد شد

  _  تنها راه‌ حل‌ مسئله‌ فلسطين‌ تشكيل‌ يك‌ دولت‌ فلسطيني‌ در تمامي‌ سرزمين‌ فلسطين‌است‌.

  _  آمريكا در همه‌ جناياتي‌ كه‌ امروز در فلسطين‌ اتفاق‌ مي‌افتد شريك‌ است‌.

  _  ملت‌ها و دولت‌هاي‌ اسلامي‌ براي‌ آزادي‌ فلسطين‌ بسيج‌ شوند.

  _  زخمي‌ كه‌ امروز بر فلسطين‌ وارد شده‌، زخمي‌ بر همه‌ مسلمانان‌ جهان است.

News82


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت   توسط دوست انجمن  | 

ایرانیان را بیشتر بشناسید"فهرست ايرانيان برجسته در خارج از ايران"

سياسي
موشه کاتساو, رئيس جمهور اسرائيل
فرح کريمي, نماينده پارلمان هلند
اميد نوري پور, نماينده پارلمان آلمان
مريم يزدانفر, نماينده پارلمان سوئد
گلي عامري, عضو هيئت ارشد نمايندگي آمريکا در سازمان ملل متحد

نظامي
شائول موفاز ، رئيس ستاد مشترک ارتش اسرائيل
[ويرايش]اقتصادي
پير اميديار, صاحب و مدير کمپاني "اي‌بي" (e-bay)
جک دلال, مالک سينماهاي زنجيره اي "اودئون" در انگلستان
داود خليلي, مجموعه دار معروف هنري و اشياء باستاني. سومين ثروتمند بريتانيا
سر داود آليانس , صاحب کارخانجات نساجي منچستر و سهامدار اصلي و رئيس هيأت مديره شرکت "ان براون"
حسن خسروشاهي, مالک و مدير کمپاني زنجيره اي "Future Shop"
فرزاد ناظم, مدير فني کمپاني "ياهو" (Yahoo)
انوشه انصاري, موسس و مدير کمپاني بزرگ "Telecom Technologies"
علي هراري, مدير ارشد کمپاني آمريکائي "(Sandisk Corp)"
پيروز پرورنده, مدير ارشد گروه صنعتي "(Maxim Integrated)"
حميدرضا مقدم, مدير ارشد گروه ساختماني "(Amb Property Co)" در آمريکا
برادران قرمزيان, مالکان بزرگترين مرکز خريد جهان در شهر ادمونتون کانادا
اميد کردستاني ، مدير بازرگاني (سهامدار و از موسسين) گوگل google


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت   توسط نسیم  | 

خواستگاري خلبان از مسافر در ميان ابرها!

خلبان هواپيما در حالي كه دسته گلي قرمز رنگ در دست داشت مستقيما به سمت يكي از مسافران آمد و از او تقاضاي ازدواج نمود، ديگر مسافران هم كه از اين اتفاق به هيجان آمده بودند، يكصدا فرياد مي‌زدند: بگو بله، بله.

به گزارش فارس، اگرچه خطوط هواپيمايي كشورهاي مختلف از جمله ايران در روزهاي اخير به تناوب خبرساز بوده‌اند ولي نوع خبرهايي كه همواره از ايرآسيا به گوش مي‌رسد، به گونه‌اي است كه هميشه مسافران را ترغيب به سفر با اين خطوط هواپيمايي مي‌كند.

در آخرين ماجرا، خلبان پرواز لنكاوي مالزي كه پيش از پرواز از همسفر شدن با همكار قديمي و مورد علاقه‌اش آگاه مي‌شود، تصميم به خواستگاري و انجام مراسم نامزدي در هنگام پرواز مي‌گيرد.

هنگامي كه هواپيما در ارتفاع 30 هزارپايي قرار داشت، كونگ 35 ساله در حالي كه دسته گلي از گل رز در دست داشت، از كابين خلبان بيرون آمد و مسافران را از قصد خود آگاه كرد.

وي با تشكر از مسئولان هواپيمايي مزبور كه به او اجازه داده بودند طرح مورد نظر خود را پياده كند، به مسافران اطمينان داد كه اين پرواز يك خلبان اضافه دارد و خطري مسافران را تهديد نمي‌كند.

«ميشله فو»، كه مدير فروش يك موسسه تجاري است در حالي كه بسيار شوكه شده بود گفت: من در حال رفتن به لنكاوي براي راه اندازي دفتر جديد شركت بودم و با قدري مكث، بله را گفتم و حلقه نامزدي را نيز به انگشت كردم.

خلبان به مسافران هواپيما گفت: تنها نگراني من اين بود كه ميشله در اين شرايط جواب رد به من دهد، آنگاه نمي‌دانستم كه چه بايد بكنم.

مسافران اين پرواز عكس‌هاي فراواني از اين مراسم گرفته‌اند و اين روز را جزو روزهاي بياد ماندني عمر خود ذكر كرده اند.

منبع:بازتاب

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت   توسط صفا  | 

موزه سكس، اسباب شرمندگي انگليسی‌ها...

با افتتاح يك نمايشگاه متفاوت، اوج اخلاق! احترام به خانواده! توسط انگليسي‌ها مشخص مي‌شود.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، خبرگزاري «رويترز» اكنون از موزه تاريخ قرن‌ها سكس در انگليس خبر مي‌دهد كه در آن آشكارا بي‌احترامي به نهاد خانواده را مقابل ديد ديگران مي‌گذارند.

تاريخ سكس در انگليس، هفته گذشته به ‌عنوان موزه تاريخي، تجارب غني! يك ملت را در اين زمينه بروز داد.

از جمله اسناد تاريخي كه در مركز مطالعات آرشيوي دانشگاه «ليورپول» منتشر شد، نخستين نظرسنجي درباره سكس در انگليس‌ است كه 57 سال پيش انجام شده و در آن زمان هم براي همه مردم عجيب و شوك دهنده بود.
اين تحقيق نشان مي‌دهد كه بيشتر مردان انگليسي، داراي تجربه رابطه با همجنس بوده، عده زيادي جزو ملاقات كنندگان مداوم زنان خياباني بوده و بسياري از زنان انگليسي، روابط جنسي خارج از چهارچوب ازدواج داشته‌اند.

در اين نمايشگاه، جزيياتي نيز در مورد رفتار جنسي مردم در دهه 1930 در سواحل معروف غرب انگليس، سينماها و سالن‌ها وجود دارد و نشان مي‌دهد كه چگونه اين‌گونه تمايلات در زمان جنگ جهاني دوم از ذهن مردم انگليس پاك شد.
به گفته تهيه‌كنندگان اين نمايشگاه، انگليسي‌ها متمايل بودند كه در برابر عموم، اعمال جنسي خود را تحت تأثير مستي نشان داده يا آن را شوخي بخوانند.

«دوروتي شريدان» از دانشگاه ساسكس، از جمله كارشناساني است كه به بررسي چندين دهه تمايلات شخصي، نامه‌ها و زندگي‌نامه‌هاي شخصي افراد پرداخته كه خصوصي‌ترين جنبه‌هاي زندگي آنها در آن آورده شده است.
به رغم بسياري ممنوعيت‌ها، نظرسنجي سال 1949 كه به خاطر موضوعش هيچ‌گاه منتشر نشد، نشان داد كه از هر پنج مرد، يك نفر داراي تجربه هم‌جنس بازي بوده و يك چهارم مردان نيز دانستن رابطه با فاحشه‌ها را تأييد كرده‌اند. يك نفر از هر پنج زن نيز داشتن رابطه با افرادي غير از شوهر را تأييد كرده‌ است.

«آلن كوربسي»، تاريخدان دانشگاه ليورپول مي‌گويد: اين نمايشگاه نشان مي‌دهد كه تمايل به جرايم جنسي چگونه تغيير كرده است: «جرايم جنسي در گذشته جرايم بسيار مهمي بودند؛ درست مانند امروزه، اما سيستم مجازات‌ها بسيار متفاوت است».
خلاصه آن‌كه اسناد نشان مي‌دهد، چگونه مردي كه در سال 1630 در شمال انگليس، محكوم به جرايم جنسي مي‌شد با نمايش و گرداندن در خيابان‌ها و تحقير در برابر همشهريان خود، مجازات مي‌گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت   توسط ریحانه  | 

شایعه

 

شایعه و زودباوری

مرا به یاد می آورید؟
نام من شایعه ست
من هیچ احترامی برای عدالت قائل نیستم
من نمی کشم اما فلج می کنم
قلب ها را می شکنم
و زندگی ها را تباه می سازم
من حیله گر و بد خواهم
و با گذشت زمان قدرت می گیرم
هر چه بیشتر تکرار شوم بیشتر باور می شوم
من در هر رده ای از اجتماع می شکفم
قربانیان من بی پناه و در مقابله با من بی دفاعند
زمانی که شهرت کسی را لکه دار کردم دیگر مثل روز اول نخواهد شد
من حکومت ها را ساقط کرده ام
و ازدواج ها را به هم ریخته ام
من مقام ها را خراب کرده ام
من بی گناهان را وا می دارم تا بر بالش خود بگریند
حتی نام من هراس انگیز است
بله من شایعه هستم
من سرمقاله سازم و سردرد ساز
قبل از این که داستانی را تکرار کنید از خودتان بپرسید آیا راست است؟
آیا منصفانه است؟
آیا لازم است؟
و اگر نبود خاموش بمانید
آری
خاموش بمانید ....

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت   توسط مريم  | 

روز ملی دختران

 رئیس فرهنگسرای دختران از تصویب نامگذاری روز ملی دختران در سالروز میلاد حضرت معصومه(س) در شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد.

نرگس مدنی‌پور در گفت‌وگو با فارس گفت: سال گذشته به منظور نیازی كه در جامعه دختران كشور دیده می‌شد حس كردیم اگر روزی را به نام دختران نامگذاری كنیم آنها بهتر می‌توانند خودشان را به اثبات برسانند و خلاقیت‌هایشان را شكوفا كنند به همین دلیل طرحی ارایه شد كه بر اساس آن روز میلاد حضرت معصومه (س) روز دختران نامگذاری شود.
وی افزود: پیش‌نویس این طرح در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تصویب شد و پس از آن برای تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی رفت.

رئیس فرهنگسرای دختران با اشاره به اینكه دختران ما هنوز الگوی خودشان را به معنای واقعی نشناخته‌اند، گفت: حضرت معصومه (س) با توجه به اینكه در زمان رحلتشان دوشیزه بودند و مرقد مطهرشان نیز در ایران است می‌توانند الگوی مناسبی برای دختران كشور باشند.

وی با بیان اینكه طرح نامگذاری روز ملی دختران در هفته جاری به صورت كتبی ابلاغ می‌شود، اظهار كرد: برای غنی‌سازی برنامه‌های روز ملی دختران از تمام ارگانها و سازمانهایی كه همسو برای دختران و بانوان ایرانی قدم برمی‌دارند دعوت شده و برای آن روز برنامه‌ریزی می‌شود.

چندی قبل مشاور شهردار تهران در امور بانوان در گفت‌گو با فارس از نامگذاری روز ملی دختران خبر داده بود، به گفته زهرا مشیر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران متولی اجرای این طرح در پایتخت است.

منبع: شریف نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت   توسط صفا  | 

آيا وبلاگ‌نويسي، روزنامه‌نگاري است؟

آيا وبلاگ‌نويسي، روزنامه‌نگاري است؟... من فکر مي‌کنم که وبلاگ‌نويسي، يک نوع روزنامه‌نگاری  است.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نيما اكبرپور، نويسنده‌ي وبلاگ "عصيان" به نشاني http://www.osyan.net با اشاره به نظرات استادان روزنامه‌نگاري درباره‌ي وبلاگ‌نويسي كه برخي آن را نوعي روزنامه‌نگاري مي‌دانند و از نظر برخي روزنامه‌نگاري محسوب نمي‌شود، نوشته است:‌ من فکر مي‌کنم که وبلاگ‌نويسي، يک نوع روزنامه‌نگاري است. هر چند روزنامه‌نگاري براي خودش تعريف دارد و به طور سنتي يک سري خط‌کشي‌هاي مشخص.

به اعتقاد اين بلاگر، وبلاگ‌نويسي به نوعي نزديک به روزنامه‌نگاري نرم هست. يعني نشانه‌هاي يک خبر نرم که حالت روايي دارد و سريع سر اصل مطلب نمي‌رود را دارد. تحليل نويسنده و موضع‌گيري شخصي به همراهش هست. از طرفي در بسياري از موارد هم خبر سخت را هم پوشش مي‌دهد.

در اين نوشته مي‌خوانيد:‌ مثال‌هاي زيادي داريم توي وبلاگستان خودمون که وبلاگ‌ها زودتر از هر رسانه‌ي ديگه‌اي خبري رو اعلام کردن و تحت پوشش قرار دادن. اما نحوه‌ي ارائه‌ي اين اخبار هم هر چند سخت محسوب مي‌شده، اما به دليل شيوه‌ي نگارش خاص و شکستگي در متن و فرم تفاوت‌هايي با رسانه‌هاي سنتي اعم از چاپي و سمعي و بصري داره. هر چند بحث ما اصلاً سر اين نيست که وبلاگ‌نويسي چه نوع روزنامه‌نگاري هست. سؤال در واقع اينه که اصلاً روزنامه‌نگاري هست يا نه؟ به نظر من که هست. به نظر شما که وبلاگ مي‌نويسي چي؟ هست؟...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت   توسط دوست انجمن  | 

یه سایت جالب :يک روحاني و بزرگ ترين سايت همسريابي

از طريق اينترنت و اين صفحات با ارائه دقيق راه هاي بهينه سازي يك زندگي سالم و بي آلايش بر اساس معيارهاي يك انسان مسلمان را پيش روي خواهان آن قرار مي دهيم . اين ها بخشي از مطالب ارائه شده در يك سايت همسر يابي است كه به اعتقاد بسياري در حال حاضر بزرگ ترين سايت همسريابي در دنيا را از آن خود دارد .

اگر چه در گذشته راه هاي ازدواج براساس روش هاي سنتي بوده است اما گويا يك روحاني توانسته است تا با استفاده از علوم جديد براي همسر يابي و برقراري پيوند ازدواج در ميان جوانان اقدامات جالبي را صورت دهد .
    حجت الاسلام جعفر اردبيلي كه خود نزديك به بيست سال پيش در قالبي كاملا سنتي در يكي از محله هاي جنوب تهران ازدواج كرده و به گفته خودش حتي تا هنگام ازدواج نيز همسرش را نديده است ، چند سالي است كه با راه اندازي يك سايت همسريابي به آدرس www.ardabili.com اقدام به همسريابي براي دختران و پسران داخل و خارج از كشور كرده و گويا در اين كار نيز به موفقيت هاي چشمگيري دست پيدا كرده است . تا جايي كه اين روزها آمار ازدواج بيش از دو هزار دختر و پسر تنها از طريق همين موسسه به گوش مي رسد .
    اردبيلي علت روي آوردن به اين فعاليت را مشاهده مشكلات دانشجويان در زمينه همسر يابي عنوان كرده و مي گويد : بسياري از دانشجويان بعد از فراغت از تحصيل قصد خروج از كشور را داشتند و من از نزديك مشكلات روحي آنها را مي ديدم بنابراين كار مشاوره با دانشجويان دانشگاه را آغاز كردم .
    وي اگر چه به گفته خودش تا چند سال پيش با مقوله اينترنت نا آشنا بوده است اما سال هاست كه در زمينه همسريابي و مشاوره ازدواج با دانشجويانش در دانشگاه ارتباط داشته است . طراحي و تاسيس كانون مشاوره پيوند دانشجويي در دانشگاه تهران ، ايجاد و تاسيس صندوق قرض الحسنه پيوند در دانشگاه تهران و محبان الزهرا در دانشگاه امير كبير از جمله فعاليت هاي وي بود .
    
    چرا روحاني ؟
    وقتي وارد سايت اردبيلي مي شويم ، بي اختيار اولين چيزي كه جلب توجه مي كند ، روحاني بودن صاحب اين سايت است . اردبيلي خود پيرامون انگيزه اش از اين كار مي گويد : روحاني بودن در خيلي از موقعيت ها مشكل گشا بوده است . وقتي با مخالفت خانواده هاي سنتي براي يك ازدواج مواجه مي شويم ، روحاني بودن من و اعتمادي كه بخش سنتي جامعه به روحانيت دارد موجب مي شود تا بعضي از مخالفت ها از بين برود .
    اينگونه است كه اردبيلي به عنوان يك روحاني در سايت خود به خوبي فعاليت كرده و توجه بسياري از جوانان و خانواده ها را به سمت خود جلب است . البته اين پايان ماجرا نيست . چرا كه فرهنگ مذهبي حاكم بر جامعه ايران در كنار سايت هاي غير اخلاقي موجود در اين راه موجب شد تا اين روحاني صاحب سايت از مراجع براي مشاوره همسر يابي مجوز بگيرد . او وکيل در امور حسبيبه از هشت مرجع تقليد شيعه است که برخي از ايشان مصرف وجوهات شرعي را در اين راستا به وي اجازه داده اند . از سوي ديگر موسسه مطبوعه اش يا همان موسسه فرهنگي خانواده امين (www.aifci.com) یك NGO است که از وزارت کشور و اداره امنيت نيروي انتظامي داراي مجوز رسمي است .
    اردبيلي پيرامون هدف از گذاشتن تصوير خود با لباس روحانيت در صفحه اول سايت مي گويد : در درجه اول خودم را معرفي كرده ام تا بدانند مديريت سايت با چه كسي است و در مرحله بعد خواستم اعتماد مراجعه كنندگان را جلب كنم تا در صورت تمايل در مورد خصوصي ترين مسايل با من گفت وگو كنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت   توسط نسیم  | 

مطالب قدیمی‌تر